|
مطمئناً
تا به حال این تجربه را داشته اید كه در كلاس درس و یا یك جلسه و سمینار
حوصله تان سر رفته باشد، آن وقت با خودكاری كه در دست دارید بر روی كاغذ
مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می كشید. ممكن
است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند
ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه
نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان
پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می كشند ؛ آرزوها
، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای كه هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر
زبان بیاوریم. بنا
به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان، افراد در موقعیت های متفاوتی
این نقاشی ها را می كِشند، به عنوان مثال وقتی با تلفن صحبت می كنند، یا
به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند و در هنگام كشیدن چنین
نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حركت قلم بر روی كاغذ
نیستند. روان
شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و
معتقدند كه همانند دست خط ها، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و
منحصر به فردی برخوردارند. ولی باید گفت كه روان شناسیِ نقاشی های
ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به
عوامل بسیاری بستگی دارد كه به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف، همین امر
سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط
، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام كشیدن این نقاشی ها. اسپنسر
می نویسد: “اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه، سخت و دشوار
است، لیكن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افكار و شخصیت
افراد را به دست می دهد”. با ما به ادامه ی مطلب بیایید...
دوستی میگفت: «میدانم زنها چی
میخواهند، اینکه شوهرشان پول زیادی در اختیار آنان بگذارد و آنها خرج
بکنند!؟» او اشتباه میکرد، چرا که هر زنی به راحتی میتواند پولی که در
اختیارش میگذارید را خرج کند، اما او با این چیزها نمیتواند نیازهای
عاطفیاش را برطرف کند چرا که او به شوهرش احتیاج دارد. از طرفی خیلی
از مردها عشق خود را با هدیههای رویایی که شخصی است نشان میدهند به
راستی میدانید همسرتان چه هدایایی را دوست دارد؟ یعنی میدانید همسر شما
اگر ماشین ظرفشویی هدیه بگیرد خوشحال میشود یا یک شاخه گل سرخ؟ آنچه که
در ادامه میخوانید نمونههایی از هدایایی است که خانمها خیلی دوست
دارند.یک شاخه گل، کارتهای تبریک، عطر، جواهرات، نامهای که خودتان نوشته
باشید، لباسی که دوست دارد، گلدان قشنگ، مجسمههای سرامیکی، کتاب شعر و یا
حتی ماندن یک شب در هتل و به اینها شکلات! را هم اضافه کنید. به یاد
داشته باشید که خرید هدیهای کوچک و ارزان و تقدیم آن به شکلی خوشایند،
میتواند برای او جالب توجهتر باشد. (الن کریدمن) در کتابش تحت عنوان
(راز دلبسته کردن زن) و یا (چراغ دل زنت را روشن کن) مینویسد: جرالد
میگفت: همسرم، برشتوک را هر روز صبح با شیر میخورد، به خاطر همین موضوع،
به سوپرمارکت رفتم و یک جعبه بزرگ برشتوک خریدم و آن را با یک گره پاپیونی
بستهبندی و یادداشتی هم ضمیمهاش کردم: (برای بهترین و کاملترین زنی که
میشناسم.) میتوانم به شما بگویم آن شب آمدنم به خانه خیلی استثنایی بود،
چنین هدیه کوچکی برای او مفهوم بسیاری داشت. و یا (چیپ) یک بسته شکلات
خرید و آن را در کیف همسرش گذاشت و یادداشتی هم ضمیمه آن کرد که روی آن
نوشته بود: (به همسر بینظیرم که همیشه به من خوبی و عشق میدهد.) زمانی
که مرد به سرکارش رسید، زن به او تلفن کرد که بگوید با این کارش روز خوبی
را برای او تدارک دیده است. یا یکی دیگر از دوستانم میگفت: من هر روز صبح
خیلی زود سر کار میرفتم، شب قبل به گلفروشی رفتم، یک شاخه گل رز و یک
شاخه گل زنبق خریدم و صبح روز بعد به همراه یادداشتی در کنار بالش زنم
گذاشتم. بر روی یادداشت نوشته بودم: (گلهای رز قرمز هستند و بنفشهها
آبی، گرچه من در محل کارم هستم، به تو فکر میکنم.) شب که به خانه آمدم با
من مثل یک سلطان رفتار شد. تصورم این بود که برای خوشحال کردن همسرم به
پول فراوان احتیاج دارم، اما دریافتم که دو شاخه گل به اندازه یک کت خز
موثر است. یا دیگری یک مجسمه عقاب سرامیکی خرید و یادداشتی به آن چسباند
که روی آن نوشته بود: (زمانی که تو در کنارم هستی، من از عقاب بالاتر
پرواز میکنم) سپس آن را در جایی که مطمئن بود، زنش پیدا میکند، گذاشت.
آن مجسمه سرامیکی حالا جزو یکی از داراییهای باارزش اوست.(آلن کروفی)
میگوید: تمامی این مردها از اینکه وقتی بخواهند فکر خود را به کار
بیندازید، چقدر خلاق خواهند بود، حیران شدند. هدیههایی که آنها دادند،
شاید کوچک بود، اما برای همسرانشان دنیایی ارزش و نتایجی جالب توجه به
همراه داشت. هر آنچه را تصمیم میگیرید به همسرتان هدیه بدهید و مطمئن
باشید که هدیهای کامل است. همیشه کار اضافی نیز انجام دهید، اگر هدیهتان
گلدان است، در آن گل بگذارید، اگر هدیه وسیله موسیقی است، یادداشتی کوچک
روی آن بگذارید، اگر امکان پیچیدن هدیه هست، آن را بستهبندی کنید. چون
زنها دوست دارند بستهبندیها را باز کنند، اگر هدیه شما یک ظرف شیرینی
است، در آن حتما شیرینی بگذارید. و زنی میگفت پس از ۲۵ سال ازدواج، هنوز
اولین سالگرد ازدواجم را به یاد دارم. شوهرم آن روز را فراموش کرده بود،
ابتدا تصور میکردم که او شوخی میکند، اما شوخی در کار نبود. من تمام روز
را گریه کردم، سرانجام در حدود ساعت هشت شب، او شتابان به فروشگاهی رفت و
یک ظرف مخصوص شکلات خرید و به خانه آورد، وقتی آن ظرف را دیدم بلندتر گریه
کردم، برای آن که میدانستم در خرید آن اصلا فکر نکرده است چون من رژیم
داشتم و او یک ظرف شکلات خریده بود !او حتی درک این را نداشت که در آن
ظرف شکلات بگذارد.) زنی دیگر میگفت: شوهرم در خانوادهای بزرگ شده است که
عادت به خریدن هدیه ندارند، او هرگز ندیده بود که پدرش برای مادرش گل
بیاورد، از این رو واقعا تصور نمیکرد که روزهای تولد یا سالگردها اهمیت
دارند.
