تبليغاتX
خرده ریزه های ذهن من

خرده ریزه های ذهن من

مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد!


1. روابط دانشجو با استاد
2. روابط دانشجو با دانشجو
3. روابط استاد با دانشجو
4. روابط كارمندان با دانشجو و بالعكس


1. روابط دانشجو با استاد

الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:
1. دانشجو خودشیرینی می كند به هدف نمره.
2. دانشجو خودشیرینی می كند به هدف استاد.
معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود میرسد.

ب. دانشجو پسر است و استاد مرد:
1. دانشجو و استاد چشم دیدن یكدیگر راهم ندارند.
2. دانشجو و استاد خیلی رفیق می شوند یه طوری كه شوخیهای آنها را نمی توان به قلم آورد.
3. نقش سنگ را برای هم بازی می كنند.
معمولا در هیچ كدام از حالات فوق هیچ كدام از طرفین هدفی را دنبال نمی كنند.

2. روابط دانشجو با دانشجو

الف: پسر با پسر: استغفرالاه!

ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نیاره!

ج: پسر با دختر: آهان رسیدیم سر اصل مطلب!:
1. روابط در حد نگاه; نهایت رابطه: آمار گیری
2. روابط در حد سلام و علیك; نهایت رابطه: احوال پرسی
3. روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهایت رابطه: كپی جزوه ها
4. روابط در حدسالی یكبار تور یكروزه تفریحی ; نهایت رابطه: سالی دوبار تور یكروزه تفریحی!
5. روابط در حد پارتیهای دوره ای; نهایت رابطه: روم نمی شه بگم!
6. روابط در حد درس خواندنهای دست جمعی; نهایت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهای عالم!
7. روابط در حد مرغ عشق; نهایت رابطه: ...(چی بگم والا!)



3. روابط استاد با دانشجو:

الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:
1. استاد از دماغ فیل افتاده است و هیچكس را تحویل نمی گیرد.
2. استاد هم مجرد است هم شكارچی!
3. استاد دنبال بهانه ای می گردد تا نمره بذل و بخشش كند.

ب: استاد مرد است و دانشجو پسر:
اتفاقات تكراری است.

ج: استاد زن است و دانشجو دختر یا پسر:
استاد بنده خدا كار خودش را می كند و دانشجو ها برای خودشان آتیش می سوزانند.


4. روابط كارمندان با دانشجو و بالعكس

معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسمیت پیدا می كند. گاهی اوقات هم بعضیها موش میدوانند

+نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت10:46 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

خیلی ها دوست دارند كه بدونند اولین هر چیزی كجا بوده و چطوری بوده ، از این رو ما كه اسم پیتزا داوود رو خیلی شنیده بودیم تصمیم گرفتیم بریم یه تستی بكنیم.
 
وارد كوچه لولاگر (آدرس كامل پائین صفحه هست) كه می‌شید انتهای كوچه به اندازه یه وانت جعبه نوشابه پپسی می‌بینید كه جلوی یه مغازه قدیمی هستش. وقتی وارد مغازه آقا داوود می‌شید دو سه تا میز كوچیك دو نفره می‌بنید و یه سكو كه روش می‌تونید غذا بخورید. از طرفی هم روبروتون یه یخچال قدیمی كه فقط توش كالباس و سوسیس می‌بینی كه خورد شده آماده استفاده هستند.
 
 
ولی اینجا یه پیتزا فروشی معمولی نیست! اولین پیتزا فروشی ایرانه! پس باید توقع داشته باشید یه چیزاییش فرق كنه.
اینجا رسم و رسوم خودشو داره و اگه شما تا حالا اونجا نرفته باشید حتما” غافل گیر می‌شید. از این رسم و رسوماش براتون بگم:
تو این پیتزا فروشی هیچ غذای غیر از پیتزا گیرتون نمی‌یاد و شما می‌تونید از 7 نوع پیتزایی كه داره انتخابای خودتون رو داشته باشید. پیشنهاد من پیتزا مخلوط و یا پیتزا قارچه.
خوب حال نوبت سفارش دادنه : می‌گید یه پیتزا مخلوط و اون اسم شما رو می‌پرسه! شما باید اسم كوچیكتونو بهش بگید و الا دوباره می‌پرسه! بعد از این بلافاصله یه 400 ، 500 گرم كالباس كه داخل فویل گذاشته شده رو جلوتون میذاره! كه شما كلی تعجب می‌كنید كه بابا من پیتزا سفارش دادم نه كالباس خام!!! این كالباس كه میشه گفت از معمولی ترین كالباس های موجود بازاره  و بصورت نامنظم با كارد خورد شده در اصل پیش غذای شماست. و شما با سس فراونو و آویشنو وفلفل می‌تونید میل كنید. به ازای هر پیتزا  یكی از این كالباس ها هم میده. البته شما اگه بخواهید بازم كالباس میده انقدر كه دیگه نتونی چیزی بخوری و بابت این كالباس ها از شما هیچ پولی نمی‌گیره!!! پس با خیال راحت بخورید.
من نمیدونم ، با این كه می‌دونی كالباسش یك درصد هم گوشت نداره ،ولی با یه ولع خاصی شروع می‌كنی به كالباس خوردن كه انگار تو عمرت كالباس نخوردی!
در مورد محل نشستن هم باید بهتون بگم معمولاً توی مغازه جایی برای نشستن نیست و شما باید بیرون مغازه مثل بقه مشتری ها بشنید. و اما مگه بقیه مشتری های چه جوری نشستند؟
 
بقیه از همون جعبه نوشابه ها كه اول داستان براتون گفتم دارند استفاده می‌كنند. شما هم دو تا جعبه نوشابرو بر می‌گردونید و یكشو می‌كنید صندلی و یكیشو می كنید میز و در عین سادگی و راحتی غذاتون میل می‌كیند.
خوب حالا پیتزای شما حاضر شده و یكی باصدای بلند اسم شما رو صدا می كنه و اگه نشنوید ممد آقا بیرون مغازه دوباره صداتون می‌كنه! حالا پیتزا رو گرفتی یه پیتزا با نون بسیار نازك و تیكه های بزرگ كالباس و سوسیس و قارچ به همراه سس فراونو آویشن.. كاملاً پرملات طوری كه وقتی بر میداری میریزه. البته بگم از همون مواد معمولی تشكیل شده.
و اما از اخلاقای دیگه آقا داوود : البته شبی كه ما رفتیم خود آقا داوود نبود و یه شاگردی داشت بنام ممد آقا كه می‌شد پسر خاله آقا داوود و بعد از بازنشستگی میاد اونجا كمك می‌كنه. اون می گفت كه آقا داوود الان یه سه ماهی هست كه پا درد داره و دیگه نمی‌یاد. اگه آقا داوود احساس كنه كه كسی داره خالی می‌بنده ، یه زنگ زورخونه ای داره كه اونو به صدا در میاره ، یا اگه احساس كنه كه داری بیش از ظرفیتت پیتزا می‌خوای ، بهت نمیده ولی هر چقدر كالباس بخای بهت میده.
 
و اما از گفته های این ممد آقا، كه خیلی هم شنیدنی بود در مود تاریخچه اینجا و مطالبی كه از سایت های مختلف در مورد اینجا خوندم براتون بگم :
اینجا حول و حوش سال 1340 تاسیس شده ، و آقا داوود به همراه یه شریك ارمنی خود اینجا رو باز كردند. اینجا از همون روز اول ساده بوده و الان هم همونطوره. طولی نمی‌كشه كه شریك ارمنی دست از شراكت می‌كشه و میره خارج و آقا داوود می‌مونه و مغازش.  بعد از گذشت سه سال پیتزا پنتری توی ویلا باز می‌شه و بر خلاف پیتزا داوود، پیتزا پنتری یه جای باكلاس و پر از تجملات بوده و برای اینكه ثابت كنه كه جای باكلاسیه شب اول شاه رو دعوت می‌كنه! بگذریم. اولین پیتزا رو آقا داوود 11 قرون می فروخته و الان پیتزا هاش از 2400 تومان هست تا 3900.
توی اینجا از سالاد و سیب زمینی  خبری نیست. و اگه بخوای غذا رو ببری پیتزا رو توی جعبه نمی‌ذاره بلكه لای یه فویل می‌پیچه و به همراه یه دسته كالباس دیگه بهت میده .
یه راوی دیگه می‌گفت كه وقتی از در مغازش خارج می‌شی ازت یه سوال می‌پرسه “سیر شدی ؟ “
ممكن است غذای داوود پر باشد، و جایش كثیف باشد و صندلی‌هایش ناراحت. ممكن است لحظه‌ای از كرده پشیمان شوى. اما داوود با هر‌چه كه دارد یا ندارد تجربه‌ای است با‌ارزش حد‌اقل برای یك‌بار. تجربه خوردن اولین پیتزای تهران.
 
آدرس: خیابان حافظ- زیر پل حافظ- کوچه لولاگر- سمت راست
(میدونستین که من بچه پل حافظم؟! بیمارستان نجمیه؟!)

+نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت10:13 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

فروردین
اگر ورزشكار و هنرمند نیستید پس حتما از جمله كسانی هستید كه مرتب در حال جدل و پس زدن رقبائید و به اصطلاح می‌كوشید تا به حق خود برسید. در زمینه مسائل احساسی و عاطفی، یك نوع یك دندگی و لجاجت در میان نیمی از متولدین این ماه دیده می‌شود كه تا حدی باعث كدورت شده ولی در پایان به نقطه روشن و مثبت می‌رسند. درنیمه دوم سال حسن نیت شما باعث رفع دلتنگی‌ها و كدورت‌ها می‌شود .
از این بابت هراسی به دل راه ندهید كه با شكست و ناكامی رو‌به‌رو نشوید. با زیركی كه دارید از بن‌بست‌ها رهایی خواهید یافت. اجازه ندهید از صداقت و انسانیت شما سوءاستفاده شود. یك نفر، كمك شایانی به شما خواهد كرد كه هیچ‌گاه تصورش را نمی‌كردید. این كمك در زمینه كاری شماست. صبر كنید كه صبر، علاج همه دردهاست. درنیمه دوم سال بیشتر به فكر آینده‌تان باشید، او سال‌هاست كه منتظرشماست.

اردیبهشت
جوان‌تر‌ها بدانند كه زندگی بلاتكلیف، جز افسردگی و انزوا‌طلبی چیز دیگری ندارد. در روحیه كسل خود غرق نشوید و با اجتماع اطراف خود هماهنگ شوید. درنیمه دوم سال عده‌ای با شما برخورد خواهند داشت كه باعث تحولات جدید در زندگی و كارتان خواهند شد. صبر داشته باشید چرا كه هر چیزی برای وقوع، زمانی را می‌‌طلبد. در زمینه كاری، رقابتی دارید كه موفقیت شما در این زمینه حتمی است. چشم دل باز كنید تا خوشی‌ها را هم ببینید و با دیگران تقسیم كنید. از ناامیدی فاصله بگیرید و در سلامتی روحتان كوشش كنید. همكاری در محیط كار برای شما مفید است. بازنگری در موضوعات ارزشمند برایتان مناسب است. درنیمه دوم سال منتظرتان را بیش از این در انتظار نگذارید و زودتر اقدامی بكنید. اتلاف وقت بیش از این جایز نیست.

خرداد
در درنیمه دوم سال در زمینه كاری و شغلی برای متولدین این ماه موفقیت‌هایی پیش می‌‌آید. عده‌ای كه شغل خود را به عللی از دست داده‌اند امكان یافتن كار تازه بهتری دارند. سرگرم مسائل غیرضروری نباشید كه مهم‌تر از اینها را در پیش دارید. اخلاق خوش را فراموش نكنید. زود و بی‌‌جهت عصبانی نشوید كه هیچ نتیجه‌ای ندارد. سستی را كنار بگذارید و هر كاری را كه آغاز كردید تا به انتها انجام دهید، هر چند كوچك باشد. بدون مشورت والدین و بزرگ‌ترها كاری را شروع نكنید، بگذارید پشت شما گرم باشد. سعی كنید لا‌به‌لای موفقیت‌های حاصله گم نشوید و مغرور نگردید كه غره شدن، دوری از دیگران را در پی دارد.
احترام و محبت، تنها هدایایی هستند كه می‌‌توانید به محبوبتان هدیه كنید. پس چرا معطلید؟ عشق پشت در ایستاده، بیابیدش؟...! نیمه دوم سال آمده و در می‌‌زند...

تیر
سعی ‌‌كنید در سال آتی از زندگی بهره كافی را ببرید كه این به نفع شماست.یك نقل و انتقال بزرگ، فكر شما را به خود مشغول ساخته ولی احتیاط را از دست ندهید كه احتیاط شرط اساسی عقل است. مسائل بین شما و همكارانتان یا حتی دوستان و آنهایی كه در غم و شادی شما شریك بوده‌‌اند، سرانجام به پایان خواهد رسید. هرازگاهی نگاهی به گذشته بیندازید، نه خیلی دور، همین چند روز پیش... چگونگی رفتار و امورتان را تجزیه و تحلیل كنید. از ناكامی‌ها عبرت بگیرید و از كامیابی‌ها بهره‌مند شوید. درنیمه دوم سال سعی كنید گام‌های ترقی را قدم به قدم بردارید و در هر صورت محتاط باشید. به احساسات اطراف خود توجه كنید، بی‌‌تفاوت از كنار آنها نگذرید، شاید همان‌ها سرنوشت شما را بسازند یا آینده شما باشند. یك (بله) كار را تمام می‌‌كند، به شرطی كه جوانب را در نظر بگیرید.

مرداد
عشق و مسائل عاطفی برای شما سبب‌ساز خوشبختی است. راز‌دار رازهای خود باشید و سفره دل را پیش هر كسی باز نكنید. گاهی اوقات پیش آمده كه با كسانی درددل می‌‌كنید كه چون حربه، علیه خودتان به كار می‌‌برند. خیلی از حرف‌ها را جدی نگیرید. گاهی، بعضی حرف‌ها را نشنیده بگیرید و خود را به قول معروف به راهی دیگر بزنید. زندگی عاطفیتان در بهترین موقعیت قرار دارد. شما از خیلی نظرها تواناتر هستید
و همچنان موفق. با كارهای زیاد و متنوع، ذهنیت خودتان را آشفته و پراكنده نسازید. سال 88 گذشت، اما به یاد داشته باشید كه درنیمه دوم سال گاهی با خود در گوشه‌ای خلوت كنید و به درون فكر كنید. قلبتان نداهایی دارد. گوش، شما را به جایی وصل می‌‌كند. نداهای قلبی در صورتی كه عقلانی هم باشند راه درست زندگی‌ را نشان می‌‌دهند.

شهریور
اعصاب خسته شما نیاز به استراحت دارد. در محیط كار ممكن است اختلاف نظرهایی پیدا كنید كه باید باحوصله باشید و محبوبیت خودتان را حفظ كنید. پندها و اندرز‌‌های اطرافیان را به گوش جان بخرید كه ارزشمند است. لحظه‌های زندگی را غنیمت بشمارید و به فرداهای دور بیندیشید و پشیمان روزهای رفته نباشید. درنیمه دوم سال با امیدواری به افق‌‌های رو به رو بنگرید و به هدف‌های خویش بدون هراس دست یابید، هرچند كه به نظر دور می‌‌آید اما محقق می‌‌شود. گره‌ها را با دست‌ باز كنید نه با دندان و مراقب سلامتیتان باشید. ممكن است برخی از فشارها شما را بیش از پیش خسته كند اما نگران نباشید. گاهی اوقات شما یادتان می‌‌رود كه قلبی برایتان همیشه می‌‌تپد، پس تپش آن را با تپش قلب خود پاسخ گویید.

مهر
بگو مگو و بحث و جدل‌هایی در میان خانواده بروز كرده كه باید با سیاست و گذشت در رفع آنها كوشش كنید، چرا كه ادامه آنها سبب از هم پاشیدن خیلی از پیوندهای دیرین می‌‌شود. از بند خواسته‌ها و تفكرات دیگران دوری كنید و هرگز شرمسار و سرافكنده نباشید. از گذشته‌ها درس بگیرید اما هیچ‌گاه نگذارید كه دیگران آینده شما را رقم بزنند. حضور خودتان را اثبات كنید و نشان دهید كه شایستگی انجام هرگونه فعالیتی را دارید. قراردادهایی جهت منعقد نمودن به شما پیشنهاد می‌‌شود كه به احتیاط در آنها بسیار توصیه می‌‌شود. این روزها زندگی اجتماعی و احساسی شما غنی است.
چه بخواهید چه نخواهید، باید بدانید كه عاشق شده‌اید. قدر حرمت‌ها را بدانید و دوستان خود را از خود دور نكنید. او شما را دوست دارد.

آبان
آن دسته از افرادی كه تا امروز متكی به دیگران زندگی كرده‌اند، باید به یك اقدام اساسی دست بزنند و به فكر یك مسیر مستقل و تكیه به خلاقیت و قدرت خود باشند. گاهی اوقات از وضعیت پیش آمده خسته می‌‌شوید و از همه چیز و همه كس ایراد می‌‌گیرید. باید در رفتار و كردار خود تجدیدنظر سریع به عمل آورید، چون باعث دوری دوستان و آشنایان می‌‌شود.درنیمه دوم سال قدر موقعیت‌ها را بدانید، انتظارات شما برآورده می‌‌شود. حوادثی در راه است كه نتایج ثمربخشی خواهد داشت. با خانواده با محبت برخورد كنید كه دعای والدین اثر عجیبی به همراه دارد. وضعیت مناسب مالی شما دلیل این نمی‌‌شود كه بی‌‌‌حساب خرج كنید. نظم مسائل مالی را حفظ كنید تا دچار دردسر نشوید. تنهایی و انزوا را رها كنید و به دنبال شكوفایی توانایی‌هایتان باشید. او شما را دوست دارد، شما چه‌طور؟

آذر
استقلال، ایده‌ال‌ترین هدفی است كه می‌‌توانید داشته باشید، پس تصمیم به زندگی مستقل، عقلانی است و باید با یك اقدام حسابگرانه و دوراندیشی صورت پذیرد تا با ناكامی و شكست مواجه نشوید. هیچ‌گاه تحت فشار، كاری را انجام ندهید كه سبب رویدادهای ناخوشایندی می‌‌شود، به‌خصوص ازدواج كه به‌طور حتم باید با اراده قلبی و خواسته خود فرد باشد. پس فكر كنید تا به آنچه كه در آرزوی آن بوده اید و ذهنتان به آن مشغول بوده برسید.برای یكی از آشنایان مشكلی پیش آمده كه دلجویی شما نگرانی آنها را كاهش می‌‌دهد. غرور را از قلب خود جدا كنید. روابط شخصی و خانوادگی خود را گسترش دهید. نگران نباشید و لبخند بزنید و تعامل مهرآمیز را فراموش نكنید. به فكر او باشید، چرا كه او به فكر شماست.

دی
وفاداری را سرلوحه قرار ‌‌دهید ولی در عین حال تودار هم باشید. قدر دوستان صادق و صمیمی خود را بدانید و نقش آنها را در زندگیتان خوب مورد ارزیابی قرار دهید. به وعده‌هایتان عمل كنید. هیچ مسئله‌ای غیراخلاقی‌تر از خلف وعده نیست. شما بسیار مورد اعتماد اطرافیان هستید، صفتی كه از هر ثروتی ارزشمند‌تر است. مشكلی كه مدت‌ها شما را رنجانده، به خودی خود حل می‌‌شود. برای آشتی پیش قدم شوید چرا كه دوستی در انتظار شماست.ممكن است تضادهای خانوادگی پیش بیاید كه نگران‌كننده خواهد بود. دارایی‌های شما با یك تصمیم و تغییر به جا فعال خواهد شد و در كل، تغییرات نامنظمی برایتان پیش می‌‌آید، اما كماكان شما نظم خود را دارید و كمتر دچار دردسر می‌‌شوید، پس نگران نباشید.درنیمه دوم سال منتظر نسیم عاشقی باشید، پنجره دل را باز كنید تا احساسش كنید.

بهمن
گناه و اشتباه اطرافیان را بزرگ نكنید و تا حدامكان به آنها فرصت جبران بدهید تا به صورت یك مسئله حاد در نیاید. تا قدرت دارید شادی و امید را به زندگی راه بدهید و اجازه ندهید یاس و افسردگی و ناامیدی از در و دیوارها خود را وارد كنند. با عبرت گرفتن از گذشته، حال را به بهترین نحو ممكن طی كنید. از تجربه‌های دیگران هم استفاده كنید و فصلی نو در روابطتان بگشایید و دور بدبینی را خط بكشید كه شما را از همه دور می‌‌سازد. یك خبر غیرمترقبه دریافت می‌‌كنید؛ چیزی كه از آن قطع امید كرده بودید. تغییراتی در زمینه خانوادگی و شغلی برایتان پیش می‌‌آید كه شما را به یاد خاطرات گذشته می‌‌اندازد. درنیمه دوم سال زمان آن است كه یك تصمیم جدید در برداشتن گام‌های خود اتخاذ كنید. عشق را شوخی نگیرید، چرا كه ممكن است سرنوشت انسان‌ها را تغییر دهد.

اسفند
از انتقاد و سرزنش دست بكشید و فضای خانوادگی و حرفه‌ای خود را به فضایی دوستانه مبدل سازید. برای هماهنگی سلامت جسم و روح تلاش كنید. یاد بگیرید برای امروز زندگی كنید و به خاطر داشته باشید كه بی‌‌دوست و بی‌‌عشق، زندگی هیچ نخواهد بود و بدانید كه زندگی وسعت‌پذیر است و یك لحظه‌اش را نباید تباه كرد تا آن‌كه به هدف‌ها دست یابید. مدتی است كه به انتظار نشسته‌اید، اما امسال دیگر پایان راه است و آرزوهایتان به سرانجام خواهد رسید. انتظارتان به زودی به نتیجه خواهد رسید. در سال آتی، از همان روزهای اول، قدم‌هایتان را در زندگی به درستی بردارید. امسال با خود عهد كنید كه اشتباهات بچه‌گانه را تكرار نكنید و قدر فرصت‌ها را بدانید... به فكر روز‌های خوب باشید، هم شما و هم همدم شما در زندگی.

+نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت12:36 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

+نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت6:40 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


alt


مصیبت های کادوی اشتباهی
خواستم برای جشن تولد نامزدم هدیه ای بفرستم به همین خاطر از خانم خوش پسندی که یکی از همکارانم بود خواستم تا از مغازه جنب اداره یک جفت دستکش بسیار اعلا انتخاب کند تا برایش بفرستم
.
.
.
پس از خرید، خانم خوش پسند هم برای خود یک جفت شورت انتخاب کرده و پس از اینکه هر دو بسته بندی آماده شد پول را به صاحب مغازه دادیم و هنگام تحویل غافل از اینکه شاگرد خرازی بسته ها را اشتباهی داده، یعنی بسته دستکش را به خانم و بسته شورت را به من داده ، من با اطمینان خاطر آن را باز نکردم و به منزل آمدم . نامه ای به خیال خود با انشا خوب برای نامزدم نوشتم و دستکش ها را برای او فرستادم .
.
.
وقتی نامه به دست او می رسد در حضور پدرش بسته را باز می کند و دو عدد شورت را در آن می بیند و چون نامه را می خواند می بیند چنین نوشته ام
.
.
.
سرکار علیه مهری خانم عزیز
با تقدیم این نامه خواستم کمال معذرت خود را از ارسال این هدیه ناقابل که نمونه ای از محبت خالصانه من نسبت به شماست خواسته باشم و ضمناً یقین بدانید که هرگز تاریخ تولد شما از ذهن من محو نمی شود.

این هدیه مختصر را مخصوصا بدین منظور انتخاب نمودم که یقین دارم شما احتیاج خاصی به آن دارید و هرگز بدون پوشیدن آن به مهمانی نمی روید. البته این یک جفت نمونه را با انتخاب خانم همکارم خریده ام و ایشان به من اطلاع دادند که شما نوع کوتاه تر آن را می پسندید.

چنانچه ملاحظه می فرماید در انتخاب آن دقت کافی به کار رفته که خوش رنگ و ظریف و چسبان باشد. خانم خوش پسند خود یکی از این نمونه ها داشت و به من نشان داد و بخواهش خودش چند بار در مقابل من آنها را امتحان کرد.

عزیزم چقدر آرزو داشتم که آن را برای اولین بار که استفاده می کنی در مقابل خودم باشد، ولی یقین دارم تا دیدار آینده دستهای فراوانی آن را لمس خواهند کرد. درهر حال امیدوارم که هنگام پوشیدن و درآوردن آن مرا به خاطر داشته باشی.

البته اندازه واقعی آن را به خوبی نمی دانستم لیکن مطمئن هستم که هیچ کس بهتر از خودم به اندازه تقریبی آن واقف نیست. ضمناً اگر هم تنگ و چسبان باشد بهتر است چون پس از چند بار استفاده گشاد و به اندازه خواهد شد.
عزیزم خواهش می کنم شب جمعه آینده آن را در مهمانی خانه عموجان بپوشی تا زیبایی ان را به چشم خود ببینم.
ضمناً لازم می دانم این نکته را هم به عرض برسانم به عقیده من بهتر است برخلاف سابق که به هرجا می رسیدی فوراً آن را در می آوردی چنین کاری را تکرار نکنی زیرا تکرار این عمل آن را گشاد خواهد کرد و ممکن است در مجالس مهمانی بر اثر گشاد شدن بیافتد و موجب شرمندگی تو بشود.
در خاتمه امیدوارم با قبول این هدیه ناقابل که با کمال ادب تقدیم می شود این افتخار را داشته باشم با قلب پر از ارادت چند بوسه آبدار بر آن نثار نمایم.
با تقدیم احترام - نامزدت
در روز بعد نامه ای با بسته به دستم رسید که در آن حلقه نامزدی را پس فرستاده و نوشته بود
خدا رحم کرد که با کمال ادب تقدیم کرده بودی اگر بی ادبی بود چه می شد؟ بهتر است آقای با ادب مرا به فراموشی بسپاری.

 

alt

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت4:18 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

http://pofak.ir/blog/wp-content/uploads/2009/08/polygamy_2.jpg


از عصر حجر تا کنون ، این نکته بر هیچ مرد متأهلی پوشیده نبوده که اقدام به ازدواج مجدد ، محاسن بیشماری را برای وی به دنبال خواهد داشت که سبب افزایش سطح آگاهی ، دانش ، شناخت و در نتیجه ، افزایش میزان پایبندی اش به زندگی مشترک خواهد شد !

در زیر ، چند نمونه از این محاسن بیان شده ، باشد که مطالعه آنها سبب افزایش { ببخشید } منظورم این بود که سبب کاهش میزان اقدام به ازدواج مجدد در جامعه گردد !

۱ - با مطلع شدن همسرتان از این اقدام شما در کمتر از چند دقیقه ، هر چه بیشتر به سرعت انتقال اطلاعات در جهان کنونی که عصر ارتباطات می باشد ، پی خواهید برد !

