تبليغاتX
خرده ریزه های ذهن من

خرده ریزه های ذهن من

مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد!

سلام به همه ی دوستان عزیز

امروز میخوام براتون از ویلونیست مورد علاقه ام بنویسم، کسی که هنرش تو جهان نامبر وانه

وقتی که ویلون رو در دستهاش میگیره، آنچنان هنرمندانه مینوازه که دلت میخواد پرواز کنی...

روح زندگی و احساس بودن در نوازندگی این هنرمند وجود داره

و اون هم کسی نیست جز دکتر ساموئل ایروانیان


در زیر خلاصه ای از بیوگرافی این هنرمند مشهور دنیای موسیقی را از سایت اصلی اش برایتان ترجمه میکنم.



این هنرمند بزرگ متولد 25 ژانویه 1966 از شهر ایروان در جمهوری ارمنستان است.

وی نوازندگی را در سن 7 سالگی و در محضر استاد آرمن میناسیان آموخت. استعداد و نبوغ فوق العاده ی ساموئل از همان زمان مشخص شد و در اندک زمانی تمامی جوایز بهترین نوازنده گروه سنی خودش را به دست آورد.



در روز جشن فارغ اتحصیلی اش، ساموئل قطعه ای از کنسرت هنری ویتن را آنچنان هنرمندانه اجرا نمود که باعث شد تا تمام حضار در سالن که هر کدام از نوابغ موسیقی بودند، بایستند و او را تشویق کنند.

همین امر سبب شد تا ازو برای ادامه ی تحصیل در مرکز موسیقی چایکوسکی و تحت نظر استاد بنام دنیای ویلون ادوارد دایان دعوت به عمل آید.

در سالهای بعد زندگی اش، او تبدیل به بهترین نوازنده ی کشورش و همینطور جهان در زمینه ی ویلون گردید.

  پس از طی کردن مدارج علمی موسیقی،او هم اکنون پروفسور ساموئل ایروانیان آهنگساز و موسیقیدان برجسته ی جهان است.



در طی دوران نوازندگی اش قطعاتی زیبا از شاهکارهای کلاسیک دنیا را مانند ویلون شماره 5 کنسرت موزارت، ویلون جی ماینور، پگانینی و ملودیهای ساراسارتس گیپسی را نواخته است.

در چندین دوره از کنسرتهای یانی، آهنگساز و موسیقیدان مشهور، پای ثابت ویلون کنسرتهای وی بوده است.

ساموئل با قدرت نوازندگی شگفت انگیزش دنیای ویلون را مسخر خودش گردانیده است.





+نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت11:24 قبل از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم

اوو!! معذرت میخوام

من هم معذرت میخوام ,دقت نکردم

2u5gzm1.jpg

 

ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه ,خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم

 

b3x75v.jpg

 اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور رفتار می كنیم7.gif

 

14ugqcw.jpg

 

كمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم.دخترم خیلی آرام كنارم ایستاد همینكه برگشتم به اوخوردم وتقریبا" انداختمش با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو كنار“  

 

a4q3kg.jpg

 

قلب کوچکش شکست و رفت

33w9pnn.jpg

نفهمیدم كه چقدر تند حرف زدم

2n84xvp.jpg

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت: وقتی با یك غریبه برخورد میكنی ، آداب معمول را رعایت میكنی
اما با بچه ای كه دوستش داری بد رفتار میكنی

 

1zi2dg.jpg

برو به كف آشپزخانه نگاه كن. آنجا نزدیك در، چند گل پیدا میكنی .آنها گلهایی هستند كه او برایت آورده است.خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی

 

332nq84.jpg

آرام ایستاده بود كه سورپرا یزت بكنه

zkmnph.jpg

 

 

هرگز اشكهایی كه چشمهای كوچیكشو پر كرده بود ندیدی

 

nw9qb.jpg

در این لحظه احساس حقارت كردم

xavvxt.jpg

اشكهایم سرازیرشدند.آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم

 

28hke1i.jpg

بیدار شو كوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟ 

 f4em85.jpg

گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری كه امروز داشتم
نمیبایست اون طور سرت
داد بکشم

گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان

من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو

sv589c.jpg

گفت : اونا رو كنار درخت پیدا کرد م ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن23.gif میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو7.gif

 

آیا میدانید كه اگر فردا بمیرید شركتی كه در آن كار میكنید به آسانی در ظرف یك روز برای شما جانشینی می آورد؟

 

scz9lf.jpg

 

اما خانواده ای كه به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد كرد.