رنگ قرمز رنگ شور و عشق و
آرزوست. قرمز احساسات را فعال میكند و شادی و نشاط را در انسان بر
میانگیزد و در این زمینه هیچ رنگی قدرت قرمز را ندارد. قرمز مثل آتش گرم
است. طیف های مختلف رنگ قرمز، حالات گوناگونی را خلق میكنند و بسیار
آشكارا و محسوس فضا را به یك فضای رمانتیك و عاشقانه و یا به یك فضای شیك
و رسمی مبدل میسازند. قرمز رنگ بسیار هوشیاری است زیرا نظرها را به
سرعت به خود جلب میكند. قرمز رنگ و نماد عشق است و رنگی است كه به طرز
شگفتانگیزی احساسات عاشقانه را در وجود انسان بیدار میسازد. هر جا
قرمز وجود داشته باشد هیجان و نشاط نیز در آنجا هست. به همین دلیل است كه
بانوان جوان و هم چنین كودكان رنگ قرمز را دوست دارند و از طرفداران این
رنگ میباشند. و اما برای آقایان! رنگ قرمز سنمبل عصابیت و خشونت
است.روانشناسان رنگ معتقدند افرادی كه رنگ قرمز را دوست دارند افرادی با
اعتماد به نفس بالا، مصمم و جدی، اجتماعی و شجاع هستند. تحقیقات نشان
دادهاست كه در فرهنگهای كهن و قدیمی دو رنگ سفید و سیاه بسیار برجسته به
نظر میرسند و چنانچه رنگ سومی وجود داشت آن رنگ، حتماً رنگ قرمز بود. این
رنگ سبب سر زندگی و تحرك جسم میشود و امروز به واسطه تحقیقات و مطالعات
این نظریه به یك اصل و قانون علمی مستدل تبدیل شده است. دكتر جان
ناش اُت زیست شناس مطرح پس از مطالعات پی در پی به این نتیجه رسیدند كه
گیاهان زیر شیشه قرمز كه نور خورشید را به رنگ قرمز از خود عبور می دهد،
چهار برابر سریع تر از گیاهانی كه در زیر نور خورشید به رنگ طبیعی هستند
رشد میكنند. پس از آن مطالعات دیگر دریافتهاند كه قرار گرفتن در
معرض نور قرمز 5/13 درصد نیروی فرد را افزایش میدهد و 8/5 درصد بیشتر از
شوك های الكتریكی ماهیچه و عضلات دست را تحریك می كند. قدرت و تأثیر رنگ قرمز به فیزیك و جسم انسان قرنها پیش توسط شماری از دانشمندان به اثبات رسیده است. از
نظر علم انرژی شناسی، قرمز رنگ موفقیت، عشق و شادی است. چینی ها لباسهایی
به رنگ قرمز میپوشند تا شاد باشند از نظر آنها قرمز منبع عظیم انرژی و
نشاط روح است. روانپزشكان به افرادی كه از كسالت، بیحوصلگی، افسردگی و بی حالی رنج میبرند استفاده از رنگ قرمز را توصیه میكنند. البته
فراموش نكنید كه استفاده افراطی از رنگ قرمز نیز ممكن است تاثیری عكس آنچه
گفته شد را در محیط بگذارد. بنابراین به اندازه هوشمندانه از قرمز استفاده
كنید تا از اثرات مفید آن بهرهمند شوید و بوسیله آن شور و شادی و انرژی
را به زندگی خود دعوت كنید. وجود
مقداری رنگ قرمز میتواند اشتها را تحریك كند و آن را افزایش دهد بنابراین
استفاده از مقداری رنگ قرمز در آشپزخانه توصیه میشود، اما بدلیل اینكه
رنگ قرمز خیره كننده است و نظر را بسوی خود جذب میكند، بنابراین در صورت
وجود رنگ قرمز در آشپزخانه در حین كار با چاقو و پخت و پز مراقب دستهای
خود باشید. هم چنین بدلیل اشتها آور بودن رنگ قرمز استفاده از آن در
اتاق غذا خوری بسیار توصیه میشود. حتی مجازید تمام دیوارهای اتاق نشیمن
را به رنگ قرمز در آورید و از رومیزی و دستمال سفرههای قرمز رنگ در
طیفهای مختلفش استفاده نمائید. اتاقهای نشیمن نیز رنگ قرمز را دوست
دارند! اتاق نشیمن نه چندان بزرگی را تصور كنید كه دكوراسیون آن به رنگ
قرمز باشد. خواهید دید كه چه جلوه شیك، تأثیر گذار و خوشایندی به خود
میگیرد. رنگ قرمز به فضای یك اتاقنشیمن عمق میدهد. گرمابخشی نیز از
سایر ویژگیهای این رنگ زیبا میباشد، از این رو استفاده از آن در
اتاقهای رو به شمال كه آفتاب گیر نیستند بسیار موثر و مناسب میباشد. رنگ قرمز هم چنین رنگی بسیار مناسب برای راهروهای داخلی و هال است. یك
نكته در مورد دیوارهایی كه تماماً به رنگ قرمز هستند این است كه اگر دیوار
یكنواخت و خسته كننده به نظر میرسید میتوانید یك یا چند نوار افقی را
متفاوت از كل دیوار رنگ آمیزی نمائید. رنگ قرمز را در اتاق خواب بیشتر در
قالب كوسنهای مخملی یا روتختیهای زیبا استفاده كنید. رنگ قرمز به اتاق
خواب جلوهای فریبنده و گرم می بخشند. رنگ قرمز باعث هوشیاری انسان
می شود، بنابراین وجود آن در اتاق كار لازم است؛ اما از طرفی از آنجایی كه
قرمز فشار خود را بالا میبرد تا حدودی استرس را نیز با خود به همراه
دارد. بنابراین سعی كنید مانند اتاقخواب، در اتاق كار هم تنها به مقداری
از رنگ قرمز بسنده كنید، مثلاً تنها یك صندلی قرمز پشت میز كارتان قرار
دهید و یا تنها قفسه فایلها را به رنگ قرمز انتخاب كنید. در این مورد كمی تأمل
كنید، اگر به طبیعت كه بهترین الگو برای هنر است بنگریم خواهیم دید كه این
دو رنگ چه زیبا كنار هم مینشینند. پس تنها به طبیعت توجه كنید و الهام
بگیرید. قرمز و سبز یك زوج بسیار مناسب برای یكدیگر هستند كه هر كدام
در طیفهای مختلف به زیبایی كنار هم مینشینند و تصویری زیبا را خلق
میكنند. گیلاسهای سرخ را كنار برگ سبز درخت گیلاس و یا یك لاله قرمز را
در یك چمنزار سبز تصور كنید. سبز و قرمز به همان اندازه كه در طبیعت به
زیبایی كنار هم قرار میگیرند در دكوراسیون داخلی نیز به همان زیبایی كنار
هم جلوه میكنند. بار دیگر یك جنگل را در فصل پاییز در ذهن خود تصور كنید،
میبینید چطور قرمز حنایی در كنار نارنجی سوخته و قهوه شكلاتی تیره در
كنار هم خالق یك تابلوی زیبا شدهاند؟! پس شما هم میتوانید از این سه رنگ
در طراحی اتاقنشیمن خود استفاده كنید و جلوهای به زیبایی همان جنگل
پاییزی خلق كنید البته در این صورت بهتر است بیشتر از عناصر طبیعی نیز در
اثاثیه اتاق نشیمن استفاده كنید، مثلاً از كاناپه های چرمی به رنگ فندقی و
مجسمه های سنگی و ... كه در این صورت اتاق نشیمن بینظیری خواهید داشت. قرمز
و زرد نیز همكاران و شركای بسیار خوبی برای هم هستند هم در طبیعت و هم در
طراحی داخلی خانه. برای خلق جلوهای شیكتر و زیباتر میتوانید قرمز را
با طلائی تركیب كنید. در آشپزخانه نیز بهترین تركیب رنگی از قرمز،
تركیب آن با زرد، فیروزهای و صورتی میباشد. قرمز و سفید از تركیبات
كلاسیك و بسیاز زیبا هستند. سفید قرمز را تعدیل میكند. به تركیب قرمز و
سفید میتوان رنگهای روشن دیگری را نیز از از قبیل نارنجی، صورتی، سبز
لیمویی و همچنین ارغوانی و آبیروشن را نیز اضافه كنید كه تركیب رنگی
بسیار دوست داشتنی را خلق میكنند و البته باب طبع كودكان هم هستند. شما
میتوانید در اتاق بازی كودكان از این تركیب رنگی استفاده كنید.
پایگاه اینترنتی مجله تایم به تازگی
دست به انتخاب 10 عکس دستکاری شده
برتر از زمان ابداع این رسانه زده که
عکاسانشان به دلایلی به اصلاح یا
دستکاری آنها اقدام کردند.
1) عکس ژنرالهای جنگ داخلی:
متیو بردی که عموما به عنوان نخستین
فوتوژورنالیست موفق از نظر تجاری در
جهان شناخته شده، استاد دستکاری نیز
به شمار میرفت. در این عکسِ جمعی از
ویلیام تکومسه شرمان و افسران ارشدش،
یک چهره توسط وی اضافه شده است.
مردان حاضر در این تصویر ایستاده از
چپ اولیور اوتیس هاوارد، ویلیام باب
کاک هیزن، جفرسون کولومبوس، دیویس و
جوزف آنتونی ماور و نشسته از چپ جان
الکساندر لوگان، شرمان، هنری وارنر
اسلوکوم و فرانسیس پی بلر هستند.
در تصویر اصلی، بردی بلر را در انتهای
سمت راست اضافه کرده است. بلر یکی از
فرماندهان لشکر شرمان در تهاجم نهایی
سرنوشت ساز در جورجیا بود. وی لشکر
هفدهم را که از عقب از ارتش شرمان در
طول نبرد آتلانتا حمایت میکرد، هدایت
کرد. وی مانند مردان دیگر حاضر در این
عکس نقش مهمی را در نبرد موسوم به «حرکت
به سمت دریا» ایفا کرد و به وارد کردن
ضربه نهایی به آرمان ائتلاف جنوب کمک
کرد.
2) سخنرانی لنین برای سربازان
در سال 1920:
این عکس که توسط جی پی گولداشتاین
گرفته شده و در دوران شوروی به چاپ
رسید یکی از صحنههای انقلاب روسیه
بود که بازسازی شده است.
این عکس صحنهای را به ثبت رسانده که
لنین سربازان ارتش سرخ را که آماده
عزیمت به سوی جبهه لهستان و رویارویی
با سربازان جوزف پیلدوسکی هستند،
تشویق میکند. اما صحنه اصلی چه بود؟
این عکس که چند ثانیه قبل از عکس قبلی
گرفته شده نشان میدهد لنین در آن روز
توسط لنین تروتسکی، عضو کمیته مرکزی
که با کلاه و سبیل در پلههای جایگاه
ایستاده است و لف کامنف که پشت سر وی
ایستاده، همراهی میشده است.
این دو مرد که از سوی لنین رقیبان
قدرتش شمرده میشدند حذف شده و
مشارکتشان در انقلاب تا اندازه زیادی
از سوابق تاریخی پاک شد. با این حال
این عکس با دو مرد حاضر در آن به طور
گسترده در دهه 1920 چاپ شد و در دوران
شوروی سابق حتی در دوران گورباچف
بازسازی شد.
3) ملاقات هیتلر با لنی
ریفنشتال در سال 1937:
فیلمساز نازی در مرکز عکس با پیشوا در
برلین دیدار میکند. در کنار آنها در
سمت چپ، هنز برادر این فیلمساز و در
سمت راست ایلزه همسر وی قرار دارند؛
به زمینههای شبح مانند نزدیک ایلزه
در وسط سمت راست تصویر توجه کنید.
در عکس اصلی، فرد ناپدید شده کسی جز
جوزف گوبلز، پروپاگاندیست ارشد رایش
سوم نیست. اینکه چرا هیتلر یکی از
همکاران وفادارش را از این عکس پاک
کرده همچنان یک معما مانده است.
آنگونه که تاریخ نقل میکند اندکی پس
از گرفته شدن این عکس گوبلز که در
کنار پیشوا ایستاده بود پس از آگاه
شدن هیتلر از ارتباط وی با یک هنرپیشه
مورد غضب وی قرار میگیرد.
4) ایالت کنت در سال1970:
در این عکس ماری آن ویچیو، 14 ساله در
کنار جسد جفری میللر، دانشجوی دانشگاه
که توسط افراد گارد ملی در جریان
اعتراض علیه جنگ در ویتنام کشته شده
زانو زده است. این عکس برنده جایزه
پولیتزر توسط جان فیلو، دانشجوی
فوتوژورنالیسم گرفته شده و به نماد
دوران پرآشوب تبدیل شد.
اما عکس اصلی با همه درامی که داشته
از یکی از قوانین اصلی ترکیب عکس تخطی
کرده است: تیر حصارهای مزرعه پشت وچیو
در انتهای سر وی تمام میشوند، درست
مثل اینکه در سرش فرو رفته باشد.
