تبليغاتX
خرده ریزه های ذهن من - السلام علیک یا ابا عبدالله

خرده ریزه های ذهن من

مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد!


دنیا همه اش محو تجلی حسین است

عقبی و جهان در عجب از کار حسین است

می گفت شبی آب به آتش ز بزرگی
شرمندگیم تا به ابد پیش حسین است

آتش ز غم خویش چنین گفت به آهی
آن خیمه سوزانده شده مال حسین است

در حسرت آن لحظه بدم چون که رسیدم
دیدم همه طفلان؛ عزیزان حسین اند

سنگ از سر شرمش نتوان گفت به از این
سنگ سیه ام روی ز رفتن به حسین است

اشیا همه شان رنگ خجالت همه دارند
زیرا به حقیقت دلشان سوی حسین است

اما ز بشر شرم و هزاران صد افسوس
دنیا برشان نیکتر از کار حسین است

از معرفتش هیچ ننوشیدن و رفتند
اما کرم از سوی کمالات حسین است

در ملک و ملک نه دهن است و نه انگشت
از بس ز تحیر به دهان کار حسین است

مائیم و دلی پر ز گناه و دهن یار
بخشیدن ما بهر شفاعات حسین است

ما پر زگنه ؛ جز به کمی رنگ محبت
آن هم به یقین نیز کرامات حسین است

چون در دل زنگار گرفته درین بهر مکافات
زنگار زدودن ز کرامات حسین است

آری سخنم گشت دراز بهر شنیدن
اما چه کنم این سخنان بهر حسین است

گل نیست دل است آنکه به دلداری محبوب
در امر امام گوش به فرمان حسین است

در معرفتش گوش به فرمان و نشستن
ما منتظریم امر به فرمان حسین است

در عالم و آدم همه را نیک بگشتم
هیچم نرسید جز که همه آن حسین است

فرمود خدا می کشمت چون شدی عاشق
کین جلوه ی عشق ؛جلوه ایی از کار حسین است

گردیده خدا خود به حقیقت دیه ی او
اکنون همه چرخ جهان دست حسین است

یارب تو رسان آن گل نرگس به حقیقت
زیرا که امام است و ز فرزند حسین است

در آخر کار حرف زیاد است ولی لیک
سبحان ز تاثر به دامان حسین است

هر چند که سبحان همه اش در غم او نیست
اما به خدا هر چه که دارد ز حسین است

سبحان تو مخوان قصه که این غم

کشته است هر آنکس که به حق شیعه حسین است




 11 دی 87
ساعت 8:30

مطابق با سوم محرم الحرام

شاعر: مهندس علیرضا نیلچیان


+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت10:59 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |