|
1. روابط دانشجو با استاد
فروردین
این
هدیه مختصر را مخصوصا بدین منظور انتخاب نمودم که یقین دارم شما احتیاج
خاصی به آن دارید و هرگز بدون پوشیدن آن به مهمانی نمی روید. البته این یک
جفت نمونه را با انتخاب خانم همکارم خریده ام و ایشان به من اطلاع دادند
که شما نوع کوتاه تر آن را می پسندید. چنانچه
ملاحظه می فرماید در انتخاب آن دقت کافی به کار رفته که خوش رنگ و ظریف و
چسبان باشد. خانم خوش پسند خود یکی از این نمونه ها داشت و به من نشان داد
و بخواهش خودش چند بار در مقابل من آنها را امتحان کرد. عزیزم
چقدر آرزو داشتم که آن را برای اولین بار که استفاده می کنی در مقابل خودم
باشد، ولی یقین دارم تا دیدار آینده دستهای فراوانی آن را لمس خواهند
کرد. درهر حال امیدوارم که هنگام پوشیدن و درآوردن آن مرا به خاطر داشته
باشی.
انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح
گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر
ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا
به پله اول میگذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به
پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد
بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه ... شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول
گذاشت. شاعرسرود: سال ها بود تو را می کردم مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش یاد داری که تو را شب به سحر میکردم صد دعا از دل مجروح پریشان احوال وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست کاکل مشک فشان با وزش باد شمال عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال
با این که قدیمیه ولی من خیلی این مطلبو دوست دارم!!
توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟ توی آمریکا: حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه .
یک مرد 38 ساله سریلانکائی از شهر ولابون ادعا کرد که
می تواند به صورت طبیعی به دو فرزند خود از سینه اش شیر دهد. وی در مصاحبه
با روزنامه محلی لانکادیپا گفت که دختر 18 ماهه اش از زمان مرگ مادرش که
پیش از سه ماه پیش بود از خوردن شیر خشک امتناع می ورزد. یک روز که از گریه زیاد دخترم نمی دانستم چکار کنم به
یکباره سینه خود را در دهان او گذاشتم تا شاید ساکت شود، اما به یکباره
دیدم که سینه ام شیر ترشح می کند، ودخترم نیز می خورد. دکتر کمال جایا
سینگ در این باره می گوید که مردان نیز در صورتی که هرمون پرولاکتین در
ایشان به حد زیادی فعال شود امکان دارد که شیر تولید کنند!
لحم الضب یا كبسة ضبان (به فارسی خوراک سوسمار) نوعی طعام در برخی کشورهای عربی است. خوراک سوسمار متشکل از گونهای سوسمار بومی است با نام علمی Uromastyx که در خاورمیانه و آفریقای شمالی زندگی میکند. این خوراک در برخی کشورهای خلیج فارس (همانند عربستان سعودی) پخته
میشود، اما در برخی کشورهای شمال آفریقا (همانند سودان) نیز مصرف دارد. این خوراک از زمانهای قدیم مصرف داشتهاست. بطور نمونه جهانگردان
انگلیسی در قرن نوزدهم در نوشتههای خود بدان اشاره کرده اند، و در برخی
نسخ شاهنامهٔ فردوسی، در رجزخوانی رستم فرخزاد (خطاب به سردار عرب) به این
موضوع اشاره میشود: شاعران
ایرانی تازیگو نیز به این قضیه (در مقام تحقیر) اشاره داشتهاند. چنان که
ابراهیم ابن ممشاد اصفهانی ملقب به المتوکلی خطاب به خلیفه عباسی
المعتمد که از بنی هاشم بود گفتهاست: پس
بنیهاشم را همگی گو: به برکناری خویشتن پیش از پشیمانی برخیزید...پس به
سرزمینتان در حجاز برای خوردن سوسمار و چراندن گوسپند باز گردید. این شعر
به دستور یعقوب لیث سروده شده بود. تصاویر زیر حاكی از این نوع غذا خوردن در عصر حاضر است.
در زمان جنگهای صلیبی، جنگجویان برای جلوگیری از خیانت همسرانشان از نوعی شورت آهنی (شكل زیر) استفاده می كردند و به آن قفل می زدند و كلید آن را به روحانی شهر می دادند و پس از برگشتن از جنگ، كلید را پس می گرفتند. ولی جدا چه ای کیوهایی بودن!! کلیدشو میدادن به روحانی شهر؟!
مرد
مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای
خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به
محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد.
دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد
فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند" مرد مسن با لبخندی
هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و
پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد،
متعجب شده بودند. ناگهان
پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت
می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند
قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره
فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد، آب روی من چکید. زوج
جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "چرا شما برای مداوای
پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!" مرد
مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای
اولین بار در زندگی می تواند ببیند!" نتیجه
اخلاقی داستان: "آیا بدون دانستن تمام حقایق
نتیجه گیری کردن عادلانه است؟."
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى كه پستاندار عظیمالجثهاى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مىپرسم.. معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید. ***************************************** ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد. از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟ مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مىکنى و باعث ناراحتى من مىشوی، یکى از موهایم سفید مىشود. دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده! ************************************ معلم
گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس
نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده. *********************************************** براى
این که موضوع براى بچهها روشنتر شود گفت: بچهها! اگر من روى سرم
بایستم، همان طور که مىدانید خون در سرم جمع مىشود و صورتم قرمز مىشود. بچهها گفتند: بله. معلم ادامه داد: پس چرا الان که ایستادهام خون در پاهایم جمع نمىشود؟ یکى از بچهها گفت: براى این که پاهاتون خالى نیست. *********************************************** در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود. یکى از بچهها رویش نوشت: هر چند تا مىخواهید بردارید! خدا مواظب سیبهاست.
در فستیوال غذا امسال
در سیدنی کمپانی TBWA
با استفاده از مواد
غذایی پرچم کشور های شرکت کننده را
طراحی کرده است و بسیار زیبا می باشد.
درباره این فستیوال که هر سال در
سیدنی استرالیا برگزار می شور
بزرگترین کمپانی ها جدیدترین محصولات
غذایی خود را به نمایش می گذارند.
:: استرالیا ::
جهان اطراف ما همواره پر از رمز و
راز بوده است و بشر نیز هماره به
دنبال کشف رمز و رموز طبیعت.
عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این
اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)
عروس
زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...،
زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن
آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم
یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن
... !)