هنگامی که این تصویر در مجله لایف در
آن هفته منتشر شد دبیران تصمیم گرفتند
آن را حذف کنند.
5) پوستر آلبوم ابی رودز گروه
بیتلز:
با اینکه این پوستر مستطیلی بهمناسبت
انتشار دومین آلبوم این گروه موسیقی
بود به شکل متفاوتتری از کاور اصلی
منتشر شد و یک مورد اضافی داشت که
قابل توجهترین تغییر عکس اصلی بود.
در اثر هنری اصلی، برخی از ناشران
آمریکایی تصمیم گرفتند سیگار را از
دست پل بدون اجازه گرفتن از وی یا اپل
ریکوردز که دارنده حقوق این تصویر بود،
حذف کنند.
6) عکس روی جلد از اپرا
وینفری در تی وی گاید:
این عکس روی جلد از مجری برنامه گفتوگوی
روزانه دارای دو دستکاری فوقالعاده
بوده که اولی مربوط به انبوه پولهایی
بود که اپرا وینفری بر روی آنها
نشسته بود. در تصویر اصلی سر اپرا
وینفری به طور فوقالعادهای بر روی
بدن یک هنرپیشه چسبانده شده بود؛ این
دستکاری فورا از سوی طراح مد این
هنرپیشه تشخیص داده شد.
7) عکس روی جلد مارتا
استیوارت در نیوزویک در سال 2005:
برای گزارشی درباره دورنمای شغلی خوش
بینانهای که پس از آزادی از زندان در
پیش روی مارتا استیوارت قرار دارد،
دبیران نیوزویک تصویر دیجیتالی مرکبی
از سر استیوارت را که برروی بدن یک
مدل چسبانده شده بود نشان دادند.
در تصویر واقعی که 9 ماه قبل از
انتشار گزارش نیوزویک در شورای طراحان
مد جوایز مد آمریکا گرفته شد، ملکه
خانه را به شکلی بیپروا که کت سفیدی
به تن دارد نشان میدهد. دبیران این
نشریه عکس گرفته شده را به مارک
برایان براون نسبت دادند در حالی که
در واقع توسط ران گاللا، پاپاراتزی
سابق گرفته شده بود.
8) آزمایش موشکی ایران سال
2008:
این عکسِ منتشر شده توسط یکی از
خبرگزاریهای ایرانی، در گزارش تایم -
با ذکر اینکه در همان زمان بهشدت
مورد توجه بسیاری از روزنامههای بزرگ
دنیا قرار گرفت - اینطور توصیف شده
که بهمنظور پنهان کردن عمل نکردن
موشک دومی از سمت راست دستکاری شده
است. هرچند که تصاویر موجود از این
آزمایش موشکی در سایر خبرگزاریها و
رسانههای ایران، تنها از جاماندگی
عکاس در تنظیم زمانی دقیق حکایت دارد.
9) کیم جونگ ایل و سربازان
کره شمالی 2009:
ناظران غربی PRK مدتها مظنون بودند
این عکس که توسط KCNA، خبرگزاری رسمی
کره شمالی منتشر شده دستکاری شده تا
کیم جونگ ایل را در بهترین وضعیت ممکن
نشان دهد. این عکس جمعی که بهدنبال
شایعه بیماری کیم جونگ ایل منتشر شد،
برای کشف ناهماهنگی به دقت مورد بررسی
قرار گرفت.
این عکس وی را به همراه هنگی از
سربازان کرهیی نشان میداد. اما در
نمای نزدیک از عکس اصلی، تحلیلگران بر
روی بخش مرکزی عکس زوم کردند که در آن
جایگاه رژه دیده میشود در حالی که بهنظر
میرسد کیفیت چوب یا آهن متفاوت است
که نشان میدهد کیم در حقیقت در این
عکس گنجانده شده است.
10) بنیامین نتانیاهو و
کابینهاش سال 2009:
روزنامه اسرائیلی یاتد نیمان این عکس
جمعی را منتشر کرد که در آن نتانیاهو،
نخست وزیر رژیم صهیونیستی که به تازگی
انتخاب شده در سمت چپ و شیمون پرز،
رییس جمهور اسرائیل در سمت راست و
اعضای دولت جدید نتانیاهو قرار دارند
اما نسخه تغییرنیافته این عکس نشان میدهد
که این روزنامه دو زن عضو کابینه را
با چهره مردان عوض کرده است. زیرا بیشتر
خوانندگان این مجله شامل ارتدوکسهای
متعصبی هستند که خدمت کردن زنان در
دولت را مناسب نمیدانند.
کار خیلی سخت و پیچیدهای نیست که به بهترین شکل ممکن خود را آرایش
کنید و نیاز به پول زیادی هم ندارد. فقط کافی است به تعدادی رموز زیبایی
توجه کنید؛ نکاتی اساس و ضروری که به شما کمک میکند تا بدون صرف هزینه و
زمان زیاد، زیباتر از همیشه ظاهر بشوید. در ادامه مطلب یک
آرایش را که در 10 مرحله توسط یکی از اساتید زیبایی دانشگاه زیبایی در
لندن ارائه شده است را برایتان شرح خواهیم داد. شما در این 10 مرحله یک
خودآرایی مناسب و خوب را آموزش خواهید دید. پس با ما باشید...