۲ - با لو رفتن این قضیه ، دوستان راز نگهدارتان را از دشمنان راز گشا ، باز خواهید یافت !

۳ - با مورد ضرب و شتم قرار گرفتن از سوی همسرتان ، میزان نیرو و زور بازوان او را خواهید فهمید و در خواهید یافت که در ادامه زندگی می توانید مثل کوه به او تکیه کنید و از هیچ چیز نهراسید !

۴ - با پرتاب شدنتان از پنجره منزل به بیرون ، بیش از پیش ، محاسن گرفتن خانه در طبقات همکف آپارتمان را درک خواهید کرد و تا آخر عمر ، هیچگاه خانه ای در طبقات فوقانی نخواهید گرفت !

۵ - با اصابتتان به زمین و خورد و خمیر شدنتان ، اهمیت ورزش و ورزش کار بودن را در خواهید یافت و بعد از آن سعی می کنید آمادگی جسمانی تان را بالا ببرید تا با این صدمات از پای در نیایید !

۶ - با آواره شدنتان در کوچه و خیابان در سرمای ۲۸ درجه زیر صفر ، بیش از هر زمان دیگری به ارزش کانون گرم خانواده پی خواهید برد !

۷ - با گذشت چند ساعت و احساس گرسنگی کردن ، قدر دستپخت همسرتان را که تاکنون معتقد بودید افتضاح است و اگر موش هم آنرا بخورد ، مسموم می شود ! را خواهید دانست !

۸ - با ابراز پشیمانی از این اقدام نزد همسرتان ، به ارزش و تاثیر به کار بردن الفاظی چون : غلط کردم ، {….} خوردم ، بی جا کردم ، منو ببخش ، دیگه تکرار نمی شه و …. پی خواهید برد !

۹ - با رد شدن ابراز پشیمانی از سوی همسرتان و تصمیم گرفتن به خرید یک هدیه ترجیحاً طلایی بعنوان منّت کشی برای وی ، تورّم موجود در جامعه را بیش از هر زمان دیگری احساس خواهید کرد !

۱۰ - با قبول هدیه و بخشش شما از جانب همسرتان و راه دادنتان به خانه ، به خصلت نیکوی بخشش و بزرگواری در او پی خواهید برد و در نتیجه تا آخر عمر هیچگاه یک تار موی او را با هزار تا جنیفرلوپز هم عوض نخواهید کرد !

و در نهایت اینکه تمام موارد بالا سبب خواهد شد که تا زنده هستید و یا همسرتان زنده است ! اگر شما را با لانچوکو(وسیله مورد علاقه « بورس لی ») هم بزنند ، هیچگاه حتی به ذهنتان هم خطور نکند که دنبال تجدید فراش و دوتا کردن شلوار و گرفتن یک زن دیگر بروید تا به موجب آن موارد فوق را دوباره تجربه نمایید !

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت4:2 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


کارناوال برزیلی ریو Rio Carnival


این کارناوال که هر ساله چهار روز قبل از Lent (ماه پرهیز و روزه کاتولیک ها) در پایتخت برزیل برکزار می شود، ممکن است بزرگترین و شگفت انگیزترین فستیوال دنیا باشد. این مراسم، زندگی و شادی را به برزیل می آورد. خیابانها مملو از انواع و اقسام کارناوالهای رنگارنگ و شاد می شوند. مردم زیادی از سراسر دنیا برای مشاهده این فستیوال رهسپار بزریل می شوند و صدای موزیک از هر کجا به گوش می رسد.زنان رقاص نیمه-عریان با لباسهای تزیین شده از سکه های فلزی و پرهای طاووس-مانند ، مشغول رقص تند برزیلی "سامبا" هستند و مردم آبجو به دست، نظاره گر این همه وجد و زیبایی هستند. -female dancers festooned in sequins & feathers-16 کارناوال بزرگ ار مدرسه های آموزش رقص سامبا، بهمراه یک کارناوال با لباسهای مخصوص، این رژه باشکوه در این فستیوال را هدایت می کنند.


  پارس کلوب برترین گروه اینترنتی در ایران


فستیوال رنگها، جشن بیضه و ... در ادامه ی مطالب...

ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت12:19 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


معادله ۱

انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح



الاغ = خواب + خوراک



پس



انسان = الاغ + کار + تفریح



وبنابرین



انسان – تفریح = الاغ + کار



بعبارت دیگر



انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می کند



معادله
۲



مرد = خواب + خوراک + درآمد



الاغ = خواب + خوراک



پس



مرد = الاغ + درآمد



و بنابرین



مرد – درآمد = الاغ



بعبارت دیگر



مردی که درآمد ندارد = الاغ


معادله
۳



زن = خواب + خوراک + خرج پول



الاغ = خواب + خوراک



پس



زن = الاغ + خرج پول



وبنابرین



زن –
خرج پول = الاغ



بعبارت دیگر



زنی که پول خرج نمی کند = الاغ






نتیجه گیری:



از معادلات
۲و۳ داریم:



مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمیکند



پس:



فرض منطقی
۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها  تبدیل به الا غ شوند..



و



فرض منطقی
۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.



بنابرین داریم ...



مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول



و ازفرضهای
۱و۲ نتیجه منطقی میگیریم که:



مرد + زن = ۲الاغی که با هم بخوشی زندگی میکنند!

+نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت1:17 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت11:23 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

/* /*]]>*/

گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند  و همینطور در ادامه ...

 

شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت.

شاعرسرود:

 

سال ها بود تو را می کردم
همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که به من می دادی
درس آزادگی و مهر و وفا

همه کردند چرا ما نکنیم
وصف روی گل زیبای تو را

تا ته دسته فرو خواهم کرد
خنجر خود به گلوگاه نگاه

تو اگر خم نشوی تو نرود
قد رعنای تو از این درگاه

 

مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش

به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش

 

یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم

صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

 

وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست

کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

 

عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن

نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال



 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت10:21 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

با این که قدیمیه ولی من خیلی این مطلبو دوست دارم!!




f3su4o


شروع ترم

2vuc754

یک هفته بعد از شروع ترم

2anww4

دو هفته بعد از شروع ترم

2q8rivq

قبل از میان ترم

143fjty

در طول امتحان میان ترم

20959mr

بعد از امتحان میان ترم

344cd5l

قبل از امتحان پایان ترم

ehesxt

اطلاع از برنامه پایان ترم

9r3q8i

7 روز قبل از پایان ترم

122osw6

6 روز قبل از پایان ترم

ogjree

5 روز قبل از پایان ترم
iy0hkz

4 روز قبل از پایان ترم

167429v

روز قبل از پایان ترم 2

2lj6nna

1 روز قبل از پایان ترم

xm1xe8

شب قبل از امتحان
iwrdwy

1 ساعت قبل از امتحان

69j7yx

در طول امتحان

4hqjar

هنگام خروج از سالن امتحان

20959mr

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت9:8 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟

توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست .

توی اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن .

توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنند. اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه .

توی فرانسه: خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه .


توی استرالیا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن این مشاجره اونقدر طول می کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره اونوقت اونکه زنده مونده با خیال راحت به مقصودش می رسه .

توی قفقاز: جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره باز اولی همین کار رو می کنه و این ماجرا دائما تکرار میشه .

توی نروژ: معشوقه ء دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی میندازه پایین و غائله ختم میشه .

توی آفریقا: قضیه خیلی ساده ست و جای اختلاف نیست دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و علاده بر اون ، بیست تا زن دیگه هم می گیرن .

توی مکزیک: کار به زد و خورد خونینی می کشه و یکی از طرفین کشته میشه ولی بعدش اونکه رقیبش رو کشته ازدختر مورد نظر دلسرد میشه و دخترک بی شوهر می مونه .


توی آمریکا: حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه .


توی ایران: فقط پول موضوع رو حل می کنه پدر و مادر دختر می شینن با همدیگه مشورت می کن و خواستگاری که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی باشه یا باید خودشو بکشه یا رقیب رو از میدون به در کنه یا افسردگی می گیره


+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت7:55 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

مردی که به فرزند خود شیر می دهد !!

 

 

یک مرد 38 ساله سریلانکائی از شهر ولابون ادعا کرد که می تواند به صورت طبیعی به دو فرزند خود از سینه اش شیر دهد. وی در مصاحبه با روزنامه محلی لانکادیپا گفت که دختر 18 ماهه اش از زمان مرگ مادرش که پیش از سه ماه پیش بود از خوردن شیر خشک امتناع می ورزد.

 

یک روز که از گریه زیاد دخترم نمی دانستم چکار کنم به یکباره سینه خود را در دهان او گذاشتم تا شاید ساکت شود، اما به یکباره دیدم که سینه ام شیر ترشح می کند، ودخترم نیز می خورد. دکتر کمال جایا سینگ در این باره می گوید که مردان نیز در صورتی که هرمون پرولاکتین در ایشان به حد زیادی فعال شود امکان دارد که شیر تولید کنند!

 

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت7:45 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

لحم الضب یا كبسة ضبان (به فارسی خوراک سوسمار) نوعی طعام در برخی کشورهای عربی است.

خوراک سوسمار متشکل از گونه‌ای سوسمار بومی است با نام علمی Uromastyx که در خاورمیانه و آفریقای شمالی زندگی می‌کند.

این خوراک در برخی کشورهای خلیج فارس (همانند عربستان سعودی) پخته می‌شود، اما در برخی کشورهای شمال آفریقا (همانند سودان) نیز مصرف دارد.

این خوراک از زمانهای قدیم مصرف داشته‌است. بطور نمونه جهانگردان انگلیسی در قرن نوزدهم در نوشته‌های خود بدان اشاره کرده اند، و در برخی نسخ شاهنامهٔ فردوسی، در رجزخوانی رستم فرخزاد (خطاب به سردار عرب) به این موضوع اشاره می‌شود:

ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بدانجا رسیدست کار
که تخت عجم را کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

شاعران ایرانی تازی‌گو نیز به این قضیه (در مقام تحقیر) اشاره داشته‌اند. چنان که ابراهیم ابن ممشاد اصفهانی ملقب به المتوکلی خطاب به خلیفه عباسی المعتمد که از بنی هاشم بود گفته‌است:

...

فقل لبنی هاشم اجمعین
هلموا الی الخلع قبل الندم
...

فعودوا الی ارضکم بالحجاز
لاکل الضباب و رعی الغنم

پس بنی‌هاشم را همگی گو: به برکناری خویشتن پیش از پشیمانی برخیزید...پس به سرزمینتان در حجاز برای خوردن سوسمار و چراندن گوسپند باز گردید. این شعر به دستور یعقوب لیث سروده شده بود.

 

 

تصاویر زیر حاكی از این نوع غذا خوردن در عصر حاضر است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت8:33 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


در زمان جنگهای صلیبی، جنگجویان برای جلوگیری از خیانت همسرانشان از نوعی شورت آهنی (شكل زیر) استفاده می كردند  و به آن قفل می زدند و كلید آن را به روحانی شهر می دادند و پس از برگشتن از جنگ، كلید را پس می گرفتند.

 

 

 

 


ولی جدا چه ای کیوهایی بودن!! کلیدشو میدادن به روحانی شهر؟!


+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت8:7 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند"  مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!"

 

 

مرد مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!"

 

نتیجه اخلاقی داستان: "آیا بدون دانستن تمام حقایق نتیجه گیری کردن عادلانه است؟."

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت7:49 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/30/91041561319244215358..jpg

+نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت4:56 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد

معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى كه پستاندار

عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد

دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ 

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم..

معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ 

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید.

 

*****************************************



یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد

ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد

از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده

 

************************************



عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها راتشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند

معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله

یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.

 

 ***********************************************



معلم داشت جریان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد.

براى این که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت: بچه‌ها! اگر من روى سرم بایستم، همان طور که مى‌دانید خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود

بچه‌ها گفتند: بله. 

معلم ادامه داد: پس چرا الان که ایستاده‌ام خون در پاهایم جمع نمى‌شود؟ 

یکى از بچه‌ها گفت: براى این که پاهاتون خالى نیست

 

 ***********************************************



بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود: فقط یکى بردارید، خدا ناظر شماست

در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود. یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست.

+نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت3:9 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


 

در فستیوال غذا امسال در سیدنی کمپانی TBWA با استفاده از مواد غذایی پرچم کشور های شرکت کننده را طراحی کرده است و بسیار زیبا می باشد. درباره این فستیوال که هر سال در سیدنی استرالیا برگزار می شور بزرگترین کمپانی ها جدیدترین محصولات غذایی خود را به نمایش می گذارند.

 


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

:: استرالیا ::



ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت1:55 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


de92fr.jpg

 

29vmrgl.jpg

 

25zmixz.jpg

 

2w209ds.jpg

 

313klm0.jpg

 

2rffy2h.jpg

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت2:29 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


جهان اطراف ما همواره پر از رمز و راز بوده است و بشر نیز هماره به دنبال کشف رمز و رموز طبیعت.


گزارش علمی پیرامون 10 نقطه ی عجیب و جالب دنیا را با هم می خوانیم:



http://www.fun-group.info/pic/Line/c24a.gif
- کویر لوت گرمترین نقطه ی جهان:


در مورد گرمترین نقطه ی جهان بحث ها ی بسیاری وجود دارد. برخی صحرای العزیزیه لیبی که بالاترین دمای ثبت شده در آن 58 درجه سناتیگراد است و برخی دره ی مرگ ( Death valley) در کالیفرنیا با 56 درجه سناتیگراد را گرمترین نقطه جهان می دانند. اما ماهواره ی سازمان ناسا در کویر لوت دمای 71 درجه سناتیگراد را نیز ثبت کرده است و کارشناسان معتقدند که این دما بالاترین دمای ثبت شده در جهان است.

http://www.fun-group.info/pic/Line/x4a.gif


- قله چيمبورازو در اکوادور مرتفع ترین نقطه از مرکز زمین:


همه می دانند که قلعه اورست با ارتفاع 8848 متر مرتفعترین قله و بلندترین نقطه جهان از سطح دریاست اما آنچه خیلی ها نمی دانند این است که قله چيمبورازو با ارتفاع 6320 متر بلندترین نقطه جهان از مرکز زمین است. قله چيمبورازو در نزریکی خط استوا حدود 2 کیلومتر نسبت به قله اورست، از مرکز زمین دورتر است.

http://www.fun-group.info/pic/Line/x4a.gif


- جزیره تریستان دور افتاده ترين جزيره مسکونی:


جزيره تريستان در جنوب اقيانوس اطلس دورترين نقطه مسکونی در جهان و به قدری کوچک است که فاقد فرودگاه می باشد. این جزیره 272 نفر جمعيت دارد که تنها از 8 نام خانوادگی استفاده می کنند. اين جزيره در دهه 1800 ميلادی به مستعمرات انگستان افزوده شده. ساکنين اين جزيره دارای کد پستی بريتانيا هستند و اگر از طریق اینترنت کالایی را خریداری کنند مدت ها طول می کشد تا به دست آنها برسد. در صورتی که قصد سفر به آنجا را داشته باشيد بايد بدانيد که نزديکترين خشکی با آن 2000 مايل معادل 3218 کيلومتر فاصله دارد.

http://www.fun-group.info/pic/Line/x4a.gif


- آبشار های آنجل بلندترین آبشار جهان:


آبشار آنجل در ونزوئلا با ارتفاع 984 متر بلندترین آبشار جهان محسوب می شود.

http://www.fun-group.info/pic/Line/x4a.gif


- اویمایکن، سرد ترين نقطه مسکونی روی زمين:


اویمیاکن روستایی است در سیبری واقع در روسیه با 800 نفر جمعیت. پایین ترین دمای ثبت شده در این منطقه 71 درجه سانتیگراد زیر صفر است و به همین دلیل سردترین نقطه مسکونی جهان محسوب می شود.

http://www.fun-group.info/pic/Line/x4a.gif


- دره های بیابانی خشکترین نقطه جهان:


حدود 2 میلیون سال است که در دره های بیابانی ( dry valleys) واقع در آنتارتیکا بارندگی صورت نگرفته است و فاقد یخ، آب یا برف هستند.

http://www.fun-group.info/pic/Line/x4a.gif


- عميق ترين نقطه اقيانوس ها:


گودترين نقطه جهان چاله مارياناس در اقيانوس آرام است. عميق ترين نقطه اين چاله حدود 11 هزار متر عمق دارد. اگر قله اورست را به درون اين گودال بيندازيم قله آن بيش از دو کيلومتر در اعماق اين اقيانوس فرو خواهد رفت. فشار آب در ته اين گودال 1000 برابر فشار در سطح درياست. در سال 1960 نيروی دريايي آمريکا زير دريايي را با دو سرنشين به کف اين گودال فرستاد. و آنها ماهي ، خرچنگ و ديگر موجودات دريايي را در اعماق اين گودال مشاهده کردند.

http://www.fun-group.info/pic/Line/x4a.gif


- مرطوب ترین ترین نقطه جهان:


شهر Llore در کلمبیا سالانه به طور متوسط 30 سانتیمتر بارندگی دارد .

http://www.fun-group.info/pic/Line/x4a.gif


-کوه تر ( thor) در کانادا مرتفعترین پرتگاه عمودی جهان:


این کوه که در پارک ملی جزیره ی بافن در کانادا واقع است دارای پرتگاه عمودی به ارتفاع 1250 متر و زاویه 150 درجه است.

http://www.fun-group.info/pic/Line/x4a.gif


- پست ترين نقطه جهان:


دريای بحر الميت با ارتفاع 422 متر پايين تر از سطح دریا، پست ترين ساحل جهان را دارد. اين درياچه در مرز اردن و اسراییل واقع است. جاده دور اين درياچه نیز کم ارتفاع ترین جاده جهان محسوب می شود. به دليل شوری بيش از حد آب ( 10 برابر بیشتر دریای مدیترانه) اين درياچه، هيچ موجود زنده ای در آن زندگی نمی کند ، به همين دليل هم نام اين درياچه بحر الميت يا دريای مرده است.
 

http://www.fun-group.info/pic/Line/i18a.gif

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت5:8 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت4:24 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)


عروس لوس: بع..........له!

عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !)


عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس


عروس خجالتی: اوهوم

bride.jpg


عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)


عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری می پذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...


عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ...


عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... من شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم


عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال می پرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ...


bride_groom.jpg

+نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت1:35 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


بسیاری از کارشناسان یا نویسندگان یا صاحب نظران یا اصولا اکثر آدمهایی که نظر می دهند، دچار یک اشتباه بزرگ هستند. آنها فکر می کنند که چرا یک هواپیما سقوط می کند. در حالی که به نظر من باید به این نکته فکر کنیم که چطور هواپیما سقوط نمی کند؟ چه حادثه ای رخ می دهد و چه عواملی دست به دست هم می دهند و چه کارهایی انجام می شود که یک هواپیما از یک فرودگاه کشور، بدون اینکه در هنگام جابجایی به هواپیمای دیگری بخورد، یا هنگام اوج گرفتن یک دفعه وسط یک ساختمان مسکونی برود یا در هنگام رفتن بالای ابرها یک دفعه آتش بگیرد، موفق بشود که بدون برخورد با کوه یا هر مانع دیگری بسلامت به زمین بنشیند و مسافران آن به خانه شان بروند. واقعا چه رخ می دهد که هواپیما بسلامت می تواند پرواز کند و دچار سانحه نشود؟ کارشناسان هوایی ما حوادثی را که باعث می شود، هواپیما سقوط نکند، فاش کرده اند:

اول، حضور امامی کاشانی در نماز جمعه: یکی از دلایل سقوط نکردن هواپیما در ایران حضور آیت الله امامی کاشانی در نماز جمعه است. چرا که وقتی آقای امامی کاشانی در نماز جمعه تهران سخنرانی می کند که هیچ مشکل سیاسی در ایران وجود نداشته باشد، و وقتی هیچ مشکل سیاسی در ایران وجود نداشته باشد، طبیعی است که بی بی سی و صدای آمریکا و ماهواره های مختلف هیچ حرفی برای گفتن ندارند و چون هیچ حرفی برای گفتن ندارند، دولت هم روی آن ماهواره ها پارازیت نمی اندازد و چون روی ماهواره ها پارازیت نمی اندازد، در نتیجه روی رادار هواپیما هم پارازیت نمی اندازند و در نتیجه هواپیما سقوط نمی کند، به همین دلیل برای کاهش سوانح هوایی بهتر است که هر هفته آقای امامی کاشانی نماز جمعه بخواند.

دوم، پرواز نکردن هواپیما: البته راه اول راه مطمئنی است، اما راه مطمئن تر در شرایط بحران سیاسی این است که هواپیماها برای اینکه دچار سانحه نشوند، از پرواز کردن خودداری کنند. قطعا خواهید پرسید که پس این همه مسافر چطور به مقصد برسند؟ راه حل بسیار ساده است، هواپیماها می توانند در جاده های مناسبی که روی زمین ساخته شده است، حرکت کنند، بدون اینکه سقوط کنند. لابد خواهید پرسید که با این شیوه مسافران مجبورند به جای یک ساعت پرواز ده ساعت هواپیماسواری کنند، و دیر می رسند. در حالی که شما اشتباه می کنید، چون هواپیما برای اینکه پرواز کند، قطعا دو سه ساعت تاخیر می کند، و از طرف دیگر وقتی پرواز کنند، سقوط می کند و وقتی سقوط کند، حداقل ده پانزده ساعت طول می کشد تا هواپیما را پیدا کنند و جسد مسافران قربانی سانحه را به مقصد منتقل کنند، به همین دلیل در هر حال یک پرواز یک ساعته عملا بیست ساعت طول می کشد، با این تفاوت که در صورت پرواز نکردن هواپیما یک امتیاز برای مسافران وجود دارد که همان مقدار در راه هستند، با این تفاوت که زنده به مقصد می رسند.

سوم، وجود نقص فنی جدی در هواپیما: یکی از دلایلی که باعث می شود هواپیما سالم به مقصد برسد، وجود نقص فنی جدی در هواپیماست، اگر نقص فنی جدی در هواپیما باشد، احتمالا مسوولان پرواز آن هواپیما را که طبیعتا به دلیل روسی بودنش نقص فنی دارد، عوض می کنند و چون آن را عوض می کنند، طبیعتا هواپیمای غیر روسی انتخاب می کنند و وقتی یک هواپیمای غیر روسی برای پرواز انتخاب شود، احتمالا پرواز با موفقیت انجام می گیرد.

چهارم، کوهستانی نبودن ایران: یکی از دلایل سقوط هواپیما، کوهستانی بودن ایران است. به همین دلیل برای جلوگیری از سانحه هوایی دو راه اصلی وجود دارد، اولین راه حل مشکل کوههای ایران است که دولت می تواند آن کوهستانها را از بین ببرد، اما یکی از راههای راحت تر، انتقال شهرهای بزرگ ایران به مناطق غیرکوهستانی است که در این حالت هیچ کوهی در هنگام اوج گرفتن و فرود هواپیماها در مسیر پرواز نیست و هواپیما با کوه برخورد نمی کند و سالم به مقصد می رسد. البته یکی دیگر از راههای حل مشکل کوههای ایران تغییر نقشه جغرافیایی ایران است، که با همین شیوه ای که دولت دهم حرکت می کند، احتمالا تا یکی دو سال دیگر، اگر دولت یازدهم سر کار نیاید احتمالا این نقشه تغییر می کند و از آن پس به دلایل غیرکوهستانی هواپیماها سقوط می کند.

پنجم، آزادی زیدآبادی از زندان اوین: یکی از دلایلی که هواپیما سقوط می کند، این است که هواپیما با رادار حرکت می کند، و وقتی با رادار حرکت می کند، نباید روی رادار پارازیت بیاندازند، و برای اینکه روی رادار پارازیت نیاندازند، روی تلویزیون های ماهواره ای هم پارازیت نمی اندازند، و وقتی روی تلویزیون های ماهواره ای پارازیت نمی اندازند، که این تلویزیون ها خبر سیاسی علیه دولت ندهند، و وقتی این تلویزیون ها خبر سیاسی علیه دولت منتشر نمی کنند که مملکت از نظر سیاسی شلوغ نباشد و وقتی مملکت از نظر سیاسی شلوغ باشد، اولین کسی که می اندازند زندان احمد زیدآبادی است، فرقی نمی کند که جنبش مطبوعات اتفاق بیافتد یا جنبش سبز یا ملی مذهبی ها با هم حرف بزنند، در هر حال زیدآبادی می رود زندان. به همین دلیل وقتی او آزاد شد، احتمالا هواپیماها هم کمتر سقوط می کنند.

ششم، توسعه دموکراسی در روسیه: اما مهم ترین راه برای سقوط نکردن هواپیماها، توسعه دموکراسی در روسیه است. اگر دموکراسی در روسیه توسعه پیدا کند، طبیعتا دارودسته پوتین از سرکار می روند کنار و گروهی سرکار می آیند که طرفدار توسعه دموکراسی هستند. و وقتی روسیه دموکرات بشود، ایران رابطه اش را با روسیه قطع می کند و به جای روابط اقتصادی با روسیه، رابطه اش با ونزوئلا و کومور را توسعه می دهد. ونزوئلا و کومور هم که تولید هواپیما نمی کنند، در نتیجه ایران مجبور می شود به جای استفاده از هواپیمای روسی یا از فرانسه هواپیما بخرد یا از آمریکا، و همین موضوع باعث می شود که هواپیماها سقوط نکنند. به همین دلیل به نظرم ما به جای اینکه به راههایی مانند افزایش امنیت پرواز فکر کنیم، باید به توسعه دموکراسی در روسیه فکر کنیم.

هفتم، افزایش فرار مغزها: یکی از راههای مهم کاهش سوانح هوایی، افزایش فرار مغزهاست. چون وقتی مغزها فرار کنند، به جای اینکه به دانشگاه مشهد و شیراز و اصفهان بروند، به دانشگاه کمبریج و هاروارد و آکسفورد می روند و وقتی به آنجا بروند، خانواده شان هم برای دیدن آنها به آمریکا و انگلیس می روند، و برای اینکه دانشجویان و خانواده ها که گروه بزرگی از مسافران هستند، به مقصد برسند، یا با هواپیمای غیر روسی ایرانی پرواز می کنند، یا با هواپیماهای اروپایی و آمریکایی آژانس های هوایی غیر ایرانی، و در هر دوحال هواپیمای آنها سقوط نخواهد کرد.