 

m9wxhh.jpg

 

و به این فكر كنید كه ما خود را وقف كارمیكنیم و نه خانواده مان 16.gif

 

o9nxgo.jpg

 

چه سرمایه گذاری
 ناعاقلانه ای !!
 اینطور فكر نمیكنید؟!!
 به راستی كلمه

“خانواده“ یعنی چه ؟؟

 

21der1v.jpg

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت7:36 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

من اعتراف می‌کنم به قتل، حمل اسلحه
به ارتباط اجنبی، به سازش و مسامحه

من اعتراف می‌کنم به ننگ سرسپردگی
به اغتشاش و مفسده، به شرب خمر و هرزگی

من اعتراف می‌کنم به انقلاب مخملی
به کودتای موسوی علیه بیت رهبری

من اعتراف می‌کنم که خاتمی منافق است
و شیخ هم طبیعتا خرابکار و فاسق است

و اعتراف می‌کنم به صاف بودن زمین
به روز بودن شب و یسار بودن یمین

من اعتراف می‌کنم که جان‌نثار رهبرم
که قتل این همه جوان نبوده کار رهبرم

من اعتراف می‌کنم که شب سفید بود و من
اگر سیاه دیدمش خطای دید بود و من

من اعتراف می‌کنم که اشتباه کرده‌ام
و عمر خویش بی‌جهت چنین تباه کرده‌ام

من اعتراف می‌کنم تعفن لباس من
زکار خویش بوده من خودم خراب کرده‌ام

فقط مرا تمیز کن، مجال یک وضو بده
من اعتراف می‌کنم هوای ‌آب کرده‌ام

من اعتراف می‌کنم نه بطری و نه کابل بود
نه سقف بود و پنکه و نه پیچش طناب بود

من اعتراف می‌کنم که قرص‌ها توهم است
و فرد خائنی چو من نه لایق ترحم است

من اعتراف می‌کنم فقط کمی امان بده
به دوستان گشنه‌ام فقط یه لقمه نان بده

من اعتراف می‌کنم تو رو خدا فقط بزن
چه کار کرده مادرم؟ چه کار کرده پیرزن

من اعتراف می‌کنم فقط نگو به دخترم
در این یکی دوماه من چه آمدست بر سرم

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت6:8 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیك (المپیك معلولین) در شهر سیاتل آمریكا 9 نفر از شركت كنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.

همه این 9 نفر افرادی بودند كه ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم. آنها با شنیدن صدای تپانچه حركت كردند. بدیهی است كه آنها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلكه هر یك به نوبه خود با تلاش فراوان می كوشید تا مسیر مسابقه را طی كرده و برنده مدال پارالمپیك شود.

ناگهان در بین راه مچ پای یكی از شركت كنندگان پیچ خورد . این دختر یكی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد.

هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند ، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند.

یكی از آنها كه مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسكین میده .

سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند.

در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقیقه برای آنها كف زدند.

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت5:53 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |


1. روابط دانشجو با استاد
2. روابط دانشجو با دانشجو
3. روابط استاد با دانشجو
4. روابط كارمندان با دانشجو و بالعكس


1. روابط دانشجو با استاد

الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:
1. دانشجو خودشیرینی می كند به هدف نمره.
2. دانشجو خودشیرینی می كند به هدف استاد.
معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود میرسد.