اول، حضور امامی کاشانی در
نماز جمعه: یکی از دلایل سقوط نکردن هواپیما در ایران حضور آیت الله امامی
کاشانی در نماز جمعه است. چرا که وقتی آقای امامی کاشانی در نماز جمعه
تهران سخنرانی می کند که هیچ مشکل سیاسی در ایران وجود نداشته باشد، و
وقتی هیچ مشکل سیاسی در ایران وجود نداشته باشد، طبیعی است که بی بی سی و
صدای آمریکا و ماهواره های مختلف هیچ حرفی برای گفتن ندارند و چون هیچ
حرفی برای گفتن ندارند، دولت هم روی آن ماهواره ها پارازیت نمی اندازد و
چون روی ماهواره ها پارازیت نمی اندازد، در نتیجه روی رادار هواپیما هم
پارازیت نمی اندازند و در نتیجه هواپیما سقوط نمی کند، به همین دلیل برای
کاهش سوانح هوایی بهتر است که هر هفته آقای امامی کاشانی نماز جمعه
بخواند. دوم، پرواز نکردن هواپیما:
البته راه اول راه مطمئنی است، اما راه مطمئن تر در شرایط بحران سیاسی این
است که هواپیماها برای اینکه دچار سانحه نشوند، از پرواز کردن خودداری
کنند. قطعا خواهید پرسید که پس این همه مسافر چطور به مقصد برسند؟ راه حل
بسیار ساده است، هواپیماها می توانند در جاده های مناسبی که روی زمین
ساخته شده است، حرکت کنند، بدون اینکه سقوط کنند. لابد خواهید پرسید که با
این شیوه مسافران مجبورند به جای یک ساعت پرواز ده ساعت هواپیماسواری
کنند، و دیر می رسند. در حالی که شما اشتباه می کنید، چون هواپیما برای
اینکه پرواز کند، قطعا دو سه ساعت تاخیر می کند، و از طرف دیگر وقتی پرواز
کنند، سقوط می کند و وقتی سقوط کند، حداقل ده پانزده ساعت طول می کشد تا
هواپیما را پیدا کنند و جسد مسافران قربانی سانحه را به مقصد منتقل کنند،
به همین دلیل در هر حال یک پرواز یک ساعته عملا بیست ساعت طول می کشد، با
این تفاوت که در صورت پرواز نکردن هواپیما یک امتیاز برای مسافران وجود
دارد که همان مقدار در راه هستند، با این تفاوت که زنده به مقصد می رسند. سوم، وجود نقص فنی جدی در
هواپیما: یکی از دلایلی که باعث می شود هواپیما سالم به مقصد برسد، وجود
نقص فنی جدی در هواپیماست، اگر نقص فنی جدی در هواپیما باشد، احتمالا
مسوولان پرواز آن هواپیما را که طبیعتا به دلیل روسی بودنش نقص فنی دارد،
عوض می کنند و چون آن را عوض می کنند، طبیعتا هواپیمای غیر روسی انتخاب می
کنند و وقتی یک هواپیمای غیر روسی برای پرواز انتخاب شود، احتمالا پرواز
با موفقیت انجام می گیرد. چهارم، کوهستانی نبودن ایران:
یکی از دلایل سقوط هواپیما، کوهستانی بودن ایران است. به همین دلیل برای
جلوگیری از سانحه هوایی دو راه اصلی وجود دارد، اولین راه حل مشکل کوههای
ایران است که دولت می تواند آن کوهستانها را از بین ببرد، اما یکی از
راههای راحت تر، انتقال شهرهای بزرگ ایران به مناطق غیرکوهستانی است که در
این حالت هیچ کوهی در هنگام اوج گرفتن و فرود هواپیماها در مسیر پرواز
نیست و هواپیما با کوه برخورد نمی کند و سالم به مقصد می رسد. البته یکی
دیگر از راههای حل مشکل کوههای ایران تغییر نقشه جغرافیایی ایران است، که
با همین شیوه ای که دولت دهم حرکت می کند، احتمالا تا یکی دو سال دیگر،
اگر دولت یازدهم سر کار نیاید احتمالا این نقشه تغییر می کند و از آن پس
به دلایل غیرکوهستانی هواپیماها سقوط می کند. پنجم، آزادی زیدآبادی از
زندان اوین: یکی از دلایلی که هواپیما سقوط می کند، این است که هواپیما با
رادار حرکت می کند، و وقتی با رادار حرکت می کند، نباید روی رادار پارازیت
بیاندازند، و برای اینکه روی رادار پارازیت نیاندازند، روی تلویزیون های
ماهواره ای هم پارازیت نمی اندازند، و وقتی روی تلویزیون های ماهواره ای
پارازیت نمی اندازند، که این تلویزیون ها خبر سیاسی علیه دولت ندهند، و
وقتی این تلویزیون ها خبر سیاسی علیه دولت منتشر نمی کنند که مملکت از نظر
سیاسی شلوغ نباشد و وقتی مملکت از نظر سیاسی شلوغ باشد، اولین کسی که می
اندازند زندان احمد زیدآبادی است، فرقی نمی کند که جنبش مطبوعات اتفاق
بیافتد یا جنبش سبز یا ملی مذهبی ها با هم حرف بزنند، در هر حال زیدآبادی
می رود زندان. به همین دلیل وقتی او آزاد شد، احتمالا هواپیماها هم کمتر
سقوط می کنند. ششم، توسعه دموکراسی در
روسیه: اما مهم ترین راه برای سقوط نکردن هواپیماها، توسعه دموکراسی در
روسیه است. اگر دموکراسی در روسیه توسعه پیدا کند، طبیعتا دارودسته پوتین
از سرکار می روند کنار و گروهی سرکار می آیند که طرفدار توسعه دموکراسی
هستند. و وقتی روسیه دموکرات بشود، ایران رابطه اش را با روسیه قطع می کند
و به جای روابط اقتصادی با روسیه، رابطه اش با ونزوئلا و کومور را توسعه
می دهد. ونزوئلا و کومور هم که تولید هواپیما نمی کنند، در نتیجه ایران
مجبور می شود به جای استفاده از هواپیمای روسی یا از فرانسه هواپیما بخرد
یا از آمریکا، و همین موضوع باعث می شود که هواپیماها سقوط نکنند. به همین
دلیل به نظرم ما به جای اینکه به راههایی مانند افزایش امنیت پرواز فکر
کنیم، باید به توسعه دموکراسی در روسیه فکر کنیم. هفتم، افزایش فرار مغزها: یکی
از راههای مهم کاهش سوانح هوایی، افزایش فرار مغزهاست. چون وقتی مغزها
فرار کنند، به جای اینکه به دانشگاه مشهد و شیراز و اصفهان بروند، به
دانشگاه کمبریج و هاروارد و آکسفورد می روند و وقتی به آنجا بروند،
خانواده شان هم برای دیدن آنها به آمریکا و انگلیس می روند، و برای اینکه
دانشجویان و خانواده ها که گروه بزرگی از مسافران هستند، به مقصد برسند،
یا با هواپیمای غیر روسی ایرانی پرواز می کنند، یا با هواپیماهای اروپایی
و آمریکایی آژانس های هوایی غیر ایرانی، و در هر دوحال هواپیمای آنها سقوط
نخواهد کرد. هشتم، دزدیده شدن هواپیما:
یکی از راههای بسیار مهم برای جلوگیری از سقوط هواپیما، دزدیدن آن است.