زوجه می تواند هنگام عقد نکاح شروطی را به شروط معمول عقد نامه اضافه کند .اما این شروط چیست ؟و در چه صورتی گذاشته می شود؟... شروطی برای زندگی مشترک قاضی به وی گفته بود
تنها میتوانی لوازم شخصی و مقدار كمی از لوازم منزل را كه با خود آوردی
از شوهرت پس بگیری ، باور نمیكرد . اعتراض و فریادهایش به جایی نرسید چون
خودش اینگونه متعهد شده بود در آن هنگام كه خودش را سوار بر ابرها میدید
، شوهرش هنگام عقد نكاح در سند ازدواج ذكر كرده بود زوجه حق مهر خود را
ساقط كرده و او بیآن كه بداند چیست ، آن را امضا كرده بود . قبل از ورود
به بحث ابتدا به تعریف شرط میپردازیم . زوجه می تواند هنگام عقد نکاح شروطی را به شروط معمول عقد نامه اضافه کند . شروط موجود در قباله
ازدواج: ضمن عقد نكاح زوجه شرط كند هرگاه طلاق بنا به درخواست او نباشد و
طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء
اخلاق و رفتار وی نباشد ، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را كه در
ایام زناشویی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به
زوجه منتقل نماید. مواردی كه زن میتواند حسب مورد از دادگاه تقاضای صدور اجازه طلاق كند ، به شرح زیر است : 3- ابتلای زوج در مواردی كه فسخ نكاح شرعا ممكن نباشد . 4- جنون زوج در مواردی كه فسخ نكا ح شرعا ممكن نباشد . 5- عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوجه به شغلی طبق نظر دادگاه صالح كه منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد . 6- محكومیت شوهر به حكم
قطعی اعم از مجازات پنج سال حبس یا بیشتر و یا جزای نقدیای كه بر اثر عجز
از پرداخت، منجر به پنج سال یا بیشتر حبس شود و حكم مجازات در حال اجرا
باشد . 7- ابتلای زوج به هرگونه اعتیادی كه به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد كرده و ادامه زندگی برای زوجه دشوار باشد . 8- زوج زندگی خانوادگی
را بدون عذر موجه ترك كند. تشخیص ترك زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با
دادگاه است و یا اینكه زوج شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه
غیبت كند . 9- محكومیت قطعی زوج بر
اثر ارتكاب جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حدود و تعزیر بر اثر ارتكاب
جرمی كه مغایر با حیثیت خانوادگی و شوون زوجه باشد كه تشخیص آن با دادگاه
است . 10- درصورتی كه پس از گذشت 5 سال، زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر او صاحب فرزند نشود . 11- در صورتیكه زوج مفقودالاثر شود و ظرف مدت 6 ماه پس از اینكه زن به دادگاه مراجعه كرد، از او خبری نشده باشد . 12- زوج، همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار كند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت نكند . علاوه بر شروط
دوازدهگانه، زنان میتوانند شروط دیگری را نیز به شوهر خود پیشنهاد كنند
مانند حق تحصیل، حق انتخاب مكان سکونت، حق اشتغال و ... چرا كه دیگر بسختی
میتوان شخصی را یافت كه در حال حاضر معتقد به لزوم تحول در حقوق زن در
ایران نباشد .لذا شاید مناسب باشد حال كه تغییرات قانونی در حقوق زن به
دلایل مختلف با اشكالات متعدد روبهرو شده است و بسیار كند پیش میرود،
پیشنهاد كرد كه بخشی از این تحول، از راه توسعه شروط ضمن عقد در سندهای
نكاح انجام شود . قانون با ارائه یك
الگوی واحد در تشكیل ، ادامه ونحوه انحلال زندگی خانوادگی شاید نتواند
پاسخگوی تنوع سلایق و عقاید، فرهنگها، موقعیتهای اجتماعی و نیازهای مادی
و معنوی افراد در جامعه امروزی باشد؛ در حالیكه شروط عقد تا حد زیادی
میتواند به این تنوع و این نیازها پاسخ مثبت دهد، بیآنكه حرمت قانون
شكسته شود، همچنین از ظاهر این امر میتوان استنباط كرد كه فلسفه درج این
شروط معضل در نكاح نامه چیزی نیست جز حمایت از زن و حفظ موجودیت خانواده و
رعایت پیشبینیهای لازم برای پیشگیری از سوء استفاده از اختیار طلاق
بهدست مرد .
این
هدیه مختصر را مخصوصا بدین منظور انتخاب نمودم که یقین دارم شما احتیاج
خاصی به آن دارید و هرگز بدون پوشیدن آن به مهمانی نمی روید. البته این یک
جفت نمونه را با انتخاب خانم همکارم خریده ام و ایشان به من اطلاع دادند
که شما نوع کوتاه تر آن را می پسندید. چنانچه
ملاحظه می فرماید در انتخاب آن دقت کافی به کار رفته که خوش رنگ و ظریف و
چسبان باشد. خانم خوش پسند خود یکی از این نمونه ها داشت و به من نشان داد
و بخواهش خودش چند بار در مقابل من آنها را امتحان کرد. عزیزم
چقدر آرزو داشتم که آن را برای اولین بار که استفاده می کنی در مقابل خودم
باشد، ولی یقین دارم تا دیدار آینده دستهای فراوانی آن را لمس خواهند
کرد. درهر حال امیدوارم که هنگام پوشیدن و درآوردن آن مرا به خاطر داشته
باشی.
در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضیلت ها و تباهی ها همه جا شناور بودند . روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه بیایید یک بازی بکنیم مثلا ً قایم باشک . همه از پیشنهاد او شاد شدند . دیوانگی فورا ً فریاد زد : من چشم میگذارم . از آن جایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند که او چشم بگذارد و او به دنبال آنها بگردد . دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع به شمردن کرد : یک دو سه . . . لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد . خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد . اصالت در میان ابرها پنهان شد . هوس به مرکز زمین رفت . طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد . دیوانگی مشغول شمردن بود : ۷۹ و ۸۰ و همه پنهان شده بودند به جز عشق که مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد . جای تعجب هم نیست می دانیم که پنهان کردن عشق مشکل است . در همین حال دیوانگی به پایان شمارش رسید : ۹۵ و ۹۶ و . . . هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در بین یک بوته رز پنهان شد . دیوانگی فریاد زد که دارم می آیم . اولین کسی را که پیدا کرد تـنبلی بود زیرا تـنبلی تـنبلیش آمده بود جایی پنهان شود . لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود . دروغ ته چاه . هوس در مرکز زمین . یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق . او از یافتن عشق ناامید شده بود . حسادت در گوش هایش زمزمه کرد که تو فقط عشق را باید پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است . دیوانگی شاخه ی چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیادی آن را در بوته گل فرو کرد . دوباره ... دوباره ... تا با صدای ناله ای متوقف شد . عشق از پشت بوته بیرون آمد . با دست هایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشت هایش قطرات خون بیرون می زد . شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند . او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود . دیوانگی گفت : من چه کردم؟ من چه کردم؟ چگونه می توانم تو را درمان کنم و عشق پاسخ داد : تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری کنی راهنمای من شو .
انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح
مادرم هشت بار به من دروغ گفت: داستان من از زمان تولّدم شروع میشود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهیدست
و هیچگاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا
رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به
درون بشقاب من ریخت و گفت،: "فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم." و این اوّلین دروغی بود که به من گفت. زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام میکرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی که در کنار منزلمان بود میرفت. مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم. یک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهی صید کند. به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و دو ماهی را جلوی من گذاشت. شروع به خوردن ماهی کردم و اوّلی را تدریجاً خوردم. مادرم ذرّات گوشتی را که به استخوان و تیغ ماهی چسبیده بود جدا میکرد و میخورد؛ دلم شاد بود که او هم مشغول خوردن است. ماهی دوم را جلوی او گذاشتم تا میل کند. امّا آن را فوراً به من برگرداند و گفت: "بخور فرزندم؛ این ماهی را هم بخور؛ مگر نمیدانی که من ماهی دوست ندارم؟" و این دروغ دومی بود که مادرم به من گفت. قدری بزرگتر شدم و ناچار باید به مدرسه میرفتم و آه در بساط نداشتیم که وسایل درس و مدرسه بخریم. مادرم به بازار رفت و با لباسفروشی به توافق رسید که قدری لباس بگیرد و به در منازل مراجعه کرده به خانمها بفروشد و در ازاء آن مبلغی دستمزد بگیرد. شبی از شبهای زمستان، باران میبارید. مادرم دیر کرده بود و من در منزل منتظرش بودم. از منزل خارج شدم و در خیابانهای مجاور به جستجو پرداختم و دیدم اجناس را روی دست دارد و به در منازل مراجعه میکند. ندا در دادم که، "مادر بیا به منزل برگردیم؛ دیروقت است و هوا سرد. بقیه کارها را بگذار برای فردا صبح." لبخندی زد و گفت: "پسرم، خسته نیستم." و این دفعه سومی بود که مادرم به من دروغ گفت. به روز آخر سال رسیدیم و مدرسه به اتمام میرسید. اصرار کردم که مادرم با من بیاید. من وارد مدرسه شدم و او بیرون، زیر آفتاب سوزان، منتظرم ایستاد. موقعی که زنگ خورد و امتحان به پایان رسید، از مدرسه خارج شدم. مرا در آغوش گرفت و بشارت توفیق از سوی خداوند تعالی داد. در دستش لیوانی شربت دیدم که خریده بود من موقع خروج بنوشم. از بس تشنه بودم لاجرعه سر کشیدم تا سیراب شدم. مادرم مرا در بغل گرفته بود و "نوش جان، گوارای وجود" میگفت. نگاهم به صورتش افتاد دیدم سخت عرق کرده؛ فوراً لیوان شربت را به سویش گرفتم و گفتم، "مادر بنوش." گفت: "پسرم، تو بنوش، من تشنه نیستم." و این چهارمین دروغی بود که مادرم به من گفت. بعد از درگذشت پدرم، تأمین معاش به عهده مادرم بود؛ بیوهزنی
که تمامی مسئولیت منزل بر شانهء او قرار گرفت. میبایستی تمامی نیازها را
برآورده کند. زندگی سخت دشوار شد و ما اکثراً گرسنه بودیم. عموی من مرد
خوبی بود و منزلش نزدیک منزل ما. غذای بخور و نمیری برایمان میفرستاد.
وقتی مشاهده کرد که وضعیت ما روز به روز بدتر میشود، به مادرم نصیحت کرد
که با مردی ازدواج کند که بتواند به ما رسیدگی نماید، چه که مادرم هنوز
جوان بود. امّا مادرم زیر بار ازدواج نرفت و گفت: "من نیازی به محبّت کسی ندارم..." و این پنجمین دروغ او بود. درس من تمام شد و از مدرسه فارغالتّحصیل
شدم. بر این باور بودم که حالا وقت آن است که مادرم استراحت کند و مسئولیت
منزل و تأمین معاش را به من واگذار نماید. سلامتش هم به خطر افتاده بود و
دیگر نمیتوانست به در منازل مراجعه کند. پس صبح زود سبزیهای
مختلف میخرید و فرشی در خیابان میانداخت و میفروخت. وقتی به او گفتم که
این کار را ترک کند که دیگر وظیفهء من بداند که تأمین معاش کنم. قبول نکرد
و گفت: "پسرم مالت را از بهر خویش نگه دار؛ من به اندازهء کافی درآمد دارم." و این ششمین دروغی بود که به من گفت. درسم
را تمام کردم و وکیل شدم. ارتقاء رتبه یافتم. یک شرکت آلمانی مرا به خدمت
گرفت. وضعیتم بهتر شد و به معاونت رئیس رسیدم. احساس کردم خوشبختی به من
روی کرده است. در رؤیاهایم آغازی جدید را میدیدم و زندگی بدیعی که سراسر
خوشبختی بود. به سفرها میرفتم. با مادرم تماس گرفتم و دعوتش کردم که بیاید و با من زندگی کند. امّا او که نمیخواست مرا در تنگنا قرار دهد گفت: "فرزندم، من به خوشگذرانی و زندگی راحت عادت ندارم." و این هفتمین دروغی بود که مادرم به من گفت. مادرم پیر شد و به سالخوردگی رسید. به
بیماری سرطان ملعون دچار شد و لازم بود کسی از او مراقبت کند و در کنارش
باشد. امّا چطور میتوانستم نزد او بروم که بین من و مادر عزیزم شهری
فاصله بود. همه چیز را رها کردم و به دیدارش شتافتم. دیدم
بر بستر بیماری افتاده است. وقتی رقّت حالم را دید، تبسّمی بر لب آورد.
درون دل و جگرم آتشی بود که همهء اعضاء درون را میسوزاند. سخت لاغر و
ضعیف شده بود. این آن مادری نبود که من میشناختم. اشک از چشمم روان شد. امّا مادرم در مقام دلداری من بر آمد و گفت: "گریه نکن، پسرم. من اصلاً دردی احساس نمیکنم." و این هشتمین دروغی بود که مادرم به من گفت. وقتی این سخن را بر زبان راند، دیدگانش را بر هم نهاد و دیگر هرگز برنگشود. جسمش از درد و رنج این جهان رهایی یافت. این سخن را با جمیع کسانی میگویم که در زندگیاش از نعمت وجود مادر برخوردارند. این نعمت را قدر بدانید قبل از آن که از فقدانش محزون گردید. این سخن را با کسانی میگویم
که از نعمت وجود مادر محرومند. همیشه به یاد داشته باشید که چقدر به خاطر
شما رنج و درد تحمّل کرده است و از خداوند متعال برای او طلب رحمت و بخشش
نمایید. مادر دوستت دارم. خدایا او را غریق بحر رحمت خود فرما همانطور که مرا از کودکی تحت پرورش خود قرار داد.
) رستوران "بانز & گانز" ، لبنان-بیروت:
به
این تست شک نکنید . این آخرین و
استانداردترین تست شخصیت شناسى است که
این روزها در اروپا بین روانشناسان در
جریان است . پاسخهایش هم اصلاً کار
دشوارى نیست . کافى است کمى به خودتان
رجوع کنید . یک کاغذ و قلم هم کنار
دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می
کنید یادداشت کنید که بتوانید
امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید ..
حاضرید ؟ پس شروع کنید:
1
چه موقع از روز بهترین
و آرام ترین احساس را دارید ؟
الف ) صبح
ب
) عصر و غروب
ج
) شب
2
معمولاً چگونه راه مى
روید ؟
الف ) نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند
ب
) نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى
تند و پشت سر هم
ج
) آهسته تر، با سرى صاف روبرو
د
) آهسته و سربه زیر
ه
) خیلى آهسته
3
وقتى با دیگران صحبت
مى کنید ؛
الف ) مى ایستید و دست به سینه حرف مى
زنید،
ب
) دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج
) یک یا هر دو دست را در پهلو مى
گذارید،
د
) دست به شخصى که با او صحبت مى کنید،
مى زنید،
و
) با گوش خود بازى مى کنید، به چانه
تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف
میکنید
4
وقتى آرام هستید،
چگونه مى نشینید ؟
الف ) زانوها خمو پاها تقریباً کنار
هم
ب
) چهارزانو
ج
) پاى صاف و دراز به بیرون
د
) یک پا زیر دیگرى خم
5
وقتى چیزى واقعاً براى
شما جالب است ، چگونه واکنش نشان مى
دهید ؟
الف ) خنده اى بلند که نشان دهد چقدر
موضوع جالب بوده،
ب
) خنده، اما نه بلند
ج
) با پوزخند کوچک
د
) لبخند بزرگ
ه
) لبخند کوچک
6
وقتى وارد یک میهمانى
یا جمع مى شوید ؛
الف ) با صداى بلند سلام و حرکتى که
همه متوجه شما شوند ، وارد مى شوید
ب
) با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع
به دنبال شخصى که مى شناسید ، مى
گردید
ج
) در حد امکان آرام وارد مى شوید ،
سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید
7
سخت مشغول کارى هستید
، بر آن تمرکز دارید ، اما ناگهان
دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند ؛
الف ) از وقفه ایجاد شده راضى هستید و
از آن استقبال مى کنید
ب
) بسختى ناراحت مى شوید
ج
) حالتى بینابین این
۲
حالت ایجاد مى شود
8
کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را
بیشتر دوست دارید ؟
الف ) قرمز یا نارنجى
ب
) سیاه
ج
) زرد یا آبى کمرنگ
د
) سبز
ه
) آبى تیره یا ارغوانى
و
) سفید
ز
) قهوه اى ، خاکسترى ، بنفش
9
وقتى در رختخواب هستید
( در شب ) در آخرین لحظات پیش از خواب
، در چه حالتى دراز مى کشید ؟
الف ) به پشت
ب
) روى شکم ( دمر )
ج
) به پهلو و کمى خم و دایره اى
د
) سر بر روى یک دست
ه
) سر زیر پتو یا ملافه ...
10
آیا شما غالباً خواب
مى بینید که :
الف ) از جایى مى افتید.
ب
) مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج
) به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د
) پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه
) اصلاً خواب نمى بینید.
و
) معمولاً خواب هاى خوش مى بینید
امتیازات در ادامه مطلب
آناکوندا (یا بوای آبی)
گونهای مار آبزی از خانواده اژدرماران (مارهای بوآ) است که در رودها و
مردابهای جنگلهای انبوه امریکای جنوبی زندگی میکند. عکس : آناکوندایی در خاک امارات. این آناکوندا توانایی بلعیدن یک شتر را دارد !!!!
گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر
ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا
به پله اول میگذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به
پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد
بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه ... شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول
گذاشت. شاعرسرود: سال ها بود تو را می کردم مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش یاد داری که تو را شب به سحر میکردم صد دعا از دل مجروح پریشان احوال وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست کاکل مشک فشان با وزش باد شمال عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال
با این که قدیمیه ولی من خیلی این مطلبو دوست دارم!!
توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟ توی آمریکا: حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه .
یک مرد 38 ساله سریلانکائی از شهر ولابون ادعا کرد که
می تواند به صورت طبیعی به دو فرزند خود از سینه اش شیر دهد. وی در مصاحبه
با روزنامه محلی لانکادیپا گفت که دختر 18 ماهه اش از زمان مرگ مادرش که
پیش از سه ماه پیش بود از خوردن شیر خشک امتناع می ورزد. یک روز که از گریه زیاد دخترم نمی دانستم چکار کنم به
یکباره سینه خود را در دهان او گذاشتم تا شاید ساکت شود، اما به یکباره
دیدم که سینه ام شیر ترشح می کند، ودخترم نیز می خورد. دکتر کمال جایا
سینگ در این باره می گوید که مردان نیز در صورتی که هرمون پرولاکتین در
ایشان به حد زیادی فعال شود امکان دارد که شیر تولید کنند!
لحم الضب یا كبسة ضبان (به فارسی خوراک سوسمار) نوعی طعام در برخی کشورهای عربی است. خوراک سوسمار متشکل از گونهای سوسمار بومی است با نام علمی Uromastyx که در خاورمیانه و آفریقای شمالی زندگی میکند. این خوراک در برخی کشورهای خلیج فارس (همانند عربستان سعودی) پخته
میشود، اما در برخی کشورهای شمال آفریقا (همانند سودان) نیز مصرف دارد. این خوراک از زمانهای قدیم مصرف داشتهاست. بطور نمونه جهانگردان
انگلیسی در قرن نوزدهم در نوشتههای خود بدان اشاره کرده اند، و در برخی
نسخ شاهنامهٔ فردوسی، در رجزخوانی رستم فرخزاد (خطاب به سردار عرب) به این
موضوع اشاره میشود: شاعران
ایرانی تازیگو نیز به این قضیه (در مقام تحقیر) اشاره داشتهاند. چنان که
ابراهیم ابن ممشاد اصفهانی ملقب به المتوکلی خطاب به خلیفه عباسی
المعتمد که از بنی هاشم بود گفتهاست: پس
بنیهاشم را همگی گو: به برکناری خویشتن پیش از پشیمانی برخیزید...پس به
سرزمینتان در حجاز برای خوردن سوسمار و چراندن گوسپند باز گردید. این شعر
به دستور یعقوب لیث سروده شده بود. تصاویر زیر حاكی از این نوع غذا خوردن در عصر حاضر است.
در زمان جنگهای صلیبی، جنگجویان برای جلوگیری از خیانت همسرانشان از نوعی شورت آهنی (شكل زیر) استفاده می كردند و به آن قفل می زدند و كلید آن را به روحانی شهر می دادند و پس از برگشتن از جنگ، كلید را پس می گرفتند. ولی جدا چه ای کیوهایی بودن!! کلیدشو میدادن به روحانی شهر؟!
مرد
مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای
خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به
محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد.
دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد
فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند" مرد مسن با لبخندی
هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و
پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد،
متعجب شده بودند. ناگهان
پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت
می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند
قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره
فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد، آب روی من چکید. زوج
جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "چرا شما برای مداوای
پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!" مرد
مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای
اولین بار در زندگی می تواند ببیند!" نتیجه
اخلاقی داستان: "آیا بدون دانستن تمام حقایق
نتیجه گیری کردن عادلانه است؟."
لطفا تا باز شدن كامل عكسها کمی صبر کنید!!!
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى كه پستاندار عظیمالجثهاى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مىپرسم.. معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید. ***************************************** ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد. از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟ مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مىکنى و باعث ناراحتى من مىشوی، یکى از موهایم سفید مىشود. دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده! ************************************ معلم
گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس
نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده. *********************************************** براى
این که موضوع براى بچهها روشنتر شود گفت: بچهها! اگر من روى سرم
بایستم، همان طور که مىدانید خون در سرم جمع مىشود و صورتم قرمز مىشود. بچهها گفتند: بله. معلم ادامه داد: پس چرا الان که ایستادهام خون در پاهایم جمع نمىشود؟ یکى از بچهها گفت: براى این که پاهاتون خالى نیست. *********************************************** در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود. یکى از بچهها رویش نوشت: هر چند تا مىخواهید بردارید! خدا مواظب سیبهاست.
قانون دانـــــــه
نگاهي به درخت ســـيب
بيندازيد. شايد
پانـــصد
ســـيب
به درخت باشد که هر کدام حاوي
ده دانه
است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است
بپرسيم
«چرا اين همه دانه لازم است تا فقط
چند
درخت ديگر
اضافه شود؟»
«چرا؟»
«چرا حالا؟»
«چرا او مرا
سرگشته و
تنها رها كرد؟»
افراد
خوشبخت
هيچوقت نگران نيستند كه آيا زندگي بر
«وفق
مراد» هست
يا نه.
اينها از آنچه كه
دارند
بيشترين
استفاده را مي كنند و آنچه كه از
دستشان
بر مي آيد
انجام مي دهند. و اگر زندگي بر وفق
مراد نبود،
خيلي مهم نيست كه «چرا؟»
در فستیوال غذا امسال
در سیدنی کمپانی TBWA
با استفاده از مواد
غذایی پرچم کشور های شرکت کننده را
طراحی کرده است و بسیار زیبا می باشد.
درباره این فستیوال که هر سال در
سیدنی استرالیا برگزار می شور
بزرگترین کمپانی ها جدیدترین محصولات
غذایی خود را به نمایش می گذارند.
:: استرالیا ::
زیبایی
شما کاملا به حالات فیزیکی و روحی شما بستگی دارد. اما نگذارید این موضوع
بر شما غلبه کند. شاید تمایل داشته باشید که هر ماه یکی از این روش ها را
بکار گیرید تا در طول سال زیبا به نظر برسید. 1-
ورزش کنید : اگر درباره ارجحیت های زیبایی می اندیشید ، هیچ چیز به اندازه
برنامه ورزشی منظم تاثیر مثبت ندارد. اگر شما از شنا، والیبال ، تنیس یا
دوچرخه سواری لذت می برید، سعی کنید که آن نظم را در آن ورزش دنبال کنید .
حتی 30 دقیقه پیاده روی در روز تاثیر شگرفی در بر دارد. 2-
مدلتان را عوض کنید : با آرایشگرتان مشورت کنید که چه مدل موی دیگری به
شما میاد. گاهی اوقات سالها کشیدن خط چشم به یک طریق یا استفاده از عطر
یکسان باعث میشود خیلی سخت مدلهای جدید را بپذیرید . 3-
کمدتان را مرتب کنید : در کمدتان را بازکنید و ببینید چه لباس هایی را در
2 سال گذشته نپوشیده اید. آنها را کنار بگذارید و در مورد کشوی میز
آرایشتان نیز لوازمی که خیلی وقت است استفاده نمی کنید دور بریزید. 4-
سری به دکترتان بزنید: دست کم سالی یکبار سری به پزشک و دندانپزشک خود
بزنید. هیچ وقت نگذارید که بیش از 12 ماه از آخرین ویزیت شما با
دندانپزشکتان بگذرد. دندان های سفید یکی از مهم ترین اصول زیبایی شماست. 5-
همیشه یک وقت برای موهایتان داشته باشید : موهای شما یکی از اصلی ترین
پایه های زیبایی شماست. در هر قرار آرایشگاه ، قرار بعدی را هماهنگ کنید
تا مطمئن شوید که به موهایتان سروقت میرسید. 6- به باشگاه ورزشی بروید: تناسب اندام شما چقدر برایتان مهم است ؟ مطمئن باشید که همان قدر هم در انرژی جسمی و روحیه شما موثر است. 7-
صحیح غذا بخورید : درباره رژیم غذایی تان تجدید نظر کنید تا میزان انرژی
تان را به حداکثر برسانید. اینکار را با حذف غذاهای مشخصی شروع کنید تا
زمانی که به یک فرمول غذایی مناسب برسید. مواد غذایی کم چرب و کم شکر مصرف
کنید تا به یک تعادل برسید. 8- یک تغییر بزرگ داشته باشید : این تغییر حتی میتواند شامل بلوند کردن یا فر کردن موهایتان باشد. 9-
مهربان باشید : یک کار خیرخواهانه انجام دهید بی آنکه انتظار تلافی داشته
باشید . اینگونه کارها باعث تغییرات مثبت بزرگی در احساس شما میشوند.
رفتار مودبانه همیشه منجر به زیبایی درونی و بیرونی میشوند. 10-
آب بنوشید: مقدار زیادی آب بنوشید . نوشیدن مقدار زیاد آب در روز به
لاغرهایی که میخواهند چاق شوند و چاق هایی که میخواهند لاغر شوند توصیه
میشود. کارهای کوچک دیگری که باعث میشود رفتارتان بهتر شود را امتحان
کنید. لبخند بزنید. به حرف دیگران گوش کنید، صاف بنشینید، در طول روز به
بدنتان کش و قس دهید… 11- یک هدف در نظر بگیرید : هدفی را در نظر بگیرید که با سعی در رسیدن به آن از شر چند کیلو اضافه وزنتان خلاص شوید. 12-
خوب بخوابید : به اندازه کافی بخوابید. موقع شب خواب خوبی داشته باشید تا
صورتتان شفاف شود. نور اطاق هنگام خواب باید در کمترین حد ممکن باشد. شب
زودهنگام بخوابید و سحر گاه از خواب برخیزید تا انرژی های کیهانی که در
جهان در هنگام صبح پخش میشوند به بدنتان برسد. اینکار از لحاظ علمی ثابت
شده است
|
About
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 Links
مطالب جالب (خواهر گلم) |