تبليغاتX
خرده ریزه های ذهن من


























خرده ریزه های ذهن من

!مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد!

 

سلام ای غروب غریبانه ی دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خدا حافظ ای شعر شبهای روشن

 

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای قصه ی عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

 

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تو را می سپارم به دلهای خسته

 

تو را می سپارم به مینای مهتاب

تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم، اگر شب شکسته

تو را می سپارم به رویای فردا

 

به شب می سپارم تو را تا نسوزد

به دل می سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

 

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی، اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه


حرفی برای گفتن نمانده...

اژدی دهاک گرزه به ابدیت پیوست...

برای همیشه بدرود.

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 17:53 توسط اژدها ی گرزه|


آخرين مطالب
» پایان ققنوس وار یک اژدها...
» بارون آزادی...
»
» بنگالی!
»
» توصیه های یک پلیس
» گاهی
» من دلم می خواهد یک زن باشم...
» به آرامی آغاز به مردن می کنی
»
Design By : Pars Skin