مثلا فرض کنید که در یک هواپیما نشستید و دارید از مشهد به تهران می روید،
یک دفعه یادتان می آید که هواپیمای تان توپولوف یا یک " اف" کوفتی دیگر
است. شما می توانید هواپیما را بدزدید و خلبان را مجبور کنید در کویر یا
در دریا یا در جنگل یا در کابل یا هر جای دیگری غیر از تهران به زمین
بنشیند، مطمئن باشید که خلبانان ایرانی آنقدر ماهر هستند که هواپیما را در
هر جایی غیر از فرودگاه می توانند سالم به زمین بنشانند، فقط شرط اش این
است که خلبان از رادار استفاده نکند و در فرودگاه ننشیند، البته توضیح
بدهم که قصد من از این کار نه تنها کمک به هواپیماربایی که کاری خطرناک
است، نیست، بلکه درست برعکس، قصد من این است که هواپیما بدون خطر به زمین
بنشیند. حتی برای این کار خود شرکت های هواپیمایی مثل آسمان یا ایران ایر
خودشان می توانند به جای گارد پرواز، یک گروه هواپیماربای ناشناس را در
هواپیما بگذارند، تا در صورت احساس خطر، هواپیمای خودشان را بدزدند و مانع
سقوط آن بشوند. نهم، مسافرت احمدی نژاد به
خارج: مهم ترین راه برای جلوگیری از سقوط هواپیما، سفر احمدی نژاد به خارج
از ایران است. چون وقتی احمدی نژاد به خارج سفر می کند، طبیعتا همه
ماهواره ها تصویر او را پخش می کنند، فرقی نمی کند که به او فحش بدهند یا
از او تعریف کنند، و فرقی نمی کند که کسی از او استقبال کند، یا توی سرش
بزنند، در هر حال دولت دوست دارد تصاویر او در ایران دیده شود، به همین
دلیل کسی روی ماهواره ها و در نتیجه روی رادار هواپیماها پارازیت نمی
اندازد و شما می توانید با اطمینان سفر هوایی کنید
ز جان شیرینتری ای چشمهی نوش لبخند معاوضه كن با جان شهریار چگونه شاد شود اندرون غمگینم؟ ---------------- به چشمك این همه مژگان به هم مزن یارا! ---------------- گاهی به نوشخند لبت را اشاره كن ---------------- خیال حوصله بحر میپزد هیهات ---------------- عجب عجب كه برون آمدی به پرسش من آرامِ دل غمگین، جز دوست كسی مگزین ---------------- منم شرمنده زین یاری كه كردی ---------------- بده یك بوسه تا ده واستانی ---------------- ما را همین بس است كه داریم درد عشق ---------------- چندین شكستِ كارِ منِ دلشكسته چیست؟ ---------------- مرا هجران گسست از هم، رگ و بند گفتی تو نه گوشی ( ---------------- آخرالامر گل كوزهگران خواهی شد ---------------- جمالش كرد حیرانم، چه ماه است آن نمیدانم ---------------- كی توان حق گفت جز زیر لحاف ---------------- دریا و كوه در ره و من خسته و ضعیف ---------------- در راه عشق وسوسهی اهرمن بسی است ---------------- خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب ---------------- می میكشیم و خندهی مستانه میزنیم ---------------- به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی ---------------- از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نیفزود ---------------- تو را زین پس جز فرشته نخوانم ---------------- آن دگر گفت ای گروه زرپرست ---------------- مكن از خواب بیدارم خدا را ---------------- خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست ---------------- چون نماید به تو این دولت روی ---------------- نمیدانم كه دردم را سبب چیست؟ ---------------- گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید --------------- ما شبی دست برآریم و دعایی بكنیم ---------------- آه از راه محبت كه چه بیپایان است ---------------- مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری ---------------- رو مسخرگی پیشه كن و مطربی آموز ---------------- گر به خشم است و گر به عین رضا ---------------- من مریض درد عصیانم كه درمانم تویی ---------------- من چون نزنم دست كه پابند منی ---------------- حبابوار براندازم از روی نشاط كلاه ---------------- مرا كه سِحر سخن در جهان همه رفته است --------------- این بدان گفتم كه تا هر بیفروغ ---------------- مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر ---------------- ای غایب از نظر به خدا میسپارمت ---------------- این هم آخری:
*داشتن باشگاه بدنسازی *داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران *داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی *بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!! *نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز) 2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از: *تلفظ حرف ق *ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه! *دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف *بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران *داشتن
مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و
منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار. 3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از: *توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك *توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی *داشتن مزرعه خشخاش *آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی *دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور! 4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از: *داشتن رو حیه مهمان نوازی! *داشتن روحیه مهمان نوازی! *داشتن روحیه مهمان نوازی! *....... 5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از: *نداشتن چشم طمع به برادر همسر! *توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین! *[...] و [...] 6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از: *خوردن موز به صورت دو بار در هفته! *دست و دلباز بودن *داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی *ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی! *راستگویی و صداقت!!! 7-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از: *توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت *نداشتن سیبیل *تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی! *نداشتن سابقه دعوا و قلدری *نبریدن سر نویسنده این مطلب!!! 8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از: *كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب! *پوشیدن پیراهن و شلوار سفید *نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون *نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل â €"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد! *داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد) 9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از: *توانایی زیستن در آب و هوای خوش. *آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا *نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی *ادای حرف های خ و ق بدون تشدید 10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از: *داشتن تنها دو دوست دختر *آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و .... *داشتن روحیه جوانمردی *مرد بودن!
/*
/*]]>*/
آقای پدر! در
کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی
آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید ! plz
شنبه:
همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو
می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو
نازک کرد و گفت: ببخشید. یکشنبه:
امروز ساعت ۹ به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم
نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه
شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش
نرگسه. دوشنبه:
امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی
از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که میدونم منظورش چی بود. حتما مینا
هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا
پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم. سه شنبه:
امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا.
فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش
چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا
استقلالیه. چهارشنبه:
امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد
ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشید
آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار
درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه
پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه
پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه
داره از عشق من پیر می شه. پنج شنبه:
یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که
میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخواد که من بی خیال مینا بشم.
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم. جمعه:
امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم.
عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که… مادرم
یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف
نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
امروزه انسان با توجه به پیشرفت تکنولوژی توانسته پاسخ بسیاری از
سوالات خود را به دست آورد. اما یکی از مواردی که هنوز در پرده ابهام قرار
دارد و سوالات بسیاری را در اذهان پیر و جوان و در واقع همه انسان ها به
وجود می آورد پدیده «مرگ» است. حتما شما هم این ضرب المثل قدیمی و معروف
را شنیده اید که «مرگ شتری است که در خانه همه می خوابد.» در این مطلب
اصلا قرار نیست مرگ را از منظر فلسفی و یا عرفانی مورد بررسی قرار دهیم
بلکه قرار است عجیب ترین و شگفت آورترین مرگ ها را که در طول تاریخ برای
افراد مختلف رخ داده بیان کنیم:
! اشتباه نکنید این بسته بندی گوشت نیست این یک شلوارک است که شبیه بسته بندی گوشت زده شده است. این هم ایده جالب از کمپانی Reebok برای کفش های صخره نوردی که از جعبه خودش هم بالا رفته. این هم یک نوع شیشه شراب هستش که در نوع خودش جالب هست این طرح توسط آقای Jonas Forsman زده شده است که برنده مسابقات 2006 Swedish packaging design award می باشد. این هم یک ایده زیبا از دست همکارانی که همیشه سر غذا سر می رسند با این بسته هیچ کس به غذا شما دست نمی زند. بسته بندی های زیر هم که اصلا نیازی به توضیح ندارند همه چیز گویاست
امریکا: جنس: دختر آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود. ایران : جنس: دختر مکان: شمال غرب تهران، ایران لب : بریتنی مو: کامرون دیاز تتو ابرو: آنجلینا جولی سایه: شقایق فراهانی سینه: رنه زوئلنگر
در این ماه اتفاقات مهمی رخ داد که باعث شد تعدادی از شخصیت های کشور
از چیزی که قبلا بودند، خواسته و ناخواسته تبدیل به چیزی بشوند که نبودند. سید محمد خاتمی: یک فیلسوف اصلاح طلب که همه بخاطر او به موسوی رای
دادند، تبدیل شد به یک فیلسوف اصلاح طلب که همه بخاطر موسوی دوستش دارند. مهدی کروبی: یک نامزد لر شجاع که اصلاح طلب بود، تبدیل شد به رئیس
دیده بان حقوق بشر و رئیس سازمان زنان ایران و پس از انتخابات در شلوغی خیابانها
گم شد. محسن رضایی: یک سردار متخصص استراتژی و کارشناس فدرالیسم که در عرض
24 ساعت تبدیل به قهرمان ملی شد و آنچنان مورد توجه قرار گرفت که یادش رفت قبل از
انتخابات انصراف بدهد، در نتیجه بعد از انتخابات از قهرمانی ملی اعلام انصراف کرده
و سالم به پایگاه خود بازگشت. محمود احمدی نژاد: یک قهرمان بین المللی در عرصه خارجی و یک رئیس
جمهور بدنام بی عرضه در عرصه داخلی که در عرض یک هفته تبدیل به یک جنایتکار جنگی
در عرصه جهانی و یک کودتاچی بدنام بی عرضه دروغگو در عرصه داخلی شد. اکبر هاشمی رفسنجانی: یک سوپرمن که قرار بود وارد اتاقش بشود و کت و
شلوارش را دربیاورد و به نجات همه بپردازد، وی وارد اتاق شد و با گذشت سه هفته
هنوز از آن خارج نشده است. اکبر ناطق نوری: یک رئیس دفتر رهبری که از سوی یک نامزد محبوب رهبری
متهم به فساد مالی شد. وی از آن تاریخ از خانه خارج شده و هنوز مراجعه نکرده است. علی لاریجانی: شخصیت هشتم حکومت جمهوری اسلامی که به دلیل حذف
نابهنگام پنج شخصیت دیگر، تبدیل به شخصیت سوم حکومت شد. وی در حالی که داشت می
دوید از همه تندروها عقب ماند و به مدت یک هفته تبدیل به یک شخصیت میانه رو شد. محمد علی ابطحی: یک شخصیت روحانی اینترنتی دوست داشتنی میانه رو و
معتدل که به دلیل انقلابیگری دیگران دستگیر و از صحنه مبارزات دیلیت شد. عطاء الله مهاجرانی: راست ترین نیروی اپوزیسیون در طول تاریخ که قرار
بود چپ ترین نیروی پوزیسیون بعدی بشود، ولی در اثر یک تصادف نابهنگام تبدیل به
رهبر معترضین شد. شیرین عبادی: مهم ترین شخصیت بین المللی ایرانی که اخیرا متوجه شده
است انتخاباتی در ایران صورت گرفته است. محسن مخملباف: یک فیلمساز معتبر بین المللی که بیست سال از سیاست جدا
شد و از ده روز قبل، روزی یک سال عقب ماندگی اش را جبران می کند. غلامحسین کرباسچی: یک شهردار اسبق که ده سال مشغول زیباسازی شهر
تهران بود و بشکلی موفقیت آمیز همین پروژه زیباسازی را در مورد شیخ اصلاحات انجام
داد و او را از یک کوهستان بی آب و علف تبدیل به یک چشم انداز دیدنی کرده و مجددا
به همین اتهام زندانی شد. صادق محصولی: یک وزیر میلیاردر که به دلیل عدم آشنایی با مقدمات
ریاضیات حاصل جمع اعداد را قبل از انجام چهار عمل اصلی به عنوان نتیجه انتخابات
اعلام کرد. او ترجیح داد به جای چهار عمل اصلی ریاضی( منها، جمع، ضرب و تقسیم) از
چهار عمل اصلی فیزیکی( زدن، انداختن، سقوط و شتاب دادن) استفاده کند. فاطمه رجبی: همسر سخنگوی دولت که تا یک ماه قبل کسانی را که به طرف
صاحبش حمله می کردند گاز می گرفت، وی در ماه گذشته اصولا گاز می گیرد، دلیل خاصی
هم ندارد. میرحسین موسوی: یک نخست وزیر سابق که بیست سال نقاشی می کرد و حرف نزد،
نزد، نزد، نزد، نزد، نزد، اممممما حالا که آمد حرف بزند، فریاد
عدالت زد!!!! حزب الله: گروهی از آدمهایی که پیراهنشان را روی شلوارشان می
انداختند و به مردم اخم می کردند، سرانجام آنان دست شان را زیر پیراهن شان بردند و
اسلحه های شان را کشیدند. مردم ایران: هفتاد میلیون نفر که سی سال بود رفته بودند توی خانه و
بیرون نمی آمدند، حالا سی روز است که از خانه بیرون آمدند و دیگر توی خانه نمی
روند. منبع: www.eshghe
asemani.blogfa.com پی نوشت 2: یه بنده خدایی می گفت ننویس اینها رو ای پیتو چک می کنن ، چوب تو آستینت!! می کنن!! کوش اون بنده خدا تا ببینه وبلاگی که بازدیدش معلوم نیست چرا یهو اینقدر اومد پایین نوشتن توش ترس نداره! پس می نویسم چون نمی ترسم! پی نوشت بعدی: حالا بعضیها می گن ترسو، بعضیها می گن کله خر! هر کی هر چی می خواد بگه آزاده ولی من نمی تونم جلوی فکر کردنم و بگیرم! وبلاگم رو هم برای این باز کردم تا خرده ریزه های ذهن و فکرم رو توش بنویسم، حالا حرف نمی تونم بزنم، فعالیت سیاسی نمی تونم بکنم،، فکر که می تونم بکنم پی نوشت آخری: در واقع فکر کردن تنها کاریه که می تونم بکنم پی نوشت بعد آخری: بد جوری دلم گرفته
تصوركنید كه صبح خواب مانده اید و دیرتان شده است. هنگام خروج از
خانه صداى دعواى همسایه را مى شنوید. آیا مى ایستید تا ببینید موضوع ازچه قرار
است؟
(24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب
(عشق) فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و
سنجیده، ماجراجو و بی باك، حساس و ... دوست دارید كه دیگران را دوست داشته باشید
و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. باوفا، حساس و بسیار بخشنده و با
استعداد، شما عاشق بچه ها هستید. (25 اردیبهشت تا 3 خرداد) (22 آبان تا 1 آذر) درخت ون (بلند
پروازی) فوق العاده جذاب، پرانرژی، خود جوش و پر مسئولیت هستید. انتقاد را
دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول
اهمیت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت اساسی نیاز
دارید. (22 آذر تا 1 دی) درخت راش (خلاقیت)
فردی با سلیقه، كسی كه به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یك برنامه
ریز خوب برای زندگی و كار و مسائل اقتصادی، فردی كه بدون لزوم بی گدار به آب
نمیزند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.