ب. دانشجو پسر است و استاد مرد:
1. دانشجو و استاد چشم دیدن یكدیگر راهم ندارند.
2. دانشجو و استاد خیلی رفیق می شوند یه طوری كه شوخیهای آنها را نمی توان به قلم آورد.
3. نقش سنگ را برای هم بازی می كنند.
معمولا در هیچ كدام از حالات فوق هیچ كدام از طرفین هدفی را دنبال نمی كنند.

2. روابط دانشجو با دانشجو

الف: پسر با پسر: استغفرالاه!

ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نیاره!

ج: پسر با دختر: آهان رسیدیم سر اصل مطلب!:
1. روابط در حد نگاه; نهایت رابطه: آمار گیری
2. روابط در حد سلام و علیك; نهایت رابطه: احوال پرسی
3. روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهایت رابطه: كپی جزوه ها
4. روابط در حدسالی یكبار تور یكروزه تفریحی ; نهایت رابطه: سالی دوبار تور یكروزه تفریحی!
5. روابط در حد پارتیهای دوره ای; نهایت رابطه: روم نمی شه بگم!
6. روابط در حد درس خواندنهای دست جمعی; نهایت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهای عالم!
7. روابط در حد مرغ عشق; نهایت رابطه: ...(چی بگم والا!)



3. روابط استاد با دانشجو:

الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:
1. استاد از دماغ فیل افتاده است و هیچكس را تحویل نمی گیرد.
2. استاد هم مجرد است هم شكارچی!
3. استاد دنبال بهانه ای می گردد تا نمره بذل و بخشش كند.

ب: استاد مرد است و دانشجو پسر:
اتفاقات تكراری است.

ج: استاد زن است و دانشجو دختر یا پسر:
استاد بنده خدا كار خودش را می كند و دانشجو ها برای خودشان آتیش می سوزانند.


4. روابط كارمندان با دانشجو و بالعكس

معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسمیت پیدا می كند. گاهی اوقات هم بعضیها موش میدوانند

+نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت10:46 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

خیلی ها دوست دارند كه بدونند اولین هر چیزی كجا بوده و چطوری بوده ، از این رو ما كه اسم پیتزا داوود رو خیلی شنیده بودیم تصمیم گرفتیم بریم یه تستی بكنیم.
 
وارد كوچه لولاگر (آدرس كامل پائین صفحه هست) كه می‌شید انتهای كوچه به اندازه یه وانت جعبه نوشابه پپسی می‌بینید كه جلوی یه مغازه قدیمی هستش. وقتی وارد مغازه آقا داوود می‌شید دو سه تا میز كوچیك دو نفره می‌بنید و یه سكو كه روش می‌تونید غذا بخورید. از طرفی هم روبروتون یه یخچال قدیمی كه فقط توش كالباس و سوسیس می‌بینی كه خورد شده آماده استفاده هستند.
 
 
ولی اینجا یه پیتزا فروشی معمولی نیست! اولین پیتزا فروشی ایرانه! پس باید توقع داشته باشید یه چیزاییش فرق كنه.
اینجا رسم و رسوم خودشو داره و اگه شما تا حالا اونجا نرفته باشید حتما” غافل گیر می‌شید. از این رسم و رسوماش براتون بگم:
تو این پیتزا فروشی هیچ غذای غیر از پیتزا گیرتون نمی‌یاد و شما می‌تونید از 7 نوع پیتزایی كه داره انتخابای خودتون رو داشته باشید. پیشنهاد من پیتزا مخلوط و یا پیتزا قارچه.
خوب حال نوبت سفارش دادنه : می‌گید یه پیتزا مخلوط و اون اسم شما رو می‌پرسه! شما باید اسم كوچیكتونو بهش بگید و الا دوباره می‌پرسه! بعد از این بلافاصله یه 400 ، 500 گرم كالباس كه داخل فویل گذاشته شده رو جلوتون میذاره! كه شما كلی تعجب می‌كنید كه بابا من پیتزا سفارش دادم نه كالباس خام!!! این كالباس كه میشه گفت از معمولی ترین كالباس های موجود بازاره  و بصورت نامنظم با كارد خورد شده در اصل پیش غذای شماست. و شما با سس فراونو و آویشنو وفلفل می‌تونید میل كنید. به ازای هر پیتزا  یكی از این كالباس ها هم میده. البته شما اگه بخواهید بازم كالباس میده انقدر كه دیگه نتونی چیزی بخوری و بابت این كالباس ها از شما هیچ پولی نمی‌گیره!!! پس با خیال راحت بخورید.
من نمیدونم ، با این كه می‌دونی كالباسش یك درصد هم گوشت نداره ،ولی با یه ولع خاصی شروع می‌كنی به كالباس خوردن كه انگار تو عمرت كالباس نخوردی!
در مورد محل نشستن هم باید بهتون بگم معمولاً توی مغازه جایی برای نشستن نیست و شما باید بیرون مغازه مثل بقه مشتری ها بشنید. و اما مگه بقیه مشتری های چه جوری نشستند؟
 
بقیه از همون جعبه نوشابه ها كه اول داستان براتون گفتم دارند استفاده می‌كنند. شما هم دو تا جعبه نوشابرو بر می‌گردونید و یكشو می‌كنید صندلی و یكیشو می كنید میز و در عین سادگی و راحتی غذاتون میل می‌كیند.
خوب حالا پیتزای شما حاضر شده و یكی باصدای بلند اسم شما رو صدا می كنه و اگه نشنوید ممد آقا بیرون مغازه دوباره صداتون می‌كنه! حالا پیتزا رو گرفتی یه پیتزا با نون بسیار نازك و تیكه های بزرگ كالباس و سوسیس و قارچ به همراه سس فراونو آویشن.. كاملاً پرملات طوری كه وقتی بر میداری میریزه. البته بگم از همون مواد معمولی تشكیل شده.
و اما از اخلاقای دیگه آقا داوود : البته شبی كه ما رفتیم خود آقا داوود نبود و یه شاگردی داشت بنام ممد آقا كه می‌شد پسر خاله آقا داوود و بعد از بازنشستگی میاد اونجا كمك می‌كنه. اون می گفت كه آقا داوود الان یه سه ماهی هست كه پا درد داره و دیگه نمی‌یاد. اگه آقا داوود احساس كنه كه كسی داره خالی می‌بنده ، یه زنگ زورخونه ای داره كه اونو به صدا در میاره ، یا اگه احساس كنه كه داری بیش از ظرفیتت پیتزا می‌خوای ، بهت نمیده ولی هر چقدر كالباس بخای بهت میده.
 
و اما از گفته های این ممد آقا، كه خیلی هم شنیدنی بود در مود تاریخچه اینجا و مطالبی كه از سایت های مختلف در مورد اینجا خوندم براتون بگم :
اینجا حول و حوش سال 1340 تاسیس شده ، و آقا داوود به همراه یه شریك ارمنی خود اینجا رو باز كردند. اینجا از همون روز اول ساده بوده و الان هم همونطوره. طولی نمی‌كشه كه شریك ارمنی دست از شراكت می‌كشه و میره خارج و آقا داوود می‌مونه و مغازش.  بعد از گذشت سه سال پیتزا پنتری توی ویلا باز می‌شه و بر خلاف پیتزا داوود، پیتزا پنتری یه جای باكلاس و پر از تجملات بوده و برای اینكه ثابت كنه كه جای باكلاسیه شب اول شاه رو دعوت می‌كنه! بگذریم. اولین پیتزا رو آقا داوود 11 قرون می فروخته و الان پیتزا هاش از 2400 تومان هست تا 3900.
توی اینجا از سالاد و سیب زمینی  خبری نیست. و اگه بخوای غذا رو ببری پیتزا رو توی جعبه نمی‌ذاره بلكه لای یه فویل می‌پیچه و به همراه یه دسته كالباس دیگه بهت میده .
یه راوی دیگه می‌گفت كه وقتی از در مغازش خارج می‌شی ازت یه سوال می‌پرسه “سیر شدی ؟ “
ممكن است غذای داوود پر باشد، و جایش كثیف باشد و صندلی‌هایش ناراحت. ممكن است لحظه‌ای از كرده پشیمان شوى. اما داