تبليغاتX
خرده ریزه های ذهن من
خرده ریزه های ذهن من

!مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد


خاتمی : "باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است."



در شرایطی که محمود احمدی نژاد یک روز پیش از این از شکست خوردن "انقلاب نرم" در جریان انتخابات ریاست جمهوری سخن گفته بود، محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران، در جریان دیدار با خانواده بازداشت شدگان پس از اعلام نتایج انتخابات در این کشور، از به کار بردن تعبیر انقلاب رنگی و مخملی درباره اعتراض های مردمی، گفته است که "باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است."
آقای خاتمی گفته است: اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشا بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود.
شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟
محمد خاتمی
اظهارات آقای خاتمی که به میانه روی در میان سیاستمداران اصلاح طلب جمهوری اسلامی شهرت دارد، یکی از صریح ترین و کم سابقه ترین اظهارات او است.

دیدار رئیس جمهوری پیشین ایران با خانواده زندانیان وقایع اخیر روز چهارشنبه دهم تیر(اول ژوئیه) انجام شده است.
در جریان این دیدار آقای خاتمی گفته است: وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.
آقای خاتمی گفته است که "نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود، بخواند."
"نظام شکست خواهد خورد"
رئیس جمهوری پیشین ایران درباره سلامت انتخابات سخن گفته و اظهار داشته که "فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد."
او روز چهارشنبه بار دیگر از شخصیت آقای موسوی ستایش کرده و گفته است: " واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است. مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟"

" این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ "

برخی از صاحب نظران می گویند محمد خاتمی از ابتدای شکل گیری اعتراض های مردمی به وقایع پس از انتخابات تلاش کرده بود موضعی آشتی جویانه بگیرد اما در سخنرانی او در جمع برخی از خانواده های زندانی شده حوادث اخیر، کمتر نشانه ای از این روحیه دیده می شود.
آقای خاتمی از صداو سیما ی ایران انتقاد کرده و با "اصطلاح ملی" خواندن آن گفته است در فضایی تبلیغاتی کنونی مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود.
او همچنین از دستگیر و زندانی شدن معترضان و سیاستمداران گلایه کرده است.
فرمانده نیروی انتظامی ایران ساعاتی پیش از انتشار سخنان آقای خاتمی شمار بازداشت شدگان وقایع اخیر ایران را ۱۰۳۲ نفر خوانده بود.
بسیاری از شخصیت هایی که بازداشت شدند، از اعضای هیات دولت آقای خاتمی هستند. محمدرضا خاتمی، برادر او و نایب رئیس سابق مجلس شورای اسلامی از جمله بازداشت شدگان بود اما بعدا آزاد شد.
محمد علی ابطحی، رئیس دفتر و معاون پارلمانی آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری اش نیز در شمار بازداشت شدگان وقایع اخیر است.
روزنامه جوان، رسانه نزدیک به طیفی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای اخیر از اعتراف آقای ابطحی به آموزش دیدن برای انقلاب مخملی در ایران و گریه های ندامت بار مکرر او خبر داد.
محمود احمدی نژاد در جریان رقایت های انتخاباتی برخی از مقام های سیاسی ایران و فرزندان آنها را متهم به فساد مالی کرد و در جریان سخنرانی که پس از اعلام نتیجه انتخابات صورت گرفت، تظاهرکنندگان ایرانی را "خس و خاشاک" نامیده بود.

درخواست خاتمی از رئیس قوه قضائیه
رئیس جمهوری پیشین ایران محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه ایران را نیز خطاب قرار داده است.
آقای خاتمی گفته است: "به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجویی ها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید."
رئیس جمهوری پیشین ایران از کثرت بازداشتهای اخیر انتقاد کرده و این پرسش را مطرح کرده است که "مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است."
آقای خاتمی همچنین هشدار داده است که نباید تصور کرد با سرکوب اعتراضات، مردم اقناع می شوند. به گفته آقای خاتمی "اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد."
او ابراز نظر و اعتراض را حق مردم دانسته و گفته است که حکومت "موظف" است این حق را پاس دارد.

در جریان این دیدار، خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض برای خود، "از ایجاد شکافی عمیق میان اندیشه های آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی و مسیری که ایران در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد"، ابراز نگرانی کرده اند.

جمعه دوازدهم تیر 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

میرحسین موسوی:اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند


قلم - بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد.

جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند، ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند. باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.

فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟ به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند. مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم! ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.

مردم! علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد.

امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند.

به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند. امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد. امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم: - نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد.

اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید. به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.

به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است. -

اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست. - ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد. - در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند. - ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد.

درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد.

درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم. - سرانجام وحدت.

همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.

رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد. شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند.

امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم.

مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم. گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم.

این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد: - توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی - اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند - رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات - آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها - فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل - ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر - توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور - برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور - صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی - آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.


میر حسین موسوی 10/4/88

پنجشنبه یازدهم تیر 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

نامه دكتر عليرضا بهشتي به پدرش شهيد بهشتي: پدر ديدي چه كردند؟



پدر! ديدي كه چه روزهايي را شاهد بوديم كه امكان بازشناسي تاريخ صدر اسلام را برايمان ممكن ساخت؟ ديدي كه سكوت كه شكسته شد، چگونه دل ها مملو از اميد شد؟ ديدي كه عطر راستي و صداقت كه فضا را پر كرد، پايه هاي كاخ هاي دروغ و ريا به لرزه افتاد؟ ديدي خمودي و خموشي جاي خود را به سرزندگي و نشاط داد؟ ديدي كه دل هايي كه سال ها با انگشتان كليشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شكستند و در كنار هم نشستند؟ ديدي كه نسل سومي كه با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دينمداري قهر كرده بود، در داوري هايش به تأملي دوباره نشست و مطالباتش را در ادبيات صدر انقلاب جستجو كرد؟ ديدي كه زن و مرد و پير و جوان و روستايي و شهري، چشم اميدشان را به يار ديرينة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازي ها، رايت اعتمادشان را بدست او سپردند؟

اما پدر ديدي كه همان كساني كه پس از شهادت تو زير لب زمزمه كردند كه بهشتي عاقبت بخير شد و تداوم حيات او به سلطة اسلام ليبرالي مي انجاميد، چه كردند؟ به بهانة حراست از اسلاميت نظام، جمهوريت نظامي كه تو در كنار امام و مرادت و به ياري بسياري ديگر از همراهان ديروز و امروز معماري كرده بودي را به مذبح سلايق و علايق و داوري هاي شخصي بردند. خواست مردمي نجيب كه با بالاترين درجات آگاهي، حق به سرقت بردة خود را مطالبه مي كردند را آشوب طلبي ناميدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دين، دينداران را بي دين ناميدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بيگانه گشتند و يافته و نايافته، سكوت تلخ، بلند و رساي حق خواهان را با شادكامي دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند كردند تا مجوزي براي مشروعيت بخشي به كودتاگران دست و پا كنند.

ياد روزهاي سختي مي افتم كه در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان هاي پلشت سكوت كردي و افتراها و دشنام ها را از دوستان ديروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنيدي و دم فروبستي. تو قرباني التقاط و تحجر شدي: التقاط تو را ترور شخصيت كرد، تحجر در مقابل رضايتمندانه سكوت كرد، و آنگاه بود كه فاجعة هفتم تير به آساني اتفاق افتاد. اين بار اما، روايتي معكوس در كار است: تحجر، انديشه هايت را بر نمي تابد و تجلي سبز آن را تحمل نمي كند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات مي كند، و اين تويي كه يكبار ديگر به قربانگاه فرستاده مي شوي. بگذار كه اين بار سخنم را با شعري از شفيعي كدكني به پايان برسانم:

تو در نماز عشق چه خواندي كه سالهاست
بالاي دار رفتي و اين شحنه هاي پير
از مرده ات هنوز پرهيز مي كنند
......
خاكستر تو را
باد سحرگان
هرجا كه برد
مردي زخاك روييد

سيد عليرضا حسيني بهشتي هفتم تيرماه1388

دوشنبه هشتم تیر 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

سکوت



نگرانم

  می ترسم

      خسته ام...




تا کجا بایست تاب آورد، وحشت اندوه این سقف خیالی را؟




بو کن، احساس می کنی؟

بوی خون میاد

از بوی خون متنفرم

از بوی خونی که با باروت همراه باشه





می ترسم هنوز ...





صدای اورژانس و آتش نشانی ...





به قول سیاوش، تصور کن؛

دیگه سهم هر انسانه، تن هر دونه ی گندم...


شایدم وجود هر قطره ی نفت

یا شاید سیب زمینی!

کی می دونه؟



سکوتم میاد...


یکشنبه هفتم تیر 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

دلتنگ


ديروز با يک دسته گل اومده بود به ديدنم

با يک نگاه مهربون

همون نگاهي که سالها ارزو شو داشتم و از من دريغ ميکرد

گريه کرد و گفت دلش برام تنگ شده

ولي من فقط نگاهش کردم ...

وقتي رفت سنگ قبرم از اشکش خيس شده بود

جمعه پنجم تیر 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

فرهنگ واژگان جمهوری اسلامی

اغتشاشگر و آشوبگر = مردم ایران

ملت ایران = عده ای بسیجی یا حزب اللهی که طرفدار رژیم هستند

فرزندان ملت ایران = سپاه و بسیج

عناصر فریب خورده = اطلاح طلبان و میانه روها

معاند = هر کسی که با سیاستهای نادرست نظام مخالفت کند

دشمن = کلیه کشورهای خارجی (به جز کشورهای دوست) و طرفداران کشورهای خارجی

کشورهای دوست و برادر = چند کشور دربو داغون طرفدار ایران و یا چند کشوری که ایران رو خری گیر آوردند که ازش سواری بگیرند و نفت و گازش رو مفت بخرند ، در ظاهر ازش حمایت کنند ولی در باطن همراه سایر دنیا باشند تا آبروی خودشون نره

تحت حمایت مالی شرکتهای آمریکایی و اروپایی = کسانی که مثلا سایتی داشته باشند که سرور یا هاستش آمریکایی یا اروپایی باشه (اگر این توضیح رو بسط بدیم ، شما اگر تلوزیون آمریکایی یا اروپایی هم داشته باشید جزو این دسته به حساب میاین)

مقام معظم رهبری = ظهور جدید خدا یا پیامبر در ایران ، هرکس با نظرات رهبر مخالف باشه گناه کبیره انجام داده و مستحق شکنجه و مرگه . نظرات رهبر به علت عصمت ذاتی مطلقا نمیتونه اشتباه باشه و هر نظری که بده وحی منزل و حرف آخره .

ولایت مطلقه فقیه = دیکتاتوری مطلق

حماسه = هر اقدامی که در راستای تبلیغات بین المللی نیازمند حضور مردم باشه


منبع

فرهنگ واژگان جمهوری اسلامی

جمعه پنجم تیر 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

رویا

باز من ماندم و خلوتی سرد
خاطراتی ز گذشته ای دور
یاد عشقی که با حسرت و درد
رفت و خاموش شد در دل گور

روی ویرانه های امیدم
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده ای چشم پر آتشش را
از دل گور بر چشم من دوخت

ناله کردم که ای وای این اوست
در دلم از نگاهش هراسی
خنده ای بر لبانش گذر کرد
کای هوسران مرا می شناسی

قلبم از فرط اندوه لرزید
وای بر من که دیوانه بودم
وای بر من که من کشتم او را
وه که با او چه بیگانه بودم

او به من دل سپرد و به جز رنج
کی شد از عشق من حاصل او
با غروری که چشم مرا بست
پا نهادم به روی دل او

من به او رنج و اندوه دادم
من به خاک سیاهش نشاندم
وای بر من خدایا خدایا
من به آغوش گورش کشاندم

در سکوت لبم ناله پیچید
شعله شمع مستانه لرزید
چشم من از دل تیرگی ها
قطره اشکی در آن چشم ها دید

همچو طفلی پشیمان دویدم
تا که در پایش افتم به خواری
تا بگویم که دیوانه بودم
می توانی به من رحمت آری

دامنم شمع را سرنگون کرد
چشم ها در سیاهی فرو رفت
ناله کردم مرو ، صبر کن ، صبر
لیکن او رفت بی گفتگو رفت

وای برمن که دیوانه بودم
من به خاک سیاهش نشاندم
وای بر من که من کشتم او را
من به آغوش گورش کشاندم



فروغ فرخزاد

پنجشنبه چهارم تیر 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

انگار

چروک های پیشانی ام

برای تو

آسفالت خیابان را تداعی می کند!

راحت

روی اعصابم پیاده روی کن،

راحت راحت!!!

سه شنبه دوم تیر 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

بيانيه شماره 6 مهندس ميرحسين موسوي خطاب به مردم:اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست


بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون

خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند. به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟
اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند. اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود.
از خداوند متعال براي اين شهيدان عزيز رحمت و علو درجات مسئلت مي كنم و براي خانواده هاي داغديده شان صبر و اجر آرزو دارم. ميرحسين موسوي 31 خرداد 1388

دوشنبه یکم تیر 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

نامه ی محصولی به رهبر

سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

بیانیه ی حقیقی مجمع روحانیون مبارز

به دلیل سانسور رسانه ی ملی اصل این خبر را اینجا درج می کنم:

بیانیه مجمع روحانیون مبارز 

مجمع روحانیون مبارز ضمن سپاس از حضور شاداب ملت به‌خصوص جوانان عزیز در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری که با رفتار مدنی، سرزندگی و متانت خود خاطرات دوران پرشکوه انقلاب را تجدید کردند و ضمن پوزش از اینکه نتوانستیم از آرای مردم صیانت به عمل آوریم، به استحضار ملت شریف می‌رساند که در این انتخابات صرف‌نظر از نتیجه‌ای که معلوم شد آنچه موجب تاسف و نگرانی بیشتر است اعمال نوعی مهندسی آرای گسترده در این دوره است. این امر اگر به صورت رویه درآید به جمهوریت نظام لطمه غیرقابل جبران می‌زند و اعتماد مردم را که بزرگ‌ترین پشتوانه نظام است، خدشه دار می‌کند. دلایل و شواهد کافی وجود دارد که نتیجه اعلام شده مورد قبول واقع نشود. مجمع روحانیون مبارز در جلسه‌ای فوق العاده به این نتیجه رسید  که برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق‌های رای، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه‌تر و منطقی‌تر راهکار مناسب است یا دست‌کم تعیین هیئتی بی‌طرف و کاردان و شجاع برای حقیقت‌یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان‌های والای انقلاب و اندیشه‌های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است. ما و هواداران پرشور و با شعور جناب میرحسین موسوی ضمن حفظ هشیاری و پرهیز از هر عملی که به تشنج بینجامد و به سرکوب‌گران بهانه دهد،

مهندس موسوی عزیز را تنها نخواهیم گذاشت.

دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

در نامه ای به شورای نگهبان، میرحسین ابطال انتخابات را خواستار شد


قلم - مهندس میرحسین موسوی در نامه‌ای خطاب به اعضای شورای نگهبان، رسیدگی به رفتارهای غیر قانونی مجریان و برگزارکنندگان انتخابات و همچنین بررسی ابطال انتخابات ٢٢ خردادماه را خواستار شد.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، متن نامه میرحسین موسوی به اعضای شورای نگهبان به این شرح است:

"بسمه تعالی"

شورای محترم نگهبان

سلام علیکم
پیرو ده‌ها مکاتبه ستاد انتخاباتی اینجانب با آن شورا دایر بر تخلفات صریح انتخاباتی عوامل اجرایی وزارت کشور و نیز یکی از نامزدها که قطعاً در نتیجه انتخابات ٢٢ خرداد ماه مؤثر بوده است و ذیلاً به مواردی از آنها اشاره می‌شود، عدم صحت انتخابات محرز است و رسیدگی و ابطال آن درخواست می‌گردد:

١ - در ایام تبلیغات خصوصاً در مناظره آقای احمدی نژاد، اتهامات بزرگی علیه بعضی از شخصیت‌های حقیقی ازجمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز آقای ناطق نوری عضو محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس بازرسی ویژه مقام معظم رهبری، در رسانه ملی مطرح شد که بنا به اظهار صریح ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم کل کشور مصادیق روشن عمل مجرمانه بوده است. این اتهامات خوراک اصلی تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد علیه سایر نامزدها، خصوصاً اینجانب قرار گرفت.
٢ - ایشان در مناظره‌های انتخاباتی اقدام به بیان مطالب خلاف امنیت ملی نمود که نتیجه آن زیر سؤال بردن بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی سلام الله علیه بود. به علاوه عمل ایشان در افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری با تلفیق موارد نادرست، ازجمله متهم کردن دولت جمهوری اسلامی و وزارت کشور به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و مردم و بریدن کراوات‌ها و تراشیدن موی سر جوانان اتهاماتی واهی است که در هیچ مرجع قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است که عملی مجرمانه محسوب می‌شود.
٣ - کارشکنی‌های عدیده مسئولانه وزارت کشور و بسیاری از فرمانداری‌ها، ازجمله فرمانداری تهران در ارائه کارت‌های نمایندگان جناب حجت الاسلام والمسلمین کروبی و اینجانب منجر به عدم امکان حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان ما دو نفر در محل شعب اخذ رأی و محل‌های شمارش و تجمیع آرا گردید و نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشته‌اند.
٤ - برخلاف اعلام کتبی قبلی مبنی بر اینکه شمارش آرا و تجمیع آن دستی خواهد بود، ستاد انتخابات کشور در حالی که هنوز تعدادی از شعب در حال شمارش آرای مردم بودند اقدام به اعلام نتایج در حجم انبوه نمود. این در حالی بود که هنوز صورت جلسه‌های موسوم به فرم‌های ٢٢ و ٢٨ از هیات‌های اجرایی دریافت نشده و تنها ملاک ارائه آمار ارقام موجود در سیستم‌های رایانه‌ای بود که هیچگونه وجاهت قانونی ندارد و موجب التهاب اجتماعی و نگرانی در جامعه براساس آمارهای فاقد مبنای قانونی می‌شود.
٥ - صدها شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف کشور ازجمله شیراز، تبریز، تهران و... در ساعات قبل و بعد از ظهر دچار کمبود تعرفه اخذ رأی شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رأی گیری در آنها گردید. با توجه به اینکه تعداد تعرفه‌های چاپ شده با فرض بالاترین تعداد متصوره شرکت‌کنندگان به گونه‌ای بوده است که بیش از ١٧ میلیون تعرفه اضافی می‌توانست در اختیار وزارت کشور باشد تعلل شدیدی که در جریان توزیع تعرفه‌های انتخاباتی به چشم می‌خورد کاملاً ابهام برانگیز بود و نشان می‌داد که این تعلل و نیز اعلام توقف زمان رأی‌گیری، در حالی که هنوز تعداد قابل توجهی از مردم خواستار شرکت در انتخابات بودند از سر نگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای ماخوذه از مرز ١٠٠ درصد افراد واجد شرایط بوده است. طبیعی است که چنین اموری شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود تعداد بی‌شمار آرای تقلبی در صندوق‌ها را تحکیم می‌کند.
٦ - علاوه بر موارد فوق تخلفات فراوان صورت گرفته در روز و زمان اخذ رأی طی بیش از ٨٠ مورد نامه خطاب به آقای کدخدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان توسط رابط اینجانب به آن شورا تقدیم شده است.
٧ - آقای احمدی نژاد در وقت تبلیغات اضافی که سازمان صدا و سیما به صورت غیرقانونی به ایشان اهدا کرد وقوع اقدامات ضد امنیتی را پیش‌بینی کرد و به طور ضمنی موفقیت خود را مسلم دانست و رقبا را متهم به توطئه چینی نمود، که تمامی اینها حاکی از برنامه‌ریزی‌های پشت پرده برای دستکاری نتایج انتخابات است. به همین ترتیب تیتر خبر پیروزی آقای احمدی نژاد در سایت رجانیوز، فارس و ایرنا که چند ساعت قبل از پایان اخذ رأی رویداد و نیز تعیین تیتر روزنامه کیهان با همین عنوان طراحی قبلی اعلام چنین نتیجه‌ای را مشخص می‌سازد.
٨ - نقص ماده ٤٠ قانون جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مداخله نظامیان و بسیج در انتخابات و شرکت در میتینگ‌های تبلیغاتی آقای احمدی‌نژاد و استفاده گسترده از امکانات دولتی و نقض ماده ٦٨ قانون انتخابات ازجمله تورگردی وزرا در استان‌ها و شهرستان‌ها (تا جایی که پس از سخنرانی معاون اول ریاست جمهوری در گیلان به ستاد اینجانب حمله شد) و حضور آقای وزیر خارجه در شهرهای مختلف ایلام، کرمانشاه، سمنان، گیلان و... در جلسات تبلیغاتی و استفاده آقای احمدی‌نژاد از هواپیمای اختصاصی دولت برای حضور در میتینگ‌های تبریز و ارومیه و اصفهان و... نمونه‌های دیگری از تخلفات از فصول مختلف قانون مذکور به ویژه فصل هفتم آن بوده است.
نظر به موارد فوق انتظار دارم درخواست اینجانب در مورد ابطال انتخابات ٢٢ خرداد ماه مورد رسیدگی و اقدام قرار گیرد.

میرحسین موسوی"

دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

ابوالفضل فاتح/ هیچ‌کس نیست که حیرت‌زده نباشد

بسمه تعالی

قلم‌نیوز، جمعه و شنبه 22 و 23 خردادماه 1388

روز پنجشنبه جلسات مکرر و پیوسته‌ای با حضور جناب آقای موسوی برگزار شد. بحث اصلی، پیرامون تمهیداتی بود که باید برای انتخابات اندیشیده می‌شد. گزارش‌های مکرری به دوستان رسیده بود که نگرانی‌هایی را از روند برگزاری انتخابات دامن می‌زد. موضوع نظارت بر صندوق‌ها از موضوعات بسیار جدی بود که دغدغه‌ی کمیته‌ی صیانت از آرا شده بود.

مهندس موسوی جمعی از دوستان را انتخاب کرد که به شکل مجزا و متمرکز مسایل حساس روز انتخابات را دنبال کنند. سیستم پیامک از سوی مخابرات قطع شده بود.

قرار شد مهندس موسوی در یکی از مساجد جنوب شهر رای خود را به صندوق بریزد. این مسجد، مسجد جامع ارشاد در شهر ری بود. حدود 11 شب خبر زمان و مکان رای‌ریزی مهندس موسوی بر روی سایت قلم قرار گرفت.

صبح که به مسجد جامع ارشاد رفتم، جمع بسیار زیادی از خبرنگاران در این مسجد اجتماع کرده بودند. آقای مهندس موسوی به اتفاق خانم رهنورد رای خود را به صندوق انداختند و برای صحبت کوتاهی، پشت تریبون مسجد قرار گرفت. داشت می‌گفت که ما امشب بیداریم که میکروفن قطع شد.

بلافاصله به ستاد برگشتیم. مهندس موسوی از نزدیک روند رای‌گیری را دنبال می‌کرد. گزارش‌های پی‌در پی از صندوق‌های اخذ رای در سراسر کشور، حاکی از استقبال کم‌نظیر مردم بود. عمده‌ی گزارش‌ها جهت را‌ی‌گیری را به سمت مهندس موسوی نشان می‌داد.

هنوز ساعتی از رای‌گیری نگذشته بود که خبرگزاری‌ها و رسانه‌های طرفدار دولت، پیروزی آقای احمدی‌نژاد را اعلام کردند اما گزارش‌ها به ما اطمینان می‌داد که ما با فاصله‌ی زیاد، رتبه‌ی نخست را در اختیار خواهیم داشت.

خوشحالی زایدالوصفی بر دوستان حاکم شده بود. گزارشی از کمیته‌ی صیانت از آراء ارائه شد. بسیاری از حوزه‌ها از کندی اخذ رای، کمبود تعرفه و مانع‌تراشی در مسیر ناظران شکایت داشتند، با این همه ترکیب آرای اعلامی قویا به نفع مهندس بود.

مهندس موسوی در تماس مکرر با سران دو قوه‌ی مقننه و قضاییه، دادستان، دفتر مقام معظم رهبری، نگرانی‌های مطروحه پیرامون روند اخذ آراء را منتقل کرد.

لحظه‌ به لحظه شکایت‌ها بیشتر می‌شد. در بسیاری از حوزه‌‌ها تعرفه‌ها پایان یافته‌ بود. اما اصلاح جدی صورت نمی‌گرفت. همه‌ به نتیجه رسیده بودیم که این یک اقدام برنامه‌ریزی شده از سوی برگزار کنندگان است. آنها به وضوح تمایلی برای رساندن تعرفه، تمدید وقت و تسریع در اخذ آراء نشان نمی‌داد. گفته می‌شد که بعضی از شعبه‌ها از ساعت 4 بعد‌از ظهر تعطیل شده است. گرچه ساعت به ساعت انتخابات تا 10 شب تمدید شد اما پیش از آن بسیاری از شعبه‌ها تعطیل شده بود و حتی برخی از مردم که در صف حاضر بودند، بدون دادن رای بازگشته بودند.