(26 تیر تا 4 مرداد) (25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو (اعتماد به
نفس) فردی با توان و قدرت فوق العاده، كسی كه میداند چطور خود را با شرایط
مختلف در زندگی وفق بدهد. هدایای غیرمنتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی
برخوردار است.خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با
اراده، كمی عجول و بی طاقت و دوست دارد كه دیگران را تحت تاثیر قرار بدهد. با
استعداد، سخت كوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.
(15 تا 24 اردیبهشت) (12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط
(درستكاری) هیكل و اندامی خارق العاده، پر ابهت، حس عدالت خواهی بالا، یك طراح
و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر میشود. بسیار حساس، كوشا، گاهی اوقات برتر
از دیگران عمل می كند و گاهی در ارتباط خود با سایرین سوءتفاهم برایش به وجود می
آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیكی روی فرم است. (14 تا 23 مرداد) (9 تا 18 بهمن) درخت سدر (وفاداری)
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، كسی كه آنچه زندگی به اجبار به او
میدهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می كند ساده و خوش بین باشد.
دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل كند. مهربان و عاطفی، از تنهایی متنفر، با وفا و
گاهی اوقات هم به زودی عصبانی میشود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و كمك به دیگران
را دوست دارد. (16 تا 25 تیر) (12 تا 24 دی) درخت نارون (بزرگواری)
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و
خواسته های او در حد اعتدال است. كم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمیكند. با
نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینكه از دیگران اطاعت كند.
شریكی درستكار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب،
سخاوتمند و شوخ طبع و فردی كارآمد است. (14 تا 23 خرداد) (12 تا 21 آذر) درخت انجیر (حساسیت)
فردی مستقل، درستكار، با وفا كه از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است.
زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها وحیوانات لذت میبرد . اجتماعی و شوخ طبع است
و دوست دارد كه بعد از ساعت های طولانی كار سخت استراحت كند و از استعداد هنری و
هوش بالایی برخوردار است. (5 تیر تا 15 تیر) (2 تا 11 دی) درخت صنوبر (رمز و راز)
فوق العاده با سلیقه است و نمیتواند تنش و فشار عصبی را تحمل كند.
زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده میشود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت كه
دوست دارد نزدیكان خود را حمایت و مراقبت كند با افراد غریبه هم به همان شكل رفتار
میكند. نسبتاً كم ادعا،سخت كوش، با استعداد، فداكار ، دور از خودپسندی و فردی كه
دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است. (24 شهریور تا 3 مهر) (22 تا 30 اسفند) درخت فندق (خارق
العادگی) جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی كه میداند چطور روی
دیگران تاثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات
دمدمی مزاج، درستكار، كمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.
(13 تا 22 شهریور) (11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش (شك و
تردید) باهوش و سخت كوش است و آنچه را زندگی به او میدهد می پذیرد. البته
بعد از آنكه سعی میكند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد.
از مسافرت و تعطیلات كوتاه لذت میبرد. ممكن است خشن به نظر بیاید اما واقعا روح
لطیفی دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار با
استعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا كند. خصلت رهبری
بالایی دارد و فوق العاده وفادار است. (4 تا 13 خرداد) (2 تا 11 آذر) درخت موز (خوش سلیقگی)
زیباست و به اوضاع و احوال ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداكار
است و زندگی را تا جایی كه ممكن باشد راحت میگیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط
سوق میدهد .به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و
فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود. (11 تا 20 فروردین) (14 تا 23 مهر) درخت افرا(استقلال فكری)
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتكار، خجالتی و
تودار، بلندپرواز و مغرور است. متكی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است
اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد میگیرد. همیشه میخواهد اثری خوب روی
دیگران داشته باشد. (23 شهریور) درخت زیتون (عقل) عاشق مهربانی و رافت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری میكند.
بردبار و شكیبا، با نشاط و سرزنده ، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد.
از هرگونه بخل و حسادت دوری می كند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و
فرهیخته لذت می برد. (24 مرداد تا 2 شهریور) (19 تا 30 بهمن) درخت كاج (صلح و
آشتی) عاشق مصاحبت و شركت در گفتگوهایی است كه به توافق منجر بشود. باید در
زندگی آرامش داشته باشد. عاشق كمك كردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست
دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می كند. با همه خیلی
دوستانه رفتار میكند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.
(1 تا 14 اردیبهشت) (5 تا 13 مرداد) (4 تا 8بهمن) درخت
سپیدار (تردید و عدم ثبات) جذاب به نظر می آید. با استعداد است. اما اعتماد به نفس بالایی
ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار
مشكل پسند و غالبا تنها است وطبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ كننده خوبی است و
به فلسفه علاقه مند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی درامور
مشاركت دارد. (1 تا 10 فروردین) (4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشك (حساسیت)
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را
به خود جلب كند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پر
احساس، یار و هم صحبتی خوب است. كسی كه تمایل به عفو و گذشت ندارد.