هشتم، دزدیده شدن هواپیما: یکی از راههای بسیار مهم برای جلوگیری از سقوط هواپیما، دزدیدن آن است. مثلا فرض کنید که در یک هواپیما نشستید و دارید از مشهد به تهران می روید، یک دفعه یادتان می آید که هواپیمای تان توپولوف یا یک " اف" کوفتی دیگر است. شما می توانید هواپیما را بدزدید و خلبان را مجبور کنید در کویر یا در دریا یا در جنگل یا در کابل یا هر جای دیگری غیر از تهران به زمین بنشیند، مطمئن باشید که خلبانان ایرانی آنقدر ماهر هستند که هواپیما را در هر جایی غیر از فرودگاه می توانند سالم به زمین بنشانند، فقط شرط اش این است که خلبان از رادار استفاده نکند و در فرودگاه ننشیند، البته توضیح بدهم که قصد من از این کار نه تنها کمک به هواپیماربایی که کاری خطرناک است، نیست، بلکه درست برعکس، قصد من این است که هواپیما بدون خطر به زمین بنشیند. حتی برای این کار خود شرکت های هواپیمایی مثل آسمان یا ایران ایر خودشان می توانند به جای گارد پرواز، یک گروه هواپیماربای ناشناس را در هواپیما بگذارند، تا در صورت احساس خطر، هواپیمای خودشان را بدزدند و مانع سقوط آن بشوند.

نهم، مسافرت احمدی نژاد به خارج: مهم ترین راه برای جلوگیری از سقوط هواپیما، سفر احمدی نژاد به خارج از ایران است. چون وقتی احمدی نژاد به خارج سفر می کند، طبیعتا همه ماهواره ها تصویر او را پخش می کنند، فرقی نمی کند که به او فحش بدهند یا از او تعریف کنند، و فرقی نمی کند که کسی از او استقبال کند، یا توی سرش بزنند، در هر حال دولت دوست دارد تصاویر او در ایران دیده شود، به همین دلیل کسی روی ماهواره ها و در نتیجه روی رادار هواپیماها پارازیت نمی اندازد و شما می توانید با اطمینان سفر هوایی کنید

+نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت3:46 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

می گویند زن، چراغ خانه است. لابد شنیده اید که در همین راستا، بعضی ها طرفدار�چهلچراغ� شده اند
و بعضی ها طرفدار�صرفه جویی در مصرف برق�!
با این حساب می شود این تعاریف را نیز ارائه داد:
* دوست دختر:
چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF می گویند.
تحقیقات نشان داده این لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتیله گردسوز) می باشد.
که در شرایط اضطراری، روشنایی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و یک فوته!)
* معشوق:
لامپ مهتابی! (در راستای رمانتیک بودن قضیه!)
* همسر موقت:
لامپ کم مصرف!


* همسر دائم:

همان چراغ خانه.
* همسر مطلقه:
لامپ سوخته!


* همسر ایده آل:

چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)


شعر مرتبط:

با غول چراغ ، آرزویی بکنید
از او طلب فرشته خویی بکنید
یک دانه بس است زن، مگر نشنیدید
�در مصرف برق صرفه جویی بکنید�؟!
* سوال کنکور 89:
هدف وزارت نیرو از ایجاد خاموشی های اخیر چیست؟
۱. یادآوری ارزش های فراموش شده به مردان هوسباز!
۲. دریافت مالیات بر همسر!
۳. چند دقیقه سکوت نوری(!) به احترام بنیاد ارزشمند خانواده!
۴. آیا شما هم شنیده اید که لذت خانواده داشتن(!) در تاریکی چند برابر می شود؟!

+نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت2:53 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

+نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت2:37 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

FunPatogh.Com Community For Persians

ز جان شیرینتری ای چشمهی نوش
سزد گر گیرمت چون جان در آغوش
نظامی
 
----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

لبخند معاوضه كن با جان شهریار
تا من به شوق این دهم و آن ستانمت
شهریار
 
----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

چگونه شاد شود اندرون غمگینم؟
به اختیار كه از اختیار بیرون است
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

به چشمك این همه مژگان به هم مزن یارا!
كه این دو فتنه به هم میزنند دنیا را
شهریار

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

گاهی به نوشخند لبت را اشاره كن
ما را به هیچ صاحب عمر دوباره كن
فروغی بسطامی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

خیال حوصله بحر میپزد هیهات
چههاست در سر این قطره محالاندیش
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

عجب عجب كه برون آمدی به پرسش من
ببین ببین كه چه بیطاقتم ز شیدایی
مولانا
 
----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

آرامِ دل غمگین، جز دوست كسی مگزین
فیالجمله همه او بین، زیرا همه او دیدم
فخرالدین عراقی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

منم شرمنده زین یاری كه كردی
همین باشد وفاداری كه كردی
وحشی بافقی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

بده یك بوسه تا ده واستانی
از این به چون بود بازارگانی!؟
نظامی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

ما را همین بس است كه داریم درد عشق
مقصود ما ز وصل تو بوس و كنار نیست
عبید زاكانی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

چندین شكستِ كارِ منِ دلشكسته چیست؟
ای هرزهگرد مگر نیست كار دگرت؟
وحشی بافقی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

مرا هجران گسست از هم، رگ و بند
مرا شمشیر زد گیتی، تو را مشت
پروین اعتصامی
 
----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

گفتی تو نه گوشی (FunPatogh.Com Community For Persians!) كه سخن گویمت از عشق
ای نادره گفتار كجا گوشتر از من؟
شهریار

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

آخرالامر گل كوزهگران خواهی شد
حالیا فكر سبو كن كه پر از باده كنی
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

جمالش كرد حیرانم، چه ماه است آن نمیدانم
كه چشم از كشف ماهیت، نمیبندد تأمل را
اوحدی مراغهای

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

كی توان حق گفت جز زیر لحاف
با تو ای خشمآور آتشسجاف!
مولانا

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

دریا و كوه در ره و من خسته و ضعیف
ای خضر پیخجسته مدد كن به همتم
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

در راه عشق وسوسهی اهرمن بسی است
پیش آی گوش دل به پیام سروش كن
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب
دوستان را خبر از چشم پرآبم مكنید
محتشم كاشانی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

می میكشیم و خندهی مستانه میزنیم
با این دو روزهی عمر چهها میكنیم ما
صائب تبریزی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی
كه چاره در غم تو، های های میداند
سعدی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

تو را زین پس جز فرشته نخوانم
ازیرا كه تو آدمی را نمانی!
فرخی سیستانی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

آن دگر گفت ای گروه زرپرست
جمله خاصیت مرا چشم اندرست
مولانا

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

مكن از خواب بیدارم خدا را
كه دارم خلوتی خوش با خیالش
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست
خون خورم بیچشم مستت گر شرابم آرزوست
اهلی شیرازی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

چون نماید به تو این دولت روی
رو در آن آر و به كس هیچ مگوی
جامی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

نمیدانم كه دردم را سبب چیست؟
همی دانم كه درمانم تویی بس
اوحدی مراغهای

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نكنیم
حافظ

---------------

FunPatogh.Com Community For Persians

ما شبی دست برآریم و دعایی بكنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بكنیم
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

آه از راه محبت كه چه بیپایان است
با دو منزل كه یكی وصل و یكی هجران است
صیدی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری
عجب كاری برای مردم بیكار پیدا شد!
 صائب تبریزی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

رو مسخرگی پیشه كن و مطربی آموز
تا داد خود از كهتر و مهتر بستانی
انوری

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

گر به خشم است و گر به عین رضا
نگهی باز كن كه منتظریم
سعدی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

من مریض درد عصیانم كه درمانم تویی
دردمند اینچنین محتاج درمان شماست!
محتشم كاشانی

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

من چون نزنم دست كه پابند منی
چون پای نكوبم كه توئی دستزنان
مولانا

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

حبابوار براندازم از روی نشاط كلاه
اگر ز روی تو عكسی به جام ما افتد
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

مرا كه سِحر سخن در جهان همه رفته است
ز سِحر چشم تو بیچاره ماندهام مسحور
سعدی

---------------

FunPatogh.Com Community For Persians

این بدان گفتم كه تا هر بیفروغ
كم زند در عشق ما لاف دروغ
عطار

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو ماندهایم
حافظ

----------------

FunPatogh.Com Community For Persians

ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
حافظ

----------------

این هم آخری:

FunPatogh.Com Community For Persians

اتل متل توتوله
گاو حسن چه جوره!
FunPatogh.Com Community For Persians

+نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت1:58 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

860919sharayet1.jpg

 

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

 


 

2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

 


3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك

*توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

 


4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*.......

 


5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!

*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

*[...] و [...]

 


6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!  

*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!

 


7-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل

*تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

 


8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل â €"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

 


9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

 


10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن!

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت4:14 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

/* /*]]>*/

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید ! plz

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبه ی شیر شما هم مضر است !!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد !

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت ! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی ! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی ، که اختیارش رو دارم ! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید ! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی " بچه سوسک مرده " بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد ! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

+نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت1:55 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

1- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بی خیال فقط می خندند

3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکری ندارند 2- کاری ندارند

11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- یک وضعیت غیر قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق

15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
''''کثیف'''' و '''' کثیف اما قابل پوشیدن''''

17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 میلیون تومانی بخرد و
یک سیستم صوتی 4 میلیون تومانی بر روی آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''''تو خیلی نازی عزیزم''''

19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند

22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسی صحبت نمی کند

25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند

26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم

27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صدای زیاد ایجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوی جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند

جک بودها!!:D

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت9:10 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت10:42 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

+نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت1:15 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

شنبه: همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت: ببخشید.
من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت ۵/۹ هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد. آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه.
بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم.

یکشنبه: امروز ساعت ۹ به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه.
مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم.

دوشنبه: امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که میدونم منظورش چی بود. حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم.

سه شنبه: امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه.
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هرطور شده با این یکی هم ازدواج می کنم.

چهارشنبه: امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشید آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر می شه.

پنج شنبه: یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخواد که من بی خیال مینا بشم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم.

جمعه: امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که… مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد.

شنبه: امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم.
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود

+نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت1:6 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

امروزه انسان با توجه به پیشرفت تکنولوژی توانسته پاسخ بسیاری از سوالات خود را به دست آورد. اما یکی از مواردی که هنوز در پرده ابهام قرار دارد و سوالات بسیاری را در اذهان پیر و جوان و در واقع همه انسان ها به وجود می آورد پدیده «مرگ» است. حتما شما هم این ضرب المثل قدیمی و معروف را شنیده اید که «مرگ شتری است که در خانه همه می خوابد.» در این مطلب اصلا قرار نیست مرگ را از منظر فلسفی و یا عرفانی مورد بررسی قرار دهیم بلکه قرار است عجیب ترین و شگفت آورترین مرگ ها را که در طول تاریخ برای افراد مختلف رخ داده بیان کنیم:

۱) آرنولد بنت:
داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!
۲) آگاتوکلس:
(خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.
۳) آلن پینکرتون:
(موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.
۴) آیزادورا دانکن:
(رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.
۵) اسکندر کبیر:
(پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.

۶) الکساندر:
(پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.
۷) تامس آت وی:
(نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد!
۸) تامس می:
(مورخ انگلیسی ۵۹۵،۱ ۱۶۵۰) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد.
۹) جان وینسون:
(ماجرا جوی بریتانیا ۱۵۵۷، ۱۶۲۹) وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت.
۱۰) جروم ناپلئون بناپارت:
(آخرین بناپارت آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۴۵) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت.

۱۱) جورج دوک کلارنس:
(انگلیسی ۱۴۴۹،۱۴۷۸) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد.
۱۲) جیمز داگلاس ارل مورتون:
(۱۵۲۵،۱۵۸۱) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.
۱۳) رودولفونی یرو:
(ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.
۱۴) زئوکسیس:
(نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!
۱۵) ژراردونرال:
(نویسنده فرانسوی ۱۸۰۸ ،۱۸۵۵) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد.

۱۶) فرانسیس بیکن:
(۱۵۶۱،۱۶۲۶) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت.
۱۷) فالک فیتز وارن چهارم:
(بارون انگلیسی ۱۲۳۰، ۱۲۶۴) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.
۱۸) کلادیوس اول:
(امپراتور روم ۵۴ ب م. ۱۰ ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد.
۱۹) کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ۱۸۶۰، ۱۸۹۵)
این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت.

۲۰) گریگوری یفیموویچ راسپوتین:
(۱۸۷۱،۱۹۱۶) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.
۲۱) لایونل جانسن:
(شاعر انگلیسی ۱۸۶۷ ،۱۹۰۲) از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت.
۲۲) لنگی کالیر:
(کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود.
۲۳) مارکوس لیسینیوس کراسوس:
(سیاستمدار رومی ۱۱۵، ۵۳ ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت.
۲۴) هنری اول:
(پادشاه انگلیسی ۱۰۶۸،۱۱۳۵) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد.
۲۵) یوسف اشماعیلو:
(کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند.

+نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت12:29 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

+نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت12:11 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

بسته بندی های خلاق

001.jpg

! اشتباه نکنید این بسته بندی گوشت نیست این یک شلوارک است که شبیه بسته بندی گوشت زده شده است.  

002.jpg

این هم ایده جالب از کمپانی Reebok برای کفش های صخره نوردی که از جعبه خودش هم بالا رفته.

 


003.jpg

این هم یک نوع شیشه شراب هستش که در نوع خودش جالب هست این طرح توسط آقای Jonas Forsman زده شده است که

برنده مسابقات 2006 Swedish packaging design award می باشد.

 


 

004.jpg

این هم یک ایده زیبا از دست همکارانی که همیشه سر غذا سر می رسند با این بسته هیچ کس به غذا شما دست نمی زند.