حدود 4 بعد‌از ظهر کسی به مهندس موسوی گفته بود که عده‌ای به این جمع‌بندی رسیده‌اند که انتخابات را 19 به 14 به نفع احمدی‌نژاد اعلام نمایند. مهندس این موضوع را به مسوولین منتقل کرد.

حدود ساعت 6 بعد‌ازظهر مهندس موسوی نامه‌ای به مقام معظم رهبری نوشت و مداخله‌ی ایشان را برای تصحیح روند انتخابات، تقاضا کرد.

حدود ساعت 10 شب خبرهای رسید که عده‌ای می‌خواهند انتخابات را به نفع آقای احمدی‌نژاد به پایان برسانند، حال آنکه هنوز شمارش آراء به شکل سراسری آغاز نشده بود.

مهندس موسوی یک مصاحبه مطبوعاتی فوری برگزار کرد و با اشاره به تخلفات انتخاباتی صورت گرفته نسبت به روند شمارش آراء به شدت هشدار داد.

حدود 11 شب مهندس موسوی نامه‌ای سری به مقام معظم رهبری نوشت، این نامه را به صورت دستی به بیت مقام معظم رهبری بردم و آن را تحویل آقای وحید دادم. چند دقیقه‌ای هم با هم صحبت کردیم از فحوای صحبت‌های ایشان دریافتم که باید انتخابات را تمام شده تلقی کنم. او می‌گفت برای چگونگی اعلام شمارش آراء به وزارت کشور تذکر داده است اما ترکیب نهایی آراء را یک مرحله‌ای به نفع آقای احمدی‌نژاد می‌دانست. به ایشان گفتم تمام گزارشات، مشاهدات عینی و ارزیابی‌های منطقی و علمی ما کاملا عکس آن چیزی است که دارد اعلام می‌شود.

پس از تحویل نامه به محل استقرار مهندس موسوی برگشتم همه‌ی دوستان جمع بودند. مهندس موضوع را با یکایک دوستان در میان گذاشت و طلب مشورت کرد. همه بهت‌زده بودند. هیچ‌کس چنان نتیجه‌ای را باور نداشت، هیچ گزارشی هم بر آن مبنا از سوی بازرسان ستاد دریافت نشده بود. مهندس موسوی پس از جمع‌بندی دیدگاه‌ها گفت: انتخابات حق مردم است، من نمی‌توانم از حق مردم بگذرم و تا آخر خواهم ایستاد و تا تصحیح این دروغ، مسایل را با مردم در میان خواهم گذاشت.

به روزنامه‌ها دستور داده شده بود که هیچ یک حق ندارند که تیتری مبنی بر پیش‌بینی آراء بزنند. کلمه سبز که تیتری در این راستا را پیش‌بینی کرده بود در چاپخانه متوقف و مجبور به تغییر تیتر شد. با این حال خبر می‌رسید که روزنامه‌های ایران و کیهان می‌خواهند تیتر پیروزی آقای احمدی‌نژاد را بزنند. ایرنا و فارس هم اعلام پیروزی آقای احمدی‌نژاد را کرده بودند.

حدود 2 نیمه شب بود که مهندس جلسه را ترک کرد. دوستان با هم مشورت می‌کردند و هر کدام در جست‌وجوی راه حلی بودند اما فاصله و نسبت آراء مطروحه وزارت کشور از چنان شکافی برخوردار بود که به روشنی فریاد می‌زد آنها نخواسته‌اند هیچ جایی برای تجدید نظر و اعتراض باقی بگذارند.

حدود 4 صبح با خبر شدم که تنش‌های پراکنده‌ای حول ستاد مرکزی شکل گرفته است و به جلوی ستاد گاز اشک‌آور انداخته بودند.

نزدیک صبح در خیابان کسانی بوق می‌زدند و شادمانی خود را از نتایج آراء ابراز می‌داشتند.

با آقای حمید رسایی صحبت می‌کنم. 4 ماه پیش به من گفته بود آقای احمدی‌نژاد 23 میلیون رای خواهد آورد. رای 22 میلیونی آقای خاتمی وتو خواهد شد. موسوی نیز حدود 10 میلیون رای خواهد داشت. من هوش و ذکاوت او را نداشتم. دیشب به خاطر پیشگویی‌اش به او تبریک گفتم.

صبح مجددا جلسه‌ی دوستان تشکیل شد و تحلیلی از شرایط ارائه شد به نزد مهندس موسوی رفتیم. با همان آرامش و نجابت همیشگی نشسته بود. انسان‌های بزرگ با این مصائب خم نمی‌شوند. او می‌گفت حالا بیشتر از همیشه مطمئن شدم که چرا باید می‌آمدم. بیانیه‌ای را که نوشته بود برای دوستان قرائت کرد. مهندس می‌گفت من هیچ‌گاه صدایم را بلند نکردم اما این تکلیف شرعی است که وقتی ظلمی می‌شود، حرفم را بزنم؛ من نیامده بودم تا برای خود قبایی بدوزم اما مردم حقی به گردن من دارند و نسبت به پی‌گیری امانتشان حساس هستند و من نمی‌توانم کوتاه بیایم.

تلفن پیوسته زنگ می‌خورد. هیچ‌کس نیست که حیرت‌زده نباشد، بعضی‌ گریه می‌کنند، بعضی فریاد می‌زنند، بعضی افسرده شدند، بعضی نگرانند. خودم هم که به چهره‌ی مهندس نگاه می‌کنم، شرمم می‌آید و بعضی وقت‌ها گریه‌ام می‌گیرد. نمی‌توانم بپذیرم، توجیه نمی‌شوم. بعضی وقت‌ها زنده به گور می‌شوی. من هرگز تصویر موسوی را از لوح دلم پاک نخواهم کرد. به خدا پناه می‌برم و شما عزیزان را به خدا می‌سپارم. حیف که دفتر خاطرات اینگونه پایان یافت.

شنبه بیست و سوم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

جمعه انگشتان ما سبز خواهد شد

سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

مناظره ی احمدی نژاد با فردوسی پور

در مناظره...
1- اگر مجری برنامه فردوسی پور بود....
فردوسی‌پور: خب آی دكتر... چیه جریان این پول نفت و اینا؟
دكتر: خب اون قضیه كه مشخصه، راستی... آقای فردوسی پور شما بچه گیتون... در مهد كودك... یه بار خودتونو... بگم؟.... بگم؟
فردوسی‌پور: نه جون مادرتون آی دكتر... بریم سوال بعدی رو بپرسیم.. آقای موسوی برنامه شما چیه واسه اقتصاد؟
موسوی: من با عرض احترام به مردم ایران، یك لیستی دارم كه حتما باید بخونم، پیاز 2 كیلو... نفت هیچی، گوجه فرنگی كم، كدو زیاد،، سیب زمینی به مقدار لازم...
فردوسی‌پور: بسیار خب من جوابمو گرفتم... آی دكتر... می‌شه درباره كارهایی كه كردین صحبت كنین، داستان این تورم و اینا چیه؟
دکتر: (لبخند ملیح) من پرونده دارم، ببینید... اینجا نوشته كه باجناق همسایه شما، زنش رو كتك می‌زنه و یك بار بی‌اجازه رفته سر یخچال و آب رو با شیشه خورده، خب این كار خیلی زشتیه.... بقی‌شم بگم؟... بگم؟
فردوسی‌پور: نه ممنون آی دكتر، خیلی شفاف بود...
2- اگر مناظره بین پینوكیو و جواد نكونام بر گزار می‌شد:
فردوسی پور:... ممنونم آقای پینوكیو از آمارهای شفافتون.... خب... آی نكونام چه خبر از اوساسونا و سیاست خارجی
نكونام: (سكوت)
فردوسی پور: آی نكونام مشكلی پیش اومده؟
(جواد نكونام از ناحیه چشم به دلیل فرو رفتن شی ء نوك تیز چوبی دچار مشكلات حاد بینایی شده است، برنامه متوقف می‌شود)
3- اگر به جای مناظره مشاعره بود...
دكتر: هست در واقع كل صحبت ما همه جا هست ذكر شهرت ما....
هر چه بدبختی است از آنهاست همه چی حل شده است توی دولت ما...
فردوسی پور: ادب مرد به ز دولت اوست بسه دیگر كه دیگه نوبت اوست... «ت» بدهید...
موسوی: تاپ تاپ خمیر، شیشه پر پنیر، جیبه پر طلا، بشكه پر نفت، پوله كجا رفت؟ دست كی بالا؟... «الف» بده!
دكتر: اگر آن ترك كرمانی به دست آرد دل مارا دهان و دل به هم دوزد، بگیرد كل آرا را
فردوسی پور: آخ آخ آخ.. كاندیدای من كوش؟ «شین» لطفا!
موسوی: شب شب عشق و شوره... شب شب حرف زوره..
(با ختمی قراری داشتم، به شدت دیر كرده است، گویا مسیرش دوره.) «ه»جسارتا....
دكتر: هاش..... بگم؟ بقیه شو بگم؟
فردوسی‌پور: خب زمان همه‌مون به پایان رسیده! گویا ارتباط ما برقرار شده با غلامحسین پیروانی(؟!).. سلام آی پیروانی....
...
4- اگر... بازم بگم؟ بگم؟

