ترا من چشم در راهم ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گيرند در شاخ " تلاجن" سايه ها رنگ سياهیوزان دلخستگانت راست اندوهی فراهمترا من چشم در راهم شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگاننددر آن نوبتکه بندد دست نيلوفر به پای سرو کوهی دامگرم ياد آوری يا نهمن از يادت نمیکاهمترا من چشم در راهم نیما یوشیج-زمستان1336
+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت7:45 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه |
|