16.gif

16.gif16.gif

16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif

16.gif



بسته بندی های زیر هم که اصلا نیازی به توضیح ندارند همه چیز گویاست

15.gif


018.jpg

 

019.jpg


020.jpg

 

021.jpg

 

022.jpg

 

023.jpg

 

024.jpg


16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif

16.gif

+نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت12:0 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

+نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت11:55 قبل از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

امریکا:

جنس: دختر
مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی


یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت. 


فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا…

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.


نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now


نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!


قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت


تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید


تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا
 

موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟"


موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد
موسیقی مورد علاقه: کانتری
 

بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب
 

محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو


 

ایران :


جنس: دختر

مکان: شمال غرب تهران، ایران
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق دیپلم برق حسابداری یا دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار پیام نور یا علمی کاربردی
 

موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر
 

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.
 

فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.
 

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان
 

نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52 
 

نوع آرایش:

 لب : بریتنی

 مو: کامرون دیاز

تتو ابرو: آنجلینا جولی

سایه: شقایق فراهانی

سینه: رنه زوئلنگر
 

قد: یک چهار پایه + 20 سانت
 

تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !


تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا
 

موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز
 

موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ
 

موسیقی مورد علاقه: هیوی متال
 

بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری


محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت

+نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت11:49 قبل از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

در این ماه اتفاقات مهمی رخ داد که باعث شد تعدادی از شخصیت های کشور از چیزی که قبلا بودند، خواسته و ناخواسته تبدیل به چیزی بشوند که نبودند.

 

سید محمد خاتمی: یک فیلسوف اصلاح طلب که همه بخاطر او به موسوی رای دادند، تبدیل شد به یک فیلسوف اصلاح طلب که همه بخاطر موسوی دوستش دارند.

مهدی کروبی: یک نامزد لر شجاع که اصلاح طلب بود، تبدیل شد به رئیس دیده بان حقوق بشر و رئیس سازمان زنان ایران و پس از انتخابات در شلوغی خیابانها گم شد.

محسن رضایی: یک سردار متخصص استراتژی و کارشناس فدرالیسم که در عرض 24 ساعت تبدیل به قهرمان ملی شد و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که یادش رفت قبل از انتخابات انصراف بدهد، در نتیجه بعد از انتخابات از قهرمانی ملی اعلام انصراف کرده و سالم به پایگاه خود بازگشت.

محمود احمدی نژاد: یک قهرمان بین المللی در عرصه خارجی و یک رئیس جمهور بدنام بی عرضه در عرصه داخلی که در عرض یک هفته تبدیل به یک جنایتکار جنگی در عرصه جهانی و یک کودتاچی بدنام بی عرضه دروغگو در عرصه داخلی شد.

اکبر هاشمی رفسنجانی: یک سوپرمن که قرار بود وارد اتاقش بشود و کت و شلوارش را دربیاورد و به نجات همه بپردازد، وی وارد اتاق شد و با گذشت سه هفته هنوز از آن خارج نشده است.

اکبر ناطق نوری: یک رئیس دفتر رهبری که از سوی یک نامزد محبوب رهبری متهم به فساد مالی شد. وی از آن تاریخ از خانه خارج شده و هنوز مراجعه نکرده است.

علی لاریجانی: شخصیت هشتم حکومت جمهوری اسلامی که به دلیل حذف نابهنگام پنج شخصیت دیگر، تبدیل به شخصیت سوم حکومت شد. وی در حالی که داشت می دوید از همه تندروها عقب ماند و به مدت یک هفته تبدیل به یک شخصیت میانه رو شد.

محمد علی ابطحی: یک شخصیت روحانی اینترنتی دوست داشتنی میانه رو و معتدل که به دلیل انقلابیگری دیگران دستگیر و از صحنه مبارزات دیلیت شد.

عطاء الله مهاجرانی: راست ترین نیروی اپوزیسیون در طول تاریخ که قرار بود چپ ترین نیروی پوزیسیون بعدی بشود، ولی در اثر یک تصادف نابهنگام تبدیل به رهبر معترضین شد.

شیرین عبادی: مهم ترین شخصیت بین المللی ایرانی که اخیرا متوجه شده است انتخاباتی در ایران صورت گرفته است.

محسن مخملباف: یک فیلمساز معتبر بین المللی که بیست سال از سیاست جدا شد و از ده روز قبل، روزی یک سال عقب ماندگی اش را جبران می کند.

غلامحسین کرباسچی: یک شهردار اسبق که ده سال مشغول زیباسازی شهر تهران بود و بشکلی موفقیت آمیز همین پروژه زیباسازی را در مورد شیخ اصلاحات انجام داد و او را از یک کوهستان بی آب و علف تبدیل به یک چشم انداز دیدنی کرده و مجددا به همین اتهام زندانی شد.

صادق محصولی: یک وزیر میلیاردر که به دلیل عدم آشنایی با مقدمات ریاضیات حاصل جمع اعداد را قبل از انجام چهار عمل اصلی به عنوان نتیجه انتخابات اعلام کرد. او ترجیح داد به جای چهار عمل اصلی ریاضی( منها، جمع، ضرب و تقسیم) از چهار عمل اصلی فیزیکی( زدن، انداختن، سقوط و شتاب دادن) استفاده کند.

فاطمه رجبی: همسر سخنگوی دولت که تا یک ماه قبل کسانی را که به طرف صاحبش حمله می کردند گاز می گرفت، وی در ماه گذشته اصولا گاز می گیرد، دلیل خاصی هم ندارد.

میرحسین موسوی: یک نخست وزیر سابق که بیست سال نقاشی می کرد و حرف نزد، نزد، نزد، نزد، نزد، نزد، اممممما حالا که آمد حرف بزند، فریاد عدالت زد!!!!  

حزب الله: گروهی از آدمهایی که پیراهنشان را روی شلوارشان می انداختند و به مردم اخم می کردند، سرانجام آنان دست شان را زیر پیراهن شان بردند و اسلحه های شان را کشیدند.

مردم ایران: هفتاد میلیون نفر که سی سال بود رفته بودند توی خانه و بیرون نمی آمدند، حالا سی روز است که از خانه بیرون آمدند و دیگر توی خانه نمی روند.

 

منبع:

www.eshghe asemani.blogfa.com

پی نوشت : دلم گرفته این روزها

پی نوشت 2: یه بنده خدایی می گفت ننویس اینها رو ای پیتو چک می کنن ، چوب تو آستینت!! می کنن!! کوش اون بنده خدا تا ببینه وبلاگی که بازدیدش معلوم نیست چرا یهو اینقدر اومد پایین نوشتن توش ترس نداره!

پس می نویسم چون نمی ترسم!

پی نوشت بعدی: حالا بعضیها می گن ترسو، بعضیها می گن کله خر! هر کی هر چی می خواد بگه آزاده ولی من نمی تونم جلوی فکر کردنم و بگیرم!

وبلاگم رو هم برای این باز کردم تا خرده ریزه های ذهن و فکرم رو توش بنویسم، حالا حرف نمی تونم بزنم، فعالیت سیاسی نمی تونم بکنم،، فکر که می تونم بکنم

پی نوشت آخری: در واقع فکر کردن تنها کاریه که می تونم بکنم

پی نوشت بعد آخری: بد جوری دلم گرفته

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت9:58 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

در مناظره...
1- اگر مجری برنامه فردوسی پور بود....
فردوسی‌پور: خب آی دكتر... چیه جریان این پول نفت و اینا؟
دكتر: خب اون قضیه كه مشخصه، راستی... آقای فردوسی پور شما بچه گیتون... در مهد كودك... یه بار خودتونو... بگم؟.... بگم؟
فردوسی‌پور: نه جون مادرتون آی دكتر... بریم سوال بعدی رو بپرسیم.. آقای موسوی برنامه شما چیه واسه اقتصاد؟
موسوی: من با عرض احترام به مردم ایران، یك لیستی دارم كه حتما باید بخونم، پیاز 2 كیلو... نفت هیچی، گوجه فرنگی كم، كدو زیاد،، سیب زمینی به مقدار لازم...
فردوسی‌پور: بسیار خب من جوابمو گرفتم... آی دكتر... می‌شه درباره كارهایی كه كردین صحبت كنین، داستان این تورم و اینا چیه؟
دکتر: (لبخند ملیح) من پرونده دارم، ببینید... اینجا نوشته كه باجناق همسایه شما، زنش رو كتك می‌زنه و یك بار بی‌اجازه رفته سر یخچال و آب رو با شیشه خورده، خب این كار خیلی زشتیه.... بقی‌شم بگم؟... بگم؟
فردوسی‌پور: نه ممنون آی دكتر، خیلی شفاف بود...
2- اگر مناظره بین پینوكیو و جواد نكونام بر گزار می‌شد:
فردوسی پور:... ممنونم آقای پینوكیو از آمارهای شفافتون.... خب... آی نكونام چه خبر از اوساسونا و سیاست خارجی
نكونام: (سكوت)
فردوسی پور: آی نكونام مشكلی پیش اومده؟
(جواد نكونام از ناحیه چشم به دلیل فرو رفتن شی ء نوك تیز چوبی دچار مشكلات حاد بینایی شده است، برنامه متوقف می‌شود)
3- اگر به جای مناظره مشاعره بود...
دكتر: هست در واقع كل صحبت ما همه جا هست ذكر شهرت ما....
هر چه بدبختی است از آنهاست همه چی حل شده است توی دولت ما...
فردوسی پور: ادب مرد به ز دولت اوست بسه دیگر كه دیگه نوبت اوست... «ت» بدهید...
موسوی: تاپ تاپ خمیر، شیشه پر پنیر، جیبه پر طلا، بشكه پر نفت، پوله كجا رفت؟ دست كی بالا؟... «الف» بده!
دكتر: اگر آن ترك كرمانی به دست آرد دل مارا دهان و دل به هم دوزد، بگیرد كل آرا را
فردوسی پور: آخ آخ آخ.. كاندیدای من كوش؟ «شین» لطفا!
موسوی: شب شب عشق و شوره... شب شب حرف زوره..
(با ختمی قراری داشتم، به شدت دیر كرده است، گویا مسیرش دوره.) «ه»جسارتا....
دكتر: هاش..... بگم؟ بقیه شو بگم؟
فردوسی‌پور: خب زمان همه‌مون به پایان رسیده! گویا ارتباط ما برقرار شده با غلامحسین پیروانی(؟!).. سلام آی پیروانی....
...
4- اگر... بازم بگم؟ بگم؟

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت6:26 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

 

تصوركنید كه صبح خواب مانده اید و دیرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداى دعواى همسایه را مى شنوید. آیا مى ایستید تا ببینید موضوع ازچه قرار است؟

 
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



با دوستتان مشغول مكالمه تلفنى هستید كه مجبور مى شوید مدتى منتظربمانید تا او به مكالمه دیگرى كه درانتظار است پاسخ دهد آیا وقتى براى ادامه مكالمه شما برمى گردد از او مى پرسید چه كسى پشت خط منتظر بود؟

 
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



به منزل دوستتان رفته اید و او براى انجام كارى از اتاق خارج مى شود. روى میز او یك نامه جلب توجه مى كند. آیا نگاهى به آن مى اندازید؟

 
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
 


دراتوبوس یا تاكسى نشسته اید و فرد كنارى شما مشغول مطالعه است. دراین شرایط چه مى كنید؟

 
ـ مستقیماً به آنچه او مطالعه مى كند خیره شده و شما هم همراه او مطالعه مى كنید.(۱۰)
ـ هرازچندگاهى نگاهى دزدكى مى اندازید تا ببینید او چه چیزى مطالعه مى كند. (۵)
ـ كاملاً بى تفاوت رفتارمى كنید. (۰)



اگر شما بدانید كه یكى از آشنایان رازى دارد، چه مى كنید؟

 
ـ هرطور شده سعى مى كنید سرازكار او درآورید. (۱۰)
ـ اگر صحبتى درباره آن پیش بیاید، كنجكاو مى شوید. (۵)
ـ رازهاى دیگران، مسائل شخصى آنهاست و سعى نمى كنید وارد حیطه خصوصى آنهاشوید.(۰)

 


اگرجایى دعوا یا تصادفى اتفاق بیفتد، آیا نزدیك مى شوید تا ببینید جریان ازچه قرار است؟

 
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



اگر وارد رستورانى شوید و ببینید یكى از آشنایان با فردغریبه اى آنجاست، آیا كنجكاو مى شوید ببینید غریبه چه كسى است؟

 
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



آیا معمولاً درباره قیمت و محل خرید چیزهایى كه دوستانتان مى خرند پرس و جو مى كنید؟

 
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)
 


آیا تا به حال كیف دیگران را بدون اجازه شان جست وجو كرده اید؟

 
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)

 


اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشید سرى به ایمیل هاى آنها مى زنید؟

 
ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)




جواب در ادامه ی مطلب!



 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت9:15 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

 

 (24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب (عشق)

فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باك، حساس و ... دوست دارید كه دیگران را دوست داشته باشید و  سایرین هم شما را دوست داشته باشند. باوفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد، شما عاشق بچه ها هستید.

(25 اردیبهشت تا 3 خرداد) (22 آبان تا 1 آذر)  درخت ون (بلند پروازی)

فوق العاده جذاب، پرانرژی، خود جوش و پر مسئولیت هستید. انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهمیت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت اساسی نیاز دارید.

(22 آذر تا 1 دی)  درخت راش (خلاقیت)

فردی با سلیقه، كسی كه به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یك برنامه ریز خوب برای زندگی و كار و مسائل اقتصادی، فردی كه بدون لزوم بی گدار به آب نمیزند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.

(26 تیر تا 4 مرداد) (25 دی تا 3 بهمن)  درخت سرو (اعتماد به نفس)

فردی با توان و قدرت فوق العاده، كسی كه میداند چطور خود را با شرایط مختلف  در زندگی وفق بدهد. هدایای غیرمنتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است.خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، كمی عجول و بی طاقت و دوست دارد كه دیگران را تحت تاثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت كوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.

(15 تا 24 اردیبهشت) (12 تا 21 آبان)  درخت شاه بلوط  (درستكاری)

هیكل و اندامی خارق العاده، پر ابهت، حس عدالت خواهی بالا، یك طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر میشود. بسیار حساس، كوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می كند و گاهی در ارتباط خود با سایرین سوءتفاهم برایش به وجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیكی روی فرم است.

(14 تا 23 مرداد) (9 تا 18 بهمن)  درخت سدر  (وفاداری)

فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، كسی كه آنچه زندگی به اجبار به او میدهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می كند ساده و خوش بین باشد. دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل كند. مهربان و عاطفی، از تنهایی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی میشود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و كمك به دیگران را دوست دارد.

(16 تا 25 تیر) (12 تا 24 دی)  درخت نارون  (بزرگواری)

قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. كم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمیكند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینكه از دیگران اطاعت كند. شریكی درستكار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی كارآمد است.

(14 تا 23 خرداد) (12 تا 21 آذر)  درخت انجیر (حساسیت)

فردی مستقل، درستكار، با وفا كه از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها وحیوانات لذت میبرد . اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد كه بعد از ساعت های طولانی كار سخت استراحت كند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.

(5 تیر تا 15 تیر) (2 تا 11 دی)  درخت صنوبر (رمز و راز)

فوق العاده با سلیقه است و نمیتواند تنش و فشار عصبی را تحمل كند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده میشود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت كه دوست دارد نزدیكان خود را حمایت و مراقبت كند با افراد غریبه هم به همان شكل رفتار میكند. نسبتاً كم ادعا،سخت كوش، با استعداد، فداكار ، دور از خودپسندی و فردی كه دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.

(24 شهریور تا 3 مهر) (22 تا 30 اسفند)  درخت فندق (خارق العادگی)

جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی كه میداند چطور روی دیگران تاثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستكار، كمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.

(13 تا 22 شهریور) (11 تا 21 اسفند)  درخت لیمو ترش (شك و تردید)

باهوش و سخت كوش است و آنچه را زندگی به او میدهد می پذیرد. البته بعد از آنكه سعی میكند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات كوتاه لذت میبرد. ممكن است خشن به نظر بیاید اما واقعا روح لطیفی دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار با استعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا كند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.

(4 تا 13 خرداد) (2 تا 11 آذر)  درخت موز (خوش سلیقگی)

زیباست و به اوضاع و احوال ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداكار است و زندگی را تا جایی كه ممكن باشد راحت میگیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق میدهد .به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.

(11 تا 20 فروردین) (14 تا 23 مهر)  درخت افرا(استقلال فكری)

فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتكار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متكی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد میگیرد. همیشه میخواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.

(23 شهریور) درخت زیتون (عقل)

عاشق مهربانی و رافت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری میكند. بردبار و شكیبا، با نشاط و سرزنده ، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می كند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.

(24 مرداد تا 2 شهریور) (19 تا 30 بهمن)  درخت كاج (صلح و آشتی)

عاشق مصاحبت و شركت در گفتگوهایی است كه به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق كمك كردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می كند. با همه خیلی دوستانه رفتار میكند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.

(1 تا 14 اردیبهشت) (5 تا 13 مرداد) (4 تا 8بهمن)  درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)

جذاب به نظر می آید. با استعداد است. اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشكل پسند  و غالبا تنها است وطبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ كننده خوبی است و به فلسفه علاقه مند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی درامور مشاركت دارد.

(1 تا 10 فروردین) (4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشك (حساسیت)

سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب كند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پر احساس، یار و هم صحبتی خوب است. كسی كه تمایل به عفو و گذشت ندارد.

(21 تا 31 فروردین) (24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو(اشتیاق وشور)

نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان ، خودجوش و بلند پروازی او نامحدود است. فردی غیر قابل انعطاف، شریك استثنایی اما بد قلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین میشود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.

(3 تا 12 شهریور) (1 تا 10 اسفند)درخت بید مجنون (اندوه)

فردی كه دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رویا است. جذاب، بسیار مهربان، عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی ، عاشق سفر به نقاط غیر معمول، خستگی ناپذیر ، غیر قابل پیش بینی، درستكار و فردی كه میتواند تحت تاثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی كه در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است.

 

+نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت11:13 قبل از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

تست اعتیاد به اینترنت (IAT) یكی از معتبرترین تست‌های مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است كه توسط دكتر كیمبرلی یانگ (Kimberly Young) ابداع شده است.
در تست
IAT هر چه نمره شما بیشتر باشد؛ اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. نمرات هم به ترتیب از یك تا پنج هستند. در پایان؛ باید مجموع نمراتی را كه به 20 پرسش زیر می‌دهید جمع بزنید.



1. چقدر بیشتر از آنچه قصد دارید؛ در اینترنت می‌مانید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


2. چقدر به‌خاطر آنلاین ماندن؛ اعضای خانواده را نادیده‌ گرفته‌اید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


3. چقدر اینترنت را به بودن با همسرتان ترجیح می‌دهید؟

1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


4. چقدر از طریق اینترنت با كاربران دیگر رابطه ایجاد ‌می‌كنید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا         4. بكرات        5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


5. چقدر دیگران از شما به خاطر میزان آنلاین بودن‌تان شاكی هستند؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


6. چقدر به‌خاطر اینترنت؛ نمرات و كارهایتان در مدرسه افت كرده است؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


7. چقدر ایمیل‌هایتان را پیش از كارهای ضروری دیگرتان چك می‌كنید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


8. چقدر عملكرد كاری و بهره‌وری شما به خاطر اینترنت آسیب دیده است؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


9. وقتی از شما می‌پرسند كه چه‌كارهایی آنلاین انجام می‌دهید؛ چقدر در موضع تدافعی یا پنهانكاری قرار ‌می‌گیرید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


10. چقدر افكار آزار دهنده در زندگی را با افكار آرام‌بخش در اینترنت خنثی می‌كنید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا         4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


11. چقدر وقتی در اینترنت هستید؛ احساس می‌كنید توان پیش‌بینی امور را دارید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


12. چقدر فكر می‌كنید كه زندگی بدون اینترنت، چیزی كسالت بار؛ تهی و بی‌لذت است؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


13. چقدر وقتی كسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما می‌شود؛ غر می‌زنید؛
فریاد می‌زنید یا عصبانی می‌شوید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


14. چقدر به خاطر قطع نكردن اینترنت؛ دچار بیخوابی هستید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


15. چقدر فكر می‌كنید كه در حالت آفلاین حواس پرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


16. چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را به كار می‌برید: فقط چند دقیقه مونده؛ الان میام
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا         4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


17. چقدر سعی كرده‌اید از میزان آنلاین بودن خود بكاهید و موفق نشده‌اید؟ 1. به ندرت   2. گاه‌گاهی  3. غالبا          4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


18. چقدر سعی دارید میزان آنلاین بودنتان را از دیگران مخفی كنید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


19. چقدر میزان آنلاین بودن را به بیرون رفتن با دیگران؛ ترجیح می‌دهید؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات        5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود


20. چقدر وقتی آفلاین هستید؛ احساس افسردگی و عصبیت دارید كه با آنلاین شدن از بین می‌رود؟
1. به ندرت     2. گاه‌گاهی  3. غالبا        4. بكرات       5. همیشه - شامل حال‌من نمی‌شود




جمع نمرات بین 20 تا 49 = كاربر معمولی هستید

جمع نمرات بین 50 تا 79 = دارید دچار مشكل اعتیاد اینترنتی می‌شوید؛
مراقب باشید
جمع نمرات بین 80 تا 100 = شما به اكثر پرسش‌ها نمرات 4 یا 5 داده‌اید. شما دچار اعتیاد اینترنتی هستید و باید مشكل‌تان را در اسرع وقت حل كنید. واقعا فكر كنید كه اگر در پرسش دوم؛ جواب شما 4 بوده است، چه به سر خودتان آورده اید؟

 


 

+نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت9:52 قبل از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

حوالی سال 1230 ه.ش:

مرد: دختره‌ء خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم!

زن: آقا ، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده!

مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش!

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)

زن: آقا خدا سایهء شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه.

 

 

نیم قرن بعد ، سال 1280:

 

مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه! یه بار كه مردی دیگه جرات نمی‌كنی از این حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر من بود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده! حالا چی؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گیره‌ها! شكر خورد. دیگه از این شكرها نمی‌خوره. قول میده!

مرد (با نعره حمله می‌كنه طرف دخترش): من باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد می‌كشمت!

زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین!

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)

زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگه داره.

 

 

یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1330:

 

مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دخترهء چشم سفید حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! می‌خوای سر منو زیر ننگ كنی؟ مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) می‌كنم!

زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته می‌كنین!

مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینو امشب نكشم دیگه فردا نمی‌تونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كنی!

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می بخشه!)

زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه.


 

حوالی سال 1360:

 

فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگه اینكه برای این بی آبرویی از روی نعش من رد بشی!

زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه س نمیفهمه. دوستاش یادش دادن این حرفا رو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه.

 

 

همین چند سال پیش ، سال 1380:

 

مرد: كجا؟! می‌خوای با تكپوش (از این مانتو خیلی آستین كوتاها كه نیم متر هم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می‌كنن!) و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! می‌كشمت! من ، تو رو ، می‌كشم!

زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا")

مرد: من اینطوری نیستم! این امروز كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگیره! دختر ، لااقل یه كم اون شلوارو پائین‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره!

زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!


 

چند سال بعد ، سال 1390:

 

مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه ، گفتی دورهء این امل بازیها تموم شده ، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچه داری كنم؟!

زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزین و جریمهء ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. من دارم با دوستام میرم باشگاه بولینگ! خدا سایه ت رو فعلا" رو سر ما نگه داره!

 

 

چند سال بعد ، سال 1400:

 

دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم ، ماشین بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم می‌خوام. می‌خوای بری بیرون پیاده برو!

زن: دخترم ، حالا بابات یه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت می‌پره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر می‌شه! اوه مامی ، باباتم قول می‌ده دیگه از این حرفا نزنه!

(بالاخره با صحبتهای زن ، دختر خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و بابای گناهكارشو می‌بخشه!)

زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشیدی!


 

دو قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1430:

 

زن: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی! مثلا" بین دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اینهمه سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون ، حالا با این علم جدید و تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شما مردها از این كارا بكنین! اصلا" مگه نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟

مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم!

زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم!

نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بیمارستان به خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من ، یعنی سایهء تو تا به دنیا آوردن چند تا بچهء دیگه بالای سر ماست؟


 

آینده ای نه چندان دور ، سال 1450:

 

چند تا مرد دور همدیگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك میكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره... میگن هدف این جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست!

- حق با جمشیده... ببینین این زنها چقدر از ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونهء بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و خیاطی یاد بگیریم و توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون میدن و زنمون هم استثمارمون میكنه!

- خدا كنه این حركت به یه جایی برسه. میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم.

- آره... خب داشتم می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسمه و اعلامیه هاش هر شب ........

در این هنگام به علت ورود خانم یكی از مردها ، بحث به زیاد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشیده میشه!

زن: زود باشین تمومش كنین دیگه! چقدر فس میزنین! اوی ، درست تمیز كن! من نمیدونم این سایهء لعنتی شما تا كی میخواد روی زندگی ما بمونه؟!

 

 

حوالی سال 1530 ه.ش:

 

رادیوی سراسری ، موج تله پاتی (صدای یه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزیز را در جریان آخرین اخبار دنیا قرار میدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس ، دقایقی قبل سایهء آخرین نمونهء بازمانده از جنس مرد از روی كرهء زمین محو شد! پس از پایان عمر این موجود از گونهء مردها ، از این پس نام و تصویر این مخلوقات را فقط در وب پیج های تاریخی و باستان شناسی می توانید رویت نمایید. ساعت نه و پانزده دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دینگ دینگ!

 

+نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت10:0 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

همانطور که هر کدام از علامت های خورشیدی، خصوصیت های اخلاقی، اهداف و نیازهای منحصربه فردی دارند، گرایش آنها نسبت به مُد و طریقه لباس پوشیدن نیز کاملاً خاص و متفاوت است. متولدین ماه های مختلف سلایق و علایق خاصی در انتخاب لباس دارند که نشاندهنده شخصیت و مَنش آنهاست.  میخواهیم شما را با سبک لباس پوشیدن و گرایش متولدین ماه های مختلف نسبت به مُد آشنا کنیم.