یکشنبه هفدهم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

دست و پا زدن احمدی نژاد برای رسیدن به قدرت


محمود احمدی‌نژاد که به نظر می‌رسد به شدت نگران از دست رفتن صندلی ریاست‌جمهوری است، در مناظره چهارشنبه شب خود عملاً نه به مصاف میرحسین موسوی، بلکه به رویارویی با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی پرداخت.

وی در این سخنان عملاً اکثر مسئولین ارشد نظام را به دست‌اندازی به بیت‌المال و رانت‌خواری متهم کرد و با نام بردن از اشخاص فراوانی، مدعی فساد مالی آنان شد.


اگرچه به سادگی می‌توان تناقض اظهارات احمدی‌نژاد را بیان کرد، اما وی می‌تواند با پاسخ به چند پرسش ساده، حداقل اتهام دورویی را از خود رفع کند:

1. این هجمه سنگین علیه هاشمی و دولت وی، در شرایطی که محمود احمدی‌نژاد تا روزهای پایانی دولت هاشمی از مدیران آن دولت بوده است و مکرر به تمجید و از رئیس‌جمهور وقت پرداخته است، چه معنا و مفهومی دارد؟

2. زیرسوال بردن اشخاص و افعالی که با تأیید صریح رهبری انقلاب همراه بوده، مانند سلامت هاشمی، خدمات خاتمی، توافقنامه سعدآباد، آیا زیرسوال بردن رهبری نظام نیست؟

3. ارائه آمار نادرست از محیط، نظیر آن‌چه که درباره استقبال چند صدهزار نفری از وی در مشهد گفته شد، با وجود این که آمار مستقبلین از ده‌هزار نفر فراتر نمی‌رفت، آیا نشان‌دهنده توهم ایشان نیست؟

4. چرا با وجود 4 سال قدرت اجرایی کشور و در اختیار داشتن اهرم‌های نظارتی چون وزارت اطلاعات، بازرسی ویژه ریاست‌جمهوری و سازمان حسابرسی، رئیس‌جمهور به تخلفات مورد ادعا رسیدگی نکرده و پرونده آنان را برای رسیدگی به دادگاه اعلام نکرده است؟

5. اظهارات کذب، نظیر ادعای ارسال نامه عذرخواهی بلر نخست‌وزیر انگلیس به ایران در شرایطی که وی به جای عذر‌خواهی علناً ایران را تهدید کرده بود، صرفاً از روی بی‌اطلاعی است یا ایشان تعمداً دروغ می‌گوید؟

6. ادعای اثبات نشدنی نظیر ادعای پیغام آقای هاشمی به پادشاه عربستان درباره سقوط احمدی‌نژاد طی 6 ماه آینده، در حالی که دکتر ولایتی نماینده اعزامی مقام رهبری به عربستان، حامل پیام آقای هاشمی مبنی بر درخواست استقبال گرم از رئیس‌جمهور ایران در عربستان بوده است، چه معنا و مفهومی دارد؟

7. متهم کردن اشخاص غایب، نظیر همسر کرباسچی یا صفایی فراهانی، فرزند ناطق‌نوری و... به رانت‌خواری و کسب ثروت‌های میلیاردی در حالی که این افراد غایب بوده و امکان دفاع از خود را ندارند، با کدام ضوابط شرعی سازگار است و اگر ایشان واقعاً به این حقایق رسیده‌اند، چرا زودتر افشا نکرده‌اند و در آخرین روزهای ریاست‌جمهوری که فرصتی برای پاسخ‌گویی افراد نیست، به فکر افشاگری افتاده‌اند؟

8. فرافکنی در برابر طرح مسایل اقتصادی آقای صادق محصولی، وزیر کشور دولت نهم و ادعای این که ربطی به مسئولیت وی ندارد، در حالی که از قضا فعالیت‌های اقتصادی وی در نیمه دهه هفتاد و در زمان استانداری آقای احمدی‌نژاد در استان اردبیل در این استان صورت گرفته است، به چه معناست؟

9. ادعای این که آقای احمدی‌نژاد بهترین رابطه را با روحانیت دارد، در حالی که با وجود اصرارهای دو سال دفتر رئیس‌جمهور و بارها مصاحبه سقای بی‌ریا، مشاور روحانیون دکتر احمدی‌نژاد، مراجع و علمای برجسته قم حتی حاضر به پذیرش رئیس‌جمهور و دیدار با وی نبوده‌اند، چگونه قابل جمع است؟

10. متهم کردن ناطق‌نوری، رئیس دفتر بازرسی رهبر انقلاب به فساد مالی، آیا زیرسوال بردن سلامت دفتر رهبری نیست؟

11. اتهام زدن به همسر مهندس موسوی درباره مدرک دکترای ایشان در حالی که آقای احمدی‌نژاد که فوق‌لیسانس و دکترای خود را در دوره ریاست بهبهانی، وزیر فعلی راه در دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت و با استفاده از تسهیلات ویژه طی کرده‌اند، چه وجهی دارد؟

12. اشاره به هزینه‌های تبلیغاتی مهندس موسوی در حالی که این هزینه‌ها از سوی احزاب و گروه‌های شناسنامه‌دار سیاسی تأمین می‌شود، اما هزینه‌های سنگین‌تر ستاد دکتر احمدی‌نژاد از سوی اشخاص نامعلوم و با پوشش ستادهای مردمی و بعضاً با استفاده از امکانات دولتی تأمین می‌شود،‌ چه مفهومی به همراه دارد؟

13. متهم کردن جمهوری اسلامی در فاجعه جمعه خونین مکه به انتقال وسایل نامعلوم و مقصر بودن در قطع رابطه با عربستان آیا خیانت به خون شهدای این واقعه و زیرسوال بردن مواضع امام(ره) مبنی بر لزوم برائت از مشرکین نیست؟

14. در صورتی که دکتر احمدی‌نژاد تا بدین اندازه مشتاق به مناظره با هاشمی و خاتمی بوده، چرا از فرصت 4 ساله و امکانات نامحدود صداوسیما که در اختیار وی گذاشته شده بود، برای این موضوع استفاده نکرد و حتی در صورت مخالفت صداوسیما، چرا مناظره‌های علنی در مراکز دانشگاهی تشکیل نداده بوده است؟

15. چرا دکتر احمدی‌نژاد از پاسخ دادن به محور اصلی پرسش مهندس موسوی در ماه‌های اخیر یعنی سرنوشت 300 میلیارد دلار درآمد نفتی طفره رفته و حتی در این مناظره با وجود اشاره موسوی به گزارش دیوان محاسبات، از توضیح درباره آن خودداری کرد؟

16. تکرار دروغ درباره بازیگر بودن مادر ناراضی در فیلم مهندس، موسوی در حالی که اسم و عکس و مشخصات واقعی زن مذکور توسط خود وی اعلام شده و نماینده شهر و کارگردان نیز درباره آن توضیحات شفاف ارائه کرده‌اند، چه معنایی دارد؟

17. در شرایطی که دکتر احمدی‌نژاد در کنفرانس مطبوعاتی خود که از شبکه خبر سیما نیز به صورت زنده پخش شد، رسماً اعلام کرد در صورت دعوت پادشاه عربستان به این کشور سفر می‌کند، چرا اظهار این که ابتدا دعوت شد و بعد ما تمایل خود را اعلام کردیم، چه معنایی دارد؟

18. اعلام ننگین بودن پروتکل الحاقی در حالی که اکثر کشورهای پیشرفته جهان از جمله کشورهای اروپایی هم‌اکنون عضو این پروتکل هستند، چه معنایی دارد؟

19. چرا با وجود انکار هولوکاست توسط دکتر احمدی‌نژاد در سال نخست ریاست‌جمهوری و پرداخت هزینه‌های سنگین، نماینده دولت ایشان در سازمان ملل به قطعنامه تأیید هولوکاست رأی مثبت داد و در اجلاس دوربان نیز هیأت ایرانی از مخالفت با آن خودداری کردند؟

20. آیا ایشان از اظهارنظر آقای مشایی مبنی بر دوستی با مردم اسرائیل، عقب‌نشینی کرده‌اند یا آن که بر اظهار خود در کنفرانس مطبوعاتی مبنی بر این که حرف مشایی حرف دولت است، پافشاری می‌کنند؟

21. در صورتی که ایشان مدعی هستند بیش از روسای‌جمهور گذشته به ایشان توهین و انتقاد شده است،‌ آیا میزان توهین و اتهاماتی که توسط ایشان و سایر مقامات دولتی به منتقدان شده، با سایر دولت‌ها قابل مقایسه است؟

22. با توجه به ادعای آقای احمد‌ی‌نژاد مبنی بر انتشار 320هزار تیتر توهین‌آمیز علیه دولت و با توجه به این که در کل زمان دولت ایشان از آغاز تاکنون حدود هزار شماره روزنامه منتشر شده و اگر 5 روزنامه در همه شماره‌های خود حاوی6 توهین به دولت هم باشند، تنها 30هزار تیتر توهین‌آمیز علیه دولت قابل تولید است، ایشان این آمار 320هزار را از کجا آورده و آیا این آمار هم از جنس استقبال چند صدهزار نفری در مشهد از ایشان است؟

23. با توجه به ادعای دکتر احمدی‌نژاد مبنی بر نبستن هیچ روزنامه‌ای توسط دولت ایشان، روزنامه شرق، مهم‌ترین روزنامه منتقد ایشان چرا دو بار در زمان دولت نهم توقیف گردید و علت تعطیلی روزنامه هم‌میهن و کارگزاران شکایت کدام ارگان دولتی بود؟

24. با توجه به آن که آقای احمدی‌نژاد، مدعی برداشت غیرقانونی 95 میلیارد تومانی دولت مهندس موسوی از خزانه در زمان تعطیلات مجلس شده و این اقدام با حکم حکومتی امام خمینی(ره) صورت گرفته بود، آیا ایشان حکم حکومتی امام خمینی(ره) را غیرقانونی می‌دانند؟

25. زیرسوال بردن عملکرد وزارت ارشاد دولت نهم به چه معناست؟ آیا ایشان نمی‌توانسته وزیر ارشاد را موظف به اجرای سیاست‌های دولت کند، در این صورت با وجود برکناری‌های متعدد مقامات دولتی به علت ناهماهنگی، علت عدم برخورد با وزیر ارشاد چه بوده است؟

26. در رابطه با مسائل آقای کردان با توجه به این که ایشان با دکترای جعلی و نه دکترای بی‌اعتبار دانشگاه آزاد (از نظر دکتر احمدی‌نژاد) از وزارت کار و وزارت نفت دولت نهم حقوق دریافت کرده‌اند، چرا ایشان با آقای کردان پس از اطلاع از تخلفات، برخورد نکرده و تا امروز جناب کردان در دفتر رئیس‌جمهور فعالیت دارد?

جمعه پانزدهم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

برنامه های میرحسین موسوی برای حمایت از حقوق زنان اعلام شد

هدف اول: ارتقای امنیت انسانی، حقوقی و قضایی زنان

1- بازنگری كلیه قوانین و مقررات تبعیض‌آمیز و ناعادلانه از طریق ارایه لوایح لازم

2- اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی و پی‌گیری اصلاح قوانین و مقررات مغایر با آرمان‌های قانون اساسی درباره به زنان

3- تهیه و اجرای برنامه جامع توانمندسازی و حمایت از حقوق زنان در ابعاد حقوقی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی

4- كمك به ارتقای امنیت زنان و دسترسی بیشتر آنها به دادرسی‌های عادلانه و بی‌طرف از طریق تعامل با سایر قوا

5- تهیه و اجرای برنامه‌ رفع خشونت علیه زنان از طریق اتكا به تدابیر قانونی بازدارنده و حمایتی

6- حمایت همه‌ جانبه از زنان زندانی و خانواده‌های زندانیان

7- حمایت از تامین آزادی و امنیت لازم برای رشد تشكل‌های اجتماعی در زمینه صیانت از حقوق زنان

8- حمایت از كرامت انسانی زنان و دختران و صیانت از حریم خصوصی افراد و پرهیز از امنیتی و پلیسی كردن مسائل فرهنگی

9- رفع موانع پیش روی فعالان حقوق زنان در چارچوب حقوق، حرمت و آزادی‌های مصرح در قانون اساسی

10- پی‌گیری حسن اجرای مفاد، اسناد و موازین بین‌المللی الحاقی درخصوص حقوق انسانی زنان و تلاش برای الحاق به كنوانسیون رفع تبعیض از زنان با رعایت مقتضیات فرهنگی و مذهبی

11- الحاق به پروتكل الحاقی كنوانسیون پالرمو درخصوص مبارزه با قاچاق زنان و دختران

12- نظارت بر فراهم كردن حمایت‌های قانونی برای صیانت از كیان خانواده‌ها

13- ایجاد صندوق حمایت از خانواده

14- جلب مشاركت و حمایت سازمان‌های غیردولتی برای پیشبرد برنامه‌های مربوط به زنان

هدف دوم: ارتقای بهره‌وری سرمایه‌های انسانی زنان در كشور

1- منع و لغو هرگونه سهمیه‌بندی جنسیتی و بومی‌گزینی در دانشگاه‌ها و تمام مقاطع تحصیلی

2- تقویت نهادهای زنان متناسب با نیازهای جامعه

3- اختصاص اعتبار لازم برای رفع محرومیت‌ها و دسترسی به فرصت‌های برابر آموزش به‌ویژه در مناطق كمتر توسعه‌یافته

4- افزایش سطح كارآیی و ارتقای مهارت‌های شغلی زنان به‌ویژه از طریق آموزش‌های كوتاه مدت و ضمن خدمت

5- فراهم‌سازی زمینه آموزش‌های زنان متناسب با فرصت‌های شغلی و نیاز بازار كار

هدف سوم: توسعه‌ی مشاركت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زنان

1- تهیه‌ برنامه‌ جامع توسعه‌ مشاركت زنان و عملیاتی كردن آن

2- تلاش برای حضور زنان در هیات دولت و مدیریت‌های كلان كشور

3- تهیه و اجرای برنامه‌ ملی توسعه‌ تعاملات و فعالیت‌های زنان در سطوح دولتی و غیردولتی

4- ایجاد شرایط مناسب برای زنان شاغل به منظور سازگاری شرایط با مسوولیت‌های اجتماعی و خانوادگی آنها از طریق لحاظ كردن تسهیلاتی برای زنان شاغل، تلاش برای تسری حقوق و مزایای زنان شاغل رسمی و زنان شاغل غیررسمی، الزام دستگاه‌ها به در نظر گرفتن شرایط زنان و نگهداری كودكان در جوار خود و ایجاد ساعات كاری شناور و انعطاف‌پذیر

5- تهیه و اجرای برنامه‌ توانمندسازی سازمان‌های غیردولتی و NGO های زنان

6- تهیه و اجرای برنامه‌ ارتقای ورزش همگانی و قهرمانی زنان و ایجاد و توسعه‌ باشگاه‌های ورزشی و رفع تبعیض‌های موجود در این رابطه

7- اصلاح الگوها، نگرش‌ها و رویه‌های غلط ناشی از فرهنگ مردسالارانه و افزایش باورهای عمومی به توانمندی‌های زنان با هدف تخریب سقف‌های شیشه‌ای موجود بر سر راه پیشرفت زنان

8- جلب مشاركت فعالانه زنان در برنامه‌ریزی‌ها

9- اصلاح تصاویر ارایه شده از نقش‌های كلیشه‌ای از زن در برخی از كتب درسی

10- پی‌گیری بهره‌مندی نظام حقوقی و قضایی كشور از توان و قابلیت‌های زنان با رویكرد ایجاد فرصت برابر در تعامل با قوه‌ قضاییه

هدف چهارم: توانمندی اقتصادی زنان و افزایش نرخ اشتغال

1- تهیه و اجرای برنامه‌ جامع توسعه و ساماندهی امور اقتصادی زنان

2- شناسایی و افزایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری جهت رشد اشتغال زنان

3- توجه به تركیب جنسیتی نیروی كار و تعادل جنسیتی در بازار كار

4- تحقق حقوق بنیادین كار برای زنان از قبیل آزادی انجمن‌ها، حمایت از تشكل‌های مدنی كار، تساوی مزدها برای زن و مرد در قبال كار هم‌ارزش و ارتقای شغلی

5- محاسبه ارزش افزوده كار خانگی زنان در تولید ناخالص ملی توسط دولت

6- اتخاذ سیاست‌های تشویقی برای صاحبان كسب و كار و زنان كارآفرین كه در جامعه ما مشغول افزایش هستند و كمك به آنها موجب ارتقای هویت زنان خواهد بود

7- حمایت از استعدادهای ملی و پژوهشی زنان برای بهره‌گیری از نیروی خلاق و كارآفرین زنان

هدف پنجم: بهبود كیفیت زندگی، افزایش سلامت و تامین اجتماعی زنان

1- تهیه و اجرای برنامه ملی ارتقای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی زنان

2- تهیه و اجرای برنامه ملی ساماندهی اوقات فراغت زنان و دختران

3- توسعه آگاهی‌های عمومی زنان در زمینه‌ حقوق و بهداشت باروری توسط دستگاه‌های متولی

4- ارتقای فرهنگ و سواد تغذیه‌ای زنان توسط مراجع ذی‌ربط

5- اجرای طرح جامع توانمندسازی زنان خودسرپرست، سرپرست خانوار و بدسرپرست

6- پیش‌بینی ساز و كارهای مناسب برای توانبخشی زنان سالمند به‌ویژه اگر فقیر باشند

7- ایجاد پوشش بیمه‌ای فراگیر و خاص برای زنان، به‌ویژه برای زنان سالخورده، بیوه، مطلقه، سرپرست خانوار و خانه‌دار

8- مشاركت نهادهای غیردولتی زنان و موسسات خیریه در برنامه‌های فقرزدایی و كاهش آسیب‌های اجتماعی

9- گسترش حمایت‌های اجتماعی از زنان مانند تامین اجتماعی، بیمه بیكاری و اتخاذ ساز و كارهای جبرانی و حمایت‌های اجتماعی از شاغلین و توان‌افزایی زنان معلول

10- توانمندسازی و فراهم كردن حمایت‌های حقوقی، مشاوره‌های اجتماعی و مددكاری برای زنان آسیب‌دیده و در معرض آسیب‌های اجتماعی

11- بهبود كیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار از طریق آموزش، تغذیه سالم، تامین غذای كافی در سبد خانوار، تامین خدمات بهداشتی و درمانی، توانبخشی رایگان و مسكن ارزان قیمت

دوشنبه یازدهم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

ده ماده غذایی كه در بهتر شدن ظاهر افراد موثرند





showimage.aspx?id=25318&t=y&w=300&h=200&type=1
1-  پرتقال خونی، گیلاس و آلبالو
كلاژن پروتئینی است طبیعی كه در پوست سبب ایجاد حالت ارتجاعی میشود، شكل ظاهری پوست را بوجود آورده و بافت آن را میسازد. متاسفانه میزان تولید كلاژن در بدن، با افزایش سن كاهش می‌یابد. ولی میتوان با مصرف خوراكی هایی كه ظاهر پررنگی دارند، با كمبود كلاژن مبارزه كرد. پرتقال خونی، گیلاس و آلبالو آنتی اكسیدانت های طبیعی دارند كه با عوارض كهولت سن و برخی بیماری‌ها مبارزه میكنند. به این طریق كه از التهابات احتمالی جلوگیری میكنند. انتی‌اكسیدانت‌ها همچنین با افزایش دادن میزان تولید كلاژن، باعث ضخیم‌تر شدن پوست نیز میشوند. كه این امر سبب جوانی و سلامت پوست میشود.

2-  حلزون،تخمه آفتابگردان و ماهی ساردین
مخلوط این مواد غذایی شاید خوشمزه نباشد، ولی هر كدام از آنها به تنهایی منبع فوق العاده‌ای از اسیدهای ‌چرب هستند. دكتر استیون چنگ، از اعضای علمی‌سایت RightHealth.com میگوید: اسیدهای چرب پوست را تغذیه میكنند، از آن محافظت میكنند و باعث میشوند سلول‌های پوست در بهترین سطح ممكن فعالیت كنند. اسیدهای چرب ضروری برای بدن، بخشی از ساختمان دیواره‌ی سلولی در سراسر بدن هستند كه تبادل مواد غذایی، مواد زائد و همینطور آب را تنظیم میكنند. كه این عمل در شادابی و جوانی پوست موثر است. از دیگر منابع اسیدهای چرب میتوان به تخم كتان، تن ماهی،گردو و تخم کدو  اشاره كرد.

3-شلغم،گل قاصدک و خردل سبز
دكتر هانتر میگوید: غذاهایی كه مواد سمی ‌را از كبد پاك میكنند، باعث افزایش عملكرد بهتر كل بدن میشوند. عملكرد بهتر بدن، یعنی شادابی و نشاط كه سازنده‌ی قیافه و ظاهر بدن است. به علاوه كبد سالم باعث روشن‌تر شدن چشم‌ها و كشیده شدن پوست میشود. او سبزی‌های پررنگ مثل كلم بروكلی و اسفناج را توصیه میكند. استفاده از این سبزی‌های تلخ باعث میشود تا فرد تمایل كمتری به مصرف مواد شیرین مزه داشته باشد. هانتر میگوید: قندهای ساده و تصفیه شده، كربوهیدرات‌ها و غذاهای فوری مثل ساندویج باعث پیری ظاهری میشوند. قند اضافی وارد شده به بدن وارد چرخه‌ای به نام گلاكیشن میشود، كه در پی آن مولكول‌های قند به مولكول‌های پروتئین متصل شده، باعث شل و چروكیده شدن پوست میشوند.

4- پونه كوهی، آویشن و جعفری
دوریس دی، نویسنده ی كتاب جراحی زیبایی صورت را فراموش كنید : برنامه‌ای برای داشتن پوست زیبا میگوید: اگر بعد از خواب چشم‌های پف كرده دارید، به احتمال زیاد مصرف نمك زیادی دارید. مشكل دیگر الكل است. الكل آب بدن را كاهش میدهد و با این كار پوست را ضعیف و شل میكند. بدترین حالت وقتی است كه الكل و نمك با هم مصرف شوند كه باعث بوجود آمدن كبودی در زیر چشم‌ها میشوند. وی توصیه میكند با كم كردن مصرف سدیم، از پوست پف كرده دوری كرده و به جای نمك از سبزیجات و ادویه مثل آویشن، سیر ،پونه كوهی، دارچین و جعفری استفاده كنید.

5- سبزیجات ترد
سبزیجات تازه برای پوست بسیار مفیدند.کرفس، باقلا، هویج و گل کلم حاوی سلولزاند. كه با پاك كردن دندان‌ها، باعث سفیدی و زیبایی دندان و خنده میشوند. میكی برن استاین رئیس آكادمی ‌دندانپزشكی زیبایی آمریكا میگوید: سلولز و سایر فیبرهای موجود در این مواد غذایی همانند شوینده‌هایی عمل میكنند كه باكتری‌ها را از دندان‌ها جدا كرده و آنها را شست و شو میدهند. اگر غذایی یا نوشیدنی‌ای مصرف كرده‌اید كه رنگ دندان را عوض میكند، از سبزیجات برای تمییز كردن دندانتان استفاده كنید. میتوانید از سیب و خیار هم بهره ببرید.

6- گیاهان دریایی
كارول واسرمن، متخصص تغذیه میگوید: سلول‌هایی كه با مواد مختلف آلوده شده‌اند، قادر نیستند با بهترین توان خود كار كنند. وقتی سلول‌های بدن ما با حداكثر توانشان كار میكنند، احساس شادابی و نشاط به ما دست میدهد. گیاهان دریایی منبع عالی برای مواد معدنی و مواد شیمیایی گیاهی هستند. مواد موجود در این گیاهان در ترمیم سلول های آسیب دیده، تولید سلول های جدید و  تغذیه‌ی سلول ها نقش مهمی‌دارند. غذاعای ناسالم، استرس و آلودگی های محیطی سلول ها را دچار پیری زودرس میكنند. كه این امر سبب پیدایش علائمی‌دائمی‌مثل نازك شدن موها و چروك های دائمی‌میشوند. واسرمن میگوید: گیاهان دریایی این عمل را در جهت عكس به پیش میبرند. برای مثال اسپیرولینا با مسمومیت ها مبارزه میكند.

7 – گوشت، پنیر و عدس
از 5 کیلوگرم شیر فقط 5 کیلوگرم پنیر بدست می‌آید. ولی خوشبختانه برای ترمیم سلول های بدن، نیازی به مصرف این همه مواد لبنی و گوشتی نیست. با افزایش سن، موها و سلول‌های پوست آسیب‌دیده و باعث پیر شدن ظاهر میشوند. پروتئین گوشت، مرغ، پنیر كم چربی و تعدادی از سبزی‌ها رشد و ترمیم سلول‌ها را افزایش میدهد و باعث شادابی و جوانتر  شدن پوست شده، چین و چروك‌های پوست را كاهش داده و ریزش مو را كاهش میدهند. از سبزی‌ها میتوانید لوبیا و عدس را امتحان كنید. این دو از هر سبزی دیگری، محتوای پروتئینی بیشتری دارند.

8- زرده‌ی تخم مرغ، گوشت عضله و محصولات تولید شده فقط از شیر
دكتر چنگ میگوید: ویتامین A مخصوصاً برای بازسازی پوست بسیار مهم است. اگر مقدار آن در بدن كم شود، باعث بوجود آمدن پوست خشك و پوسته پوسته شدن آن میشود. دكتر دی اضافه میكند: كمبود ویتامین A باعث خواهد شد تا ترمیم پوست به كندی صورت گیرد و به آسانی دچار چروكیدگی شود. منابع اصلی برای این ویتامین، غذاهای بدست آمده از حیوانات هستند. مثل جگر،تخم مرغو محصولاتی كه تماماً از شیر بدست آمده‌اند. برخی از سبزیجات مثل هویج وکلم بروکلی، حاوی بتا‌كاروتن‌اند، كه در بدن تبدیل به  ویتامین A میشود.زردآلو، شلیل،گوجه فرنگی و طالبی نیز سرشار از بتا كاروتن هستند.

9-  شیر بادام یا شاهدانه
شیر بادام! از مهمترین مواد مصرفی مغذی در بین محصولات لبنی است. به دلیل اینكه حاوی مقادیر زیادی منیزیم، پتاسیم، منگنز، مس، ویتامین E، سلنیوم و كلسیم است. تینا سیاتز، مشاور پزشكی میگوید: شیرشاهدانه بسیار خوشمزه است و اگر هر چند وقت یك بار مصرف شود، نه به طور نوشیدنی روزانه، میتواند تامین كننده‌ی مواد مغذی ضروری برای بدن باشد. شیر شاهدانه چاشنی‌ای عالی است كه دارای مقادیر كافی و متناسب از اسیدهای چرب ضروری بدن یعنی امگا-3 و امگا-6 است. كه این باعث خواهد شد ذهن متمركز، سیستم ایمنی فعال و پوست درخشانی داشته باشید. هر دو این نوشیدنی‌ها از گیاهان بدست آمده‌اند، بنابراین لاكتوز ندارند. ولی حاوی پروتئین‌هایی‌اند كه باعث نرمی ‌و لطافت موها شده و باعث نرمی ‌پوست میشوند.

10- ماهی قزل آلا، آووكادو و انبه
این فقط یه خوراكی خوشمزه نیست! بلكه ماده‌ای برای جلوگیری از پیری است. دكتر استفن سیناترا میگوید: قزل‌آلا حاوی اسیدهای چرب امگا-3 است، كه باعث بهبود جریان خون میشوند. گوشت نارنجی رنگ قزل آلا دارای كاروتنوئید ضد پیری با نام آستاكسانتین است كه دیواره‌ی سلولی را حفاظت میكند. قزل آلا همچنین دارای دی متیل آمینو اتانول است كه باعث بیشتر شدن كشش ماهیچه‌های صورت شده و به این ترتیب چین و چروك صورت را از بین میبرد. آووکادو برای داشتن آنتی‌اكسیدانت‌ها و انبه برای داشتن ویتامین E و خواص مسمومیت زدایی معروف‌اند.

چهارشنبه ششم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

جدول برنامه های انتخاباتی کاندیدها در رسانه ملی


بنا بر قرعه‌کشی انجام شده، برنامه‌های مناظره‌ها و تبلیغات مهندس میرحسین موسوی به این شرح اعلام شد:

مناظره موسوی با دیگر کاندیداها:

مناظره موسوی با احمدی‌نژاد  13 خرداد 88

مناظره موسوی با رضایی   14 خرداد 88

مناظره موسوی با کروبی  17 خرداد 88

این مناظره‌ها در 90 دقیقه از شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران در ساعت 22:30 تا 24 روزهای اعلام شده پخش خواهد شد.

جدول پخش برنامه‌های تبلیغاتی موسوی:

اولین برنامه تبلیغی مهندس موسوی در روز جمعه اول خرداد 88 از شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15 پخش خواهد شد.

9 خرداد، فیلم مستند تهیه شده در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15

18 خرداد، دومین فیلم مستند در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15  

همچنین آخرین روز گفت‌وگوی ویژه خبری از شبکه دوم سیما به مدت 45 دقیقه در روز 19 خرداد 88 به مصاحبه با مهندس موسوی اختصاص دارد.

شبکه 4 نیز در روز 12 خرداد برنامه‌ای 60 دقیقه‌ای با موضوع پاسخ به کارشناسان را از ساعت 18:30 تا 19:30 روی آنتن می‌برد.

شبکه خبر، 15 خرداد برنامه‌ای در قالب گفت‌وگو با مهندس موسوی از ساعت 19:30 تا 20 پخش خواهد کرد.

شبکه جام جم نیز برای ایرانیان خارج از کشور دو برنامه برای هر کاندیدا در نظر گرفته که روز 4 خرداد برنامه 60 دقیقه‌یی مهندس موسوی و روز 16 خرداد برنامه مستند تهیه شده پخش خواهد شد.

برنامه‌های رادیویی مهندس موسوی:

شبکه سراسری صدا (رادیو ایران):

*دوشنبه 4 خرداد، مستقیم با مخاطبان، 17 تا 17:45

تکرار 8:30 تا 9: 15 سه‌شنبه 5 خرداد

* 19 خرداد، بحث تخصصی، 17 تا 17:45

تکرار 20 خرداد همان ساعت

 رادیو جوان:

*16 خرداد، بحث تخصصی، 16:15 تا 17

تکرار 17 خرداد، 19:15 تا 20

رادیو ورزش:

*7 خرداد، 15:30 تا 16:15

تکرار 8 خرداد 9:15 تا 10

رادیو معارف:

8 خرداد، 17:45 تا 18:30

تکرار 9 خرداد 11 تا 11:45

رادیو گفت‌وگو:

*17 خرداد، 19:45 تا 20:30

تکرار از رادیو فرهنگ، 18 خرداد 10 تا 10:45 


 برای مشاهده ی جداول به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

 


ادامه مطلب

یکشنبه سوم خرداد 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

چند نکته ی جالب در مورد موبایل که نمی دانستید

مواردی وجود دارد که می‌توان در مواقع فوری خطرناک انجام داد. موبایل شما می‌تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد. مواردی را که می‌توانید با موبایل انجام دهید را ببینید.

اول - وضعیت فوق العاده
شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. اگر شما در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید و موبایل در هر شبکه موجود جستجو می‌کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می‌کند. امتحان کنید.

دوم - آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته‌اید؟
آیا ماشین شما یک دستگاه ورود از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می‌تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید قفل بازکن را فشار دهد و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می‌توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می‌توانید قفل ماشین خود را باز کنید.

سوم - قدرت باطری مخفی شده
در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای #0733* را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازی مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می‌دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می‌کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.

چهارم - چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟
برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلیدهای زیر را به ترتیب فشار دهید:
 #06#*یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می‌شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می‌شود، شما می‌توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها
SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می‌دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی‌تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

 

چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 نویسنده اژدها ی گرزه |

شخصی
سرگرمی و طنز
ادبی
علمی

RSS 2.0

Designed By ParsTheme