(21 تا 31 فروردین) (24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو(اشتیاق وشور)
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان ، خودجوش و بلند پروازی او نامحدود
است. فردی غیر قابل انعطاف، شریك استثنایی اما بد قلق است. همیشه مورد علاقه نیست
اما اغلب تمجید و تحسین میشود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور
است. (3 تا 12 شهریور) (1 تا 10 اسفند)درخت بید مجنون (اندوه)
فردی كه دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را
دوست دارد و سرشار از امید و رویا است. جذاب، بسیار مهربان، عاشق زیبایی، با
استعداد زیاد در موسیقی ، عاشق سفر به نقاط غیر معمول، خستگی ناپذیر ، غیر قابل
پیش بینی، درستكار و فردی كه میتواند تحت تاثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی كه در
تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است.
تست اعتیاد به
اینترنت (IAT) یكی از معتبرترین تستهای
مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است كه توسط دكتر كیمبرلی یانگ (Kimberly Young) ابداع شده است.
1. به
ندرت 2. گاهگاهی 3.
غالبا 4.
بكرات 5. همیشه - شامل حالمن نمیشود
جمع نمرات بین 50 تا 79 = دارید دچار مشكل اعتیاد اینترنتی میشوید؛
حوالی سال 1230 ه.ش: مرد: دخترهء خیر ندیده! من تا نكشمت راحت
نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم! زن: آقا ، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر.
نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده! مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم
لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش
نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر
شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!) زن: آقا خدا سایهء شما رو هیچوقت از سر ما كم
نكنه. نیم قرن بعد ، سال 1280: مرد: واسه من میخوای بری مدرسه درس
بخونی؟! میكشمت تا برات درس عبرت بشه! یه بار كه مردی دیگه جرات نمیكنی از این
حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر من بود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد
بده! حالا چی؟ زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای
نكرده میگیرهها! شكر خورد. دیگه از این شكرها نمیخوره. قول میده! مرد (با نعره حمله میكنه طرف دخترش): من
باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد میكشمت! زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو
به جای اون بكشین! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر
شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!) زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما
نگه داره. یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال
1330: مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن
چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دخترهء چشم سفید
حالا میخوای بری دانشسرا؟! میخوای سر منو زیر ننگ كنی؟ مردم از فردا نمیگن آقا
رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) میكنم! زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین.
خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته میكنین! مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینو امشب
نكشم دیگه فردا نمیتونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت
كیف كنی! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر
شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو می بخشه!) زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما
باشه. حوالی سال 1360: فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه
كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم
بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگه اینكه برای این بی
آبرویی از روی نعش من رد بشی! زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه س نمیفهمه.
دوستاش یادش دادن این حرفا رو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش. خدا تو رو برای ما
حفظ كنه. همین چند سال پیش ، سال 1380: مرد: كجا؟! میخوای با تكپوش (از این مانتو
خیلی آستین كوتاها كه نیم متر هم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا میكنن!)
و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! میكشمت! من ، تو رو ، میكشم!
زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن
بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا") مرد: من اینطوری نیستم! این امروز
كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست
اجنبی بگیره! دختر ، لااقل یه كم اون شلوارو پائینتر بكش كه
زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمیخواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره! زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی! چند سال بعد ، سال 1390: مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی
خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه ، گفتی دورهء این امل بازیها
تموم شده ، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم.
حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچه داری كنم؟! زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی
چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه
و بنزین و جریمهء ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم
خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. من دارم با دوستام میرم باشگاه
بولینگ! خدا سایه ت رو فعلا" رو سر ما نگه داره! چند سال بعد ، سال 1400: دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم ، ماشین
بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم میخوام. میخوای بری بیرون
پیاده برو! زن: دخترم ، حالا بابات یه غلطی كرد! تو
اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت میپره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر میشه!
اوه مامی ، باباتم قول میده دیگه از این حرفا نزنه! (بالاخره با صحبتهای زن ، دختر خونه از خر
شیطون پیاده میشه و بابای گناهكارشو میبخشه!) زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشیدی! دو قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1430: زن: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی!
مثلا" بین دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اینهمه
سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون ، حالا با این علم جدید و
تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شما مردها از این كارا بكنین! اصلا" مگه نمی
گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟ مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس و اسم
بچه رو خودم انتخاب كنم! زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم! نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بیمارستان به
خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من ، یعنی سایهء تو تا به دنیا آوردن چند تا بچهء
دیگه بالای سر ماست؟ آینده ای نه چندان دور ، سال 1450: چند تا مرد دور همدیگه نشستن و در حالی كه
سبزی پاك میكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره... میگن هدف این جنبش
بازگردوندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست! - حق با جمشیده... ببینین این زنها چقدر از
ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونهء بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و
خیاطی یاد بگیریم و توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون میدن و زنمون
هم استثمارمون میكنه! - خدا كنه این حركت به یه جایی برسه.
میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه
كرده اعتراض كرده! دمش گرم. - آره... خب داشتم می گفتم... اسم این جنبش
سیبیلیسمه و اعلامیه هاش هر شب ........ در این هنگام به علت ورود خانم یكی از مردها
، بحث به زیاد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشیده میشه! زن: زود باشین تمومش كنین دیگه! چقدر فس
میزنین! اوی ، درست تمیز كن! من نمیدونم این سایهء لعنتی شما تا كی میخواد روی
زندگی ما بمونه؟! حوالی سال 1530 ه.ش: رادیوی سراسری ، موج تله پاتی (صدای یه
خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزیز را در جریان آخرین اخبار دنیا
قرار میدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس ، دقایقی قبل سایهء آخرین نمونهء بازمانده
از جنس مرد از روی كرهء زمین محو شد! پس از پایان عمر این موجود از گونهء مردها ،
از این پس نام و تصویر این مخلوقات را فقط در وب پیج های تاریخی و باستان شناسی می
توانید رویت نمایید. ساعت نه و پانزده دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما بانوان
محترم خواهم بود. دینگ دینگ!
همانطور که هر کدام از علامت های خورشیدی، خصوصیت های اخلاقی، اهداف و نیازهای
منحصربه فردی دارند، گرایش آنها نسبت به مُد و طریقه لباس پوشیدن نیز کاملاً خاص و
متفاوت است. متولدین ماه های مختلف سلایق و علایق خاصی در انتخاب لباس دارند که
نشاندهنده شخصیت و مَنش آنهاست. میخواهیم شما را با سبک لباس پوشیدن و گرایش
متولدین ماه های مختلف نسبت به مُد آشنا کنیم. برج حمل (فروردین) متولدین این ماه دوست دارند در همه چیز اول باشند. آنها از همه اطلاعات روز
مربوط به مُد و مارک های مختلف لباس آگاهند. آنها از امتحان کردن هر چیزی که مطابق
با علایقشان باشد هیچ واهمه ای ندارند و از جسورانه ترین استایل ها و سبک ها
استفاده می کنند. به محض دیدن هر مدل جدید در ویترین مغازه ها، باکی ندارند که
حقوق به زحمت به دست آورده شان را صرف خرید آن کنند، چون می خواهند اولین نفری
باشند که آن مدل را تن می کند. مطمئناً هر مُد و سبک جدیدی از لباس برای اولین بار
توسط یکی از متولدین این ماه پوشیده شده است.متولدین این ماه بنا بر طبیعت آتشین
خود، تمایل زیادی به رنگ های قرمز و سیاه دارند. کاری ندارند که چه رنگ، چه جنس یا
چه مدلی از لباس به آنها بیشتر می آید، آنها همه ی مدل ها و همه ی رنگ ها را
امتحان می کنند. لباسهای آنها معمولاً رنگارنگ و پر نقش و نگار است. اما هر چه که
هست کاملاً مطابق با آخرین مُد جهان است. کلاه و الماس برای زینت بخشیدن به
انگشتان و گردن جزء لوازم زینتی است که بیشتر از چیزهای دیگر مورد استفاده متولدین
این ماه قرار می گیرد. مارک لباس مورد علاقه: Gucci برج ثور (اردیبهشت) تا به حال مشاهده نشده است که متولدین این ماه لباسی تن کنند که از مُد افتاده
باشد. آنها جزء برجسته ترین مُدگرایان هستند که انتخابشان باعث فخر هر تولیدکننده
لباس است. آنها خوب می دانند که در یک میهمانی شام چه لباسی باید تن کنند، و حتی
لباس های کارشان را هم از معروف ترین مارک ها و تولیدکننده ها خریداری میکنند.
قیمت لباس برای آنها هیچ اهمیتی ندارد، چون می دانند از هر چه که خوششان بیاید تا
آخر عمر متعلق به آنها خواهد شد. با همه ی این اوصاف، به نظر متولدین این ماه،
لباسهای خوش دوخت هیچ وقت از مُد نمی افتند و مارک و لیبل لباسها در درجه اول
اهمیت قرار نمی گیرد.لوازم زینتی مربوط به گردن برای آنها نسبت به سایر لوازم
اهمیت بیشتری دارد. شال گردن و گردن بند بسیار به آنها می آید. خانم های متولد این
ماه بهتر است موهای خود را بالا جمع کنند و آنها را با گیره سرهای زمردین ببندند.
به نظرشان رنگ های روشن و پر زرق و برق به درد طبقه متوسط اجتماع می خورد، و رنگ
های قهوه ای، بژ و خاکی برای آنها مناسبتر است. مارک لباس مورد علاقه: Louis Vuitton برج جوزا (خرداد) برای متولدین ماه دوقلوها هر روز با یک ماجرای جدید همراه است. احتمالاً این
افراد هر روز صبح کمد لباسشان را باز می کنند و با جستجو درمیان کوه لباس های درهم
و برهم، به دنبال لباسی می گردند که با حال و هوای آن روزشان جور باشد. زیاد دنبال
مُدهای مختلف نیستند چون خیلی زود از آن خسته می شوند. اما اگر هر روز یک مُد جدید
برای آنها وجود داشته باشد، مشتاقانه از آن استقبال خواهند کرد، اما آن مُد فقط 24
ساعت برای آنها دوام خواهد داشت و نه بیشتر. در خرید کردن مراقب خرج کردن و قیمت
ها هستند، اما اگر از چیزی واقعاً خوششان بیاید، بی تردید آن را می خرند. مارک
لباس برای آنها کوچکترین اهمیتی ندارد، چیزی که برای آنها مهم است این است که از
ظاهر لباس خوششان بیاید، همین.به پوشیدن تاپ و بلوزهای تنگ و چسبان علاقه زیادی
دارند، چون می توانند بازوهای زیبایشان را از این طریق به نمایش بگذارند. دست بند
و بازوبند جزء لوازم زینتی مورد علاقه آنهاست. اگر بخواهند صبح ها از خانه خارج
شوند، آرایش چندانی نمی کنند، شاید فقط یک آرایش خیلی ساده و کمرنگ، مثل یک برق
لب. متولدین این ماه دوست دارند هر مدل لباسی را امتحان کنند، اما با اینحال آرایش
موهایشان همیشه ساده است. مارک لباس مورد علاقه: Alexander McQueen برج سرطان (تیر) خوشبختی بالاپوشی است که سالیان سال همراه متولدین این ماه است. همانقدر که به
عزیزان و نزدیکانشان وابسته هستند، به لباسهایشان نیز وابسته اند. در گنجه لباسهای
متولدین این ماه، حتی قدیمی ترین لباسهایشان هم دیده می شود. خانم های متولد این
ماه علاقه ای به پوشیدن لباسپای اسپرت ندارند، و در لباسهایشان همواره حال و هوای
زنانه دیده می شود. در کمد لباسشان انواع و اقسام مدل های لباس زیر، از هر رنگ و
مدل وجود دارد. پیراهن های مجلسی و زنانه برایشان در راس اهمیت قرار دارد.به
نظرشان هر لباسی با جواهرات زیبا و گردن بند های بلند، زیباتر و کامل تر می شود.
برای آنها مروارید زیباترین جواهر است و هاله هایی از رنگ سبز آنها را باشکوه تر
می کند. اما زیاد اهل آرایش کردن نیستند، مگر اینکه انجام آن سریع و مختصر باشد.
برای خشک کردن موها به هیچ وجه از سشوار استفاده نمی کنند، و ترجیح میدهند
موهایشان به طور طبیعی خشک شود. آنها ترجیح می دهند که بنا بر راحتی خودشان لباس
انتخاب کنند نه براساس مُد روز، اما خوب می دانند که چطور جلوی جمع حاضر شوند که
همه را مسحور خود کنند. مارک لباس مورد علاقه: Ralph Lauren برج اسد (مرداد) متولدین این ماه دوست دارند بهترین از هر چیز را برای خود داشته باشند. اگر
پول خرید لباسی را نداشته باشند، به هر طریقی باید آن را از آنِ خود کنند. همیشه
خوش کیفیت ترین لباسها را بر تن این افراد می بینید. راحت بودن لباس برای آنها کم
ترین اهمیت را دارد، درعوض مارک و لیبِل لباس و مطابق بودن آن با آخرین مد روز
برای آنها در درجه اول اهمیت قرار دارد. کت و شلوارهای رسمی را در محل کار می
پوشند اما در ساعات فراغت ترجیح می دهند لباسهای اسپرت تر و البته از مارک ها
معروف تن کنند.خانم های متولد این ماه در استفاده از جواهرات و زینت آلات پر زرق و
برق و گرانقیمت زیاده روی می کنند. رنگ های مورد علاقه آنها طلایی، برنز و نارنجی
است. متولدین این ماه دوست دارند طوری لباس بپوشند که نظر هر بیننده ای را به خود
جلب کند، و الحق که راه آن را خوب بلدند. مارک لباس مورد علاقه: Versace برج سنبله (شهریور) متولدین این ماه به خوبی از لباسهایشان محافظت می کنند و لباسهایشان همیشه
اتوکشیده و شق و رق است. این افراد که ذاتاً ساده گرا هستند، به قیمت لباس اهمیت
زیادی می دهند. ترجیح می دهند لباسهایی گرانتر و خوش کیفیت تر داشته باشند، تا
لباسهایی ارزان که با یک یا دو بار شستشو از بین برود. هیچ آثاری از زرق و برق در
لباس آنها مشاهده نمی کنید و وقتی از در خانه بیرون می روند، مثل فرشته ها در کمال
سادگی و البته زیبایی هستند. لباسهایی که انتخاب می کنند، علاوه بر سادگی بسیار
خوش دوخت هستند و یک عمر برایشان ماندگار خواهند بود.زنان متولد این ماه علاقه
زیادی به پوشیدن تاپ و بلوزهای کوتاه دارند تا شکم حقیقتاً زیبایشان را به نمایش
بگذارند. موهایشان که معمولاً به سادگی آرایش می شود، با مُد هر فصلی کاملاً جور
می شود. به رنگ های طبیعی مثل قهوه ای برای لباسهایشان علاقه زیادی دارند. آنها
علاقه زیادی به استفاده از جواهر و زینت آلات ندارند و به ندرت در سر و دست آنها
نشانی از زیورآلات مشاهده می شود، مگر انواع بسیار ساده آن که به پوستشان هم
حساسیت ندهد. مارک لباس مورد علاقه: Calvin Klein برج میزان (مهر) طبع کمال طلب متولدین این ماه، هیچ علاقه ای به لباسهای از مد افتاده ندارد.
اطلاعات آنها درمورد انواع سبک ها و استایل ها و مُد به اندازه ای است که باعث
میشود همه برای مشورت پیش آنها بیایند. وقتی صبح ها برای آماده شدن جلوی کمد
لباسشان می ایستند، مجموعه ی شگرفی از انواع انتخاب ها پیش رویشان قرار می گیرد
اما فرصتشان برای انتخاب بسیار کوتاه است. آنها می دانند که همه ی لباسهایشان عالی
است و جذابشان می کند، اما باید لباسی را پیدا کنند که آن روز بتواند بیشترین
تاثیر را بگذارد. لباسهای آنها همیشه خوش دوخت و بی عیب و نقصند و سعی می کنند از
معروف ترین مارک ها و تولیدکننده ها خرید کنند.اگر گوش سمت راستشان را سوراخ کرده اند،
گوش سمت چپشان هم باید سوراخ شود. هر چیز که در تن آنها می بینید کاملاً متعادل و
متوازن است. از انتخاب رنگ لباس گرفته تا فاصله بین دکمه های روی کتشان، همه دقیق
و متعادل است. آرایش صورتشان آنقدر بی عیب و عالی است که گویی هیچ آرایشی نکرده
اند. از جواهر هم فقط برای برجسته تر کردن زیباییشان استفاده می کنند. به طور کلی
متولدین این ماه عاشق خرید کردن هستند و این از سر و وضعشان کاملاً پیداست. مارک لباس مورد علاقه: Giorgio Armani برج عقرب (آبان) طبقه بندی کردن متولدین این ماه که همیشه جذاب و لباس می پوشند بسیار
دشوار است. یک روز مطابق آخرین مُد روز و روز دیگر مطابق استایل ها و سبک های
قدیمی لباس می پوشند. اما هر چه که بپوشند، قصد و نیت مخصوصی از آن دارند. اگر با
لباس باز و بیرون بروند، احتمالاً به دنبال جلب نظر مردان هستند. اگر کت و
شلوار مارک دار بسیار گرانقیمت تن کنند، احتمالاً قصد تصاحب مقام بالایی از شرکت
در سرشان است. تا حدی از مُد پیروی می کنند که شایسته و متناسب آنها باشد، و به
هیچ وجه بنده و برده مُد نمی شوند.استفاده از زیورآلات آنها نیز با تناقض همراه
است. ممکن است گاهی سر و دستشان را پر از جواهر کنند یا اصلاً به کلی از زیورآلات
استفاده نکنند. موهایشان ممکن است یک روز بلند و روز دیگر کوتاه باشد. آنها خدای
تغییر قیافه اند و یکی از مهمترین ابزارهایشان برای این منظور، آرایش و گریم است.
متولدین این ماه طبیعت حساس و ظریفشان را از طریق رنگ های سیاه و قرمز هویدا می
کنند. مارک لباس مورد علاقه: Miu Miu برج قوس (آذر) کمانداران متولد این ماه، سعی می کنند بنا بر راحتی خود لباسهایشان را انتخاب
کنند و چندان طالب مُد نیستند. آنها لباسهایی را انتخاب می کنند که بتوانند به
راحتی در آن حرکت کرده و جنب و جوش کنند. شلوار جین های گشاد و پیراهن های آزاد، و
به طور کلی لباس اسپرت کاملاً با روحیات آنها سازگار است. برای آنها اهمیتی ندارد
که دیگران درمورد ظاهرشان چه می گویند.کفش های انتخابی آنها در تابستان سندل و در
زمستان کفش های اسپرت کوه نوردی است. هرچند ممکن است گه گاه با پای برهنه هم
اینطرف آنطرف بروند. زنان متولد این ماه عادت به استفاده از زیورآلات ندارند و
علاقه ای هم به آرایش کردن از خود نشان نمی دهند. از رنگ های شاد و زنده استفاده
می کنند که به خوبی با طبع شوخ و شنگ آنها سازگار است. مردان متولد این ماه هیچ
ابایی از گذاشتن ریش های خشن و نامرتب ندارند و خانم ها نیز موهایشان را معمولاً
به صورت طبیعی زینت می کنند. مارک لباس موردعلاقه: Marc Jacobs برج جدی (دی) متولدین این ماه، چه زن و چه مرد، طالب لباسهای کاملاً رسمی هستند. آقایون کت
و شلوار را به ژاکت های اسپرت و خانم ها کفش های پاشنه بلند را به سندل ترجیح می
دهند. آنها دوست دارند بهترین لباسها را تن کنند اما نه به این قیمت که همه ی
حقوقشان را صرف خرید آن کنند، به همین منظور بیشتر لباسهایشان را در حراج ها
خریداری می کنند. سعی می کنند فقط لباسهای مورد نیاز خود را خریداری کنند و از همه
ی لباسهایشان هم استفاده میکنند. ممکن است لباسهایشان متعلق به آخرین مد روز
نباشد، اما آنقدر شیک هستند که رئیسشان بفهمد که در کارشان کاملاً جدی هستند.آن
پولی را که در خرید لباس صرفه جویی می کنند، صرف خرید وسایل زینتی می کنند.
جواهراتشان ساده اما گران هستند. متولدین این ماه هم رنگ های قهوه ای، بژ و خاکی
را ترجیح می دهند. موهایشان را معمولاً کوتاه اما مدل دار و شیک نگاه می دارند و |