1- اگر مجری برنامه فردوسی پور بود.... فردوسیپور: خب آی
دكتر... چیه جریان این پول نفت و اینا؟ دكتر: خب اون قضیه كه مشخصه، راستی...
آقای فردوسی پور شما بچه گیتون... در مهد كودك... یه بار خودتونو... بگم؟....
بگم؟ فردوسیپور: نه جون مادرتون آی دكتر... بریم سوال بعدی رو بپرسیم.. آقای
موسوی برنامه شما چیه واسه اقتصاد؟ موسوی: من با عرض احترام به مردم ایران، یك
لیستی دارم كه حتما باید بخونم، پیاز 2 كیلو... نفت هیچی، گوجه فرنگی كم، كدو
زیاد،، سیب زمینی به مقدار لازم... فردوسیپور: بسیار خب من جوابمو گرفتم... آی
دكتر... میشه درباره كارهایی كه كردین صحبت كنین، داستان این تورم و اینا
چیه؟ دکتر: (لبخند ملیح) من پرونده دارم، ببینید... اینجا نوشته كه باجناق
همسایه شما، زنش رو كتك میزنه و یك بار بیاجازه رفته سر یخچال و آب رو با شیشه
خورده، خب این كار خیلی زشتیه.... بقیشم بگم؟... بگم؟ فردوسیپور: نه ممنون آی
دكتر، خیلی شفاف بود... 2- اگر مناظره بین پینوكیو و جواد نكونام بر گزار
میشد: فردوسی پور:... ممنونم آقای پینوكیو از آمارهای شفافتون.... خب... آی
نكونام چه خبر از اوساسونا و سیاست خارجی نكونام: (سكوت) فردوسی پور: آی
نكونام مشكلی پیش اومده؟ (جواد نكونام از ناحیه چشم به دلیل فرو رفتن شی ء نوك
تیز چوبی دچار مشكلات حاد بینایی شده است، برنامه متوقف میشود) 3- اگر به جای
مناظره مشاعره بود... دكتر: هست در واقع كل صحبت ما همه جا هست ذكر شهرت ما....
هر چه بدبختی است از آنهاست همه چی حل شده است توی دولت ما... فردوسی پور:
ادب مرد به ز دولت اوست بسه دیگر كه دیگه نوبت اوست... «ت» بدهید... موسوی: تاپ
تاپ خمیر، شیشه پر پنیر، جیبه پر طلا، بشكه پر نفت، پوله كجا رفت؟ دست كی بالا؟...
«الف» بده! دكتر: اگر آن ترك كرمانی به دست آرد دل مارا دهان و دل به هم دوزد،
بگیرد كل آرا را فردوسی پور: آخ آخ آخ.. كاندیدای من كوش؟ «شین» لطفا!
موسوی: شب شب عشق و شوره... شب شب حرف زوره.. (با ختمی قراری داشتم، به شدت
دیر كرده است، گویا مسیرش دوره.) «ه»جسارتا.... دكتر: هاش..... بگم؟ بقیه شو
بگم؟ فردوسیپور: خب زمان همهمون به پایان رسیده! گویا ارتباط ما برقرار شده با
غلامحسین پیروانی(؟!).. سلام آی پیروانی.... ... 4- اگر... بازم بگم؟ بگم؟
+نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت6:26 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه |
|