 

 

برج حمل (فروردین)

 

متولدین این ماه دوست دارند در همه چیز اول باشند. آنها از همه اطلاعات روز مربوط به مُد و مارک های مختلف لباس آگاهند. آنها از امتحان کردن هر چیزی که مطابق با علایقشان باشد هیچ واهمه ای ندارند و از جسورانه ترین استایل ها و سبک ها استفاده می کنند. به محض دیدن هر مدل جدید در ویترین مغازه ها، باکی ندارند که حقوق به زحمت به دست آورده شان را صرف خرید آن کنند، چون می خواهند اولین نفری باشند که آن مدل را تن می کند. مطمئناً هر مُد و سبک جدیدی از لباس برای اولین بار توسط یکی از متولدین این ماه پوشیده شده است.متولدین این ماه بنا بر طبیعت آتشین خود، تمایل زیادی به رنگ های قرمز و سیاه دارند. کاری ندارند که چه رنگ، چه جنس یا چه مدلی از لباس به آنها بیشتر می آید، آنها همه ی مدل ها و همه ی رنگ ها را امتحان می کنند. لباسهای آنها معمولاً رنگارنگ و پر نقش و نگار است. اما هر چه که هست کاملاً مطابق با آخرین مُد جهان است. کلاه و الماس برای زینت بخشیدن به انگشتان و گردن جزء لوازم زینتی است که بیشتر از چیزهای دیگر مورد استفاده متولدین این ماه قرار می گیرد.

مارک لباس مورد علاقه: Gucci

 

 

برج ثور (اردیبهشت)

 

تا به حال مشاهده نشده است که متولدین این ماه لباسی تن کنند که از مُد افتاده باشد. آنها جزء برجسته ترین مُدگرایان هستند که انتخابشان باعث فخر هر تولیدکننده لباس است. آنها خوب می دانند که در یک میهمانی شام چه لباسی باید تن کنند، و حتی لباس های کارشان را هم از معروف ترین مارک ها و تولیدکننده ها خریداری میکنند. قیمت لباس برای آنها هیچ اهمیتی ندارد، چون می دانند از هر چه که خوششان بیاید تا آخر عمر متعلق به آنها خواهد شد. با همه ی این اوصاف، به نظر متولدین این ماه، لباسهای خوش دوخت هیچ وقت از مُد نمی افتند و مارک و لیبل لباسها در درجه اول اهمیت قرار نمی گیرد.لوازم زینتی مربوط به گردن برای آنها نسبت به سایر لوازم اهمیت بیشتری دارد. شال گردن و گردن بند بسیار به آنها می آید. خانم های متولد این ماه بهتر است موهای خود را بالا جمع کنند و آنها را با گیره سرهای زمردین ببندند. به نظرشان رنگ های روشن و پر زرق و برق به درد طبقه متوسط اجتماع می خورد، و رنگ های قهوه ای، بژ و خاکی برای آنها مناسبتر است.

مارک لباس مورد علاقه: Louis Vuitton

 

 

برج جوزا (خرداد)

 

برای متولدین ماه دوقلوها هر روز با یک ماجرای جدید همراه است. احتمالاً این افراد هر روز صبح کمد لباسشان را باز می کنند و با جستجو درمیان کوه لباس های درهم و برهم، به دنبال لباسی می گردند که با حال و هوای آن روزشان جور باشد. زیاد دنبال مُدهای مختلف نیستند چون خیلی زود از آن خسته می شوند. اما اگر هر روز یک مُد جدید برای آنها وجود داشته باشد، مشتاقانه از آن استقبال خواهند کرد، اما آن مُد فقط 24 ساعت برای آنها دوام خواهد داشت و نه بیشتر. در خرید کردن مراقب خرج کردن و قیمت ها هستند، اما اگر از چیزی واقعاً خوششان بیاید، بی تردید آن را می خرند. مارک لباس برای آنها کوچکترین اهمیتی ندارد، چیزی که برای آنها مهم است این است که از ظاهر لباس خوششان بیاید، همین.به پوشیدن تاپ و بلوزهای تنگ و چسبان علاقه زیادی دارند، چون می توانند بازوهای زیبایشان را از این طریق به نمایش بگذارند. دست بند و بازوبند جزء لوازم زینتی مورد علاقه آنهاست. اگر بخواهند صبح ها از خانه خارج شوند، آرایش چندانی نمی کنند، شاید فقط یک آرایش خیلی ساده و کمرنگ، مثل یک برق لب. متولدین این ماه دوست دارند هر مدل لباسی را امتحان کنند، اما با اینحال آرایش موهایشان همیشه ساده است.

مارک لباس مورد علاقه: Alexander McQueen

 

 

برج سرطان (تیر)

 

خوشبختی بالاپوشی است که سالیان سال همراه متولدین این ماه است. همانقدر که به عزیزان و نزدیکانشان وابسته هستند، به لباسهایشان نیز وابسته اند. در گنجه لباسهای متولدین این ماه، حتی قدیمی ترین لباسهایشان هم دیده می شود. خانم های متولد این ماه علاقه ای به پوشیدن لباسپای اسپرت ندارند، و در لباسهایشان همواره حال و هوای زنانه دیده می شود. در کمد لباسشان انواع و اقسام مدل های لباس زیر، از هر رنگ و مدل وجود دارد. پیراهن های مجلسی و زنانه برایشان در راس اهمیت قرار دارد.به نظرشان هر لباسی با جواهرات زیبا و گردن بند های بلند، زیباتر و کامل تر می شود. برای آنها مروارید زیباترین جواهر است و هاله هایی از رنگ سبز آنها را باشکوه تر می کند. اما زیاد اهل آرایش کردن نیستند، مگر اینکه انجام آن سریع و مختصر باشد. برای خشک کردن موها به هیچ وجه از سشوار استفاده نمی کنند، و ترجیح میدهند موهایشان به طور طبیعی خشک شود. آنها ترجیح می دهند که بنا بر راحتی خودشان لباس انتخاب کنند نه براساس مُد روز، اما خوب می دانند که چطور جلوی جمع حاضر شوند که همه را مسحور خود کنند.

مارک لباس مورد علاقه: Ralph Lauren

 

 

برج اسد (مرداد)

متولدین این ماه دوست دارند بهترین از هر چیز را برای خود داشته باشند. اگر پول خرید لباسی را نداشته باشند، به هر طریقی باید آن را از آنِ خود کنند. همیشه خوش کیفیت ترین لباسها را بر تن این افراد می بینید. راحت بودن لباس برای آنها کم ترین اهمیت را دارد، درعوض مارک و لیبِل لباس و مطابق بودن آن با آخرین مد روز برای آنها در درجه اول اهمیت قرار دارد. کت و شلوارهای رسمی را در محل کار می پوشند اما در ساعات فراغت ترجیح می دهند لباسهای اسپرت تر و البته از مارک ها معروف تن کنند.خانم های متولد این ماه در استفاده از جواهرات و زینت آلات پر زرق و برق و گرانقیمت زیاده روی می کنند. رنگ های مورد علاقه آنها طلایی، برنز و نارنجی است. متولدین این ماه دوست دارند طوری لباس بپوشند که نظر هر بیننده ای را به خود جلب کند، و الحق که راه آن را خوب بلدند.

مارک لباس مورد علاقه: Versace

 

 

برج سنبله (شهریور)

 

متولدین این ماه به خوبی از لباسهایشان محافظت می کنند و لباسهایشان همیشه اتوکشیده و شق و رق است. این افراد که ذاتاً ساده گرا هستند، به قیمت لباس اهمیت زیادی می دهند. ترجیح می دهند لباسهایی گرانتر و خوش کیفیت تر داشته باشند، تا لباسهایی ارزان که با یک یا دو بار شستشو از بین برود. هیچ آثاری از زرق و برق در لباس آنها مشاهده نمی کنید و وقتی از در خانه بیرون می روند، مثل فرشته ها در کمال سادگی و البته زیبایی هستند. لباسهایی که انتخاب می کنند، علاوه بر سادگی بسیار خوش دوخت هستند و یک عمر برایشان ماندگار خواهند بود.زنان متولد این ماه علاقه زیادی به پوشیدن تاپ و بلوزهای کوتاه دارند تا شکم حقیقتاً زیبایشان را به نمایش بگذارند. موهایشان که معمولاً به سادگی آرایش می شود، با مُد هر فصلی کاملاً جور می شود. به رنگ های طبیعی مثل قهوه ای برای لباسهایشان علاقه زیادی دارند. آنها علاقه زیادی به استفاده از جواهر و زینت آلات ندارند و به ندرت در سر و دست آنها نشانی از زیورآلات مشاهده می شود، مگر انواع بسیار ساده آن که به پوستشان هم حساسیت ندهد.

مارک لباس مورد علاقه: Calvin Klein

 

 

برج میزان (مهر)

 

طبع کمال طلب متولدین این ماه، هیچ علاقه ای به لباسهای از مد افتاده ندارد. اطلاعات آنها درمورد انواع سبک ها و استایل ها و مُد به اندازه ای است که باعث میشود همه برای مشورت پیش آنها بیایند. وقتی صبح ها برای آماده شدن جلوی کمد لباسشان می ایستند، مجموعه ی شگرفی از انواع انتخاب ها پیش رویشان قرار می گیرد اما فرصتشان برای انتخاب بسیار کوتاه است. آنها می دانند که همه ی لباسهایشان عالی است و جذابشان می کند، اما باید لباسی را پیدا کنند که آن روز بتواند بیشترین تاثیر را بگذارد. لباسهای آنها همیشه خوش دوخت و بی عیب و نقصند و سعی می کنند از معروف ترین مارک ها و تولیدکننده ها خرید کنند.اگر گوش سمت راستشان را سوراخ کرده اند، گوش سمت چپشان هم باید سوراخ شود. هر چیز که در تن آنها می بینید کاملاً متعادل و متوازن است. از انتخاب رنگ لباس گرفته تا فاصله بین دکمه های روی کتشان، همه دقیق و متعادل است. آرایش صورتشان آنقدر بی عیب و عالی است که گویی هیچ آرایشی نکرده اند. از جواهر هم فقط برای برجسته تر کردن زیباییشان استفاده می کنند. به طور کلی متولدین این ماه عاشق خرید کردن هستند و این از سر و وضعشان کاملاً پیداست.

مارک لباس مورد علاقه: Giorgio Armani

 

 

برج عقرب (آبان)

 

طبقه بندی کردن متولدین این ماه که همیشه جذاب و  لباس می پوشند بسیار دشوار است. یک روز مطابق آخرین مُد روز و روز دیگر مطابق استایل ها و سبک های قدیمی لباس می پوشند. اما هر چه که بپوشند، قصد و نیت مخصوصی از آن دارند. اگر با لباس باز و بیرون بروند، احتمالاً به دنبال جلب نظر مردان هستند. اگر کت و شلوار مارک دار بسیار گرانقیمت تن کنند، احتمالاً قصد تصاحب مقام بالایی از شرکت در سرشان است. تا حدی از مُد پیروی می کنند که شایسته و متناسب آنها باشد، و به هیچ وجه بنده و برده مُد نمی شوند.استفاده از زیورآلات آنها نیز با تناقض همراه است. ممکن است گاهی سر و دستشان را پر از جواهر کنند یا اصلاً به کلی از زیورآلات استفاده نکنند. موهایشان ممکن است یک روز بلند و روز دیگر کوتاه باشد. آنها خدای تغییر قیافه اند و یکی از مهمترین ابزارهایشان برای این منظور، آرایش و گریم است. متولدین این ماه طبیعت حساس و ظریفشان را از طریق رنگ های سیاه و قرمز هویدا می کنند.

 

مارک لباس مورد علاقه: Miu Miu

 

 

 

برج قوس (آذر)

 

کمانداران متولد این ماه، سعی می کنند بنا بر راحتی خود لباسهایشان را انتخاب کنند و چندان طالب مُد نیستند. آنها لباسهایی را انتخاب می کنند که بتوانند به راحتی در آن حرکت کرده و جنب و جوش کنند. شلوار جین های گشاد و پیراهن های آزاد، و به طور کلی لباس اسپرت کاملاً با روحیات آنها سازگار است. برای آنها اهمیتی ندارد که دیگران درمورد ظاهرشان چه می گویند.کفش های انتخابی آنها در تابستان سندل و در زمستان کفش های اسپرت کوه نوردی است. هرچند ممکن است گه گاه با پای برهنه هم اینطرف آنطرف بروند. زنان متولد این ماه عادت به استفاده از زیورآلات ندارند و علاقه ای هم به آرایش کردن از خود نشان نمی دهند. از رنگ های شاد و زنده استفاده می کنند که به خوبی با طبع شوخ و شنگ آنها سازگار است. مردان متولد این ماه هیچ ابایی از گذاشتن ریش های خشن و نامرتب ندارند و خانم ها نیز موهایشان را معمولاً به صورت طبیعی زینت می کنند.

مارک لباس موردعلاقه: Marc Jacobs

 

 

برج جدی (دی)

 

متولدین این ماه، چه زن و چه مرد، طالب لباسهای کاملاً رسمی هستند. آقایون کت و شلوار را به ژاکت های اسپرت و خانم ها کفش های پاشنه بلند را به سندل ترجیح می دهند. آنها دوست دارند بهترین لباسها را تن کنند اما نه به این قیمت که همه ی حقوقشان را صرف خرید آن کنند، به همین منظور بیشتر لباسهایشان را در حراج ها خریداری می کنند. سعی می کنند فقط لباسهای مورد نیاز خود را خریداری کنند و از همه ی لباسهایشان هم استفاده میکنند. ممکن است لباسهایشان متعلق به آخرین مد روز نباشد، اما آنقدر شیک هستند که رئیسشان بفهمد که در کارشان کاملاً جدی هستند.آن پولی را که در خرید لباس صرفه جویی می کنند، صرف خرید وسایل زینتی می کنند. جواهراتشان ساده اما گران هستند. متولدین این ماه هم رنگ های قهوه ای، بژ و خاکی را ترجیح می دهند. موهایشان را معمولاً کوتاه اما مدل دار و شیک نگاه می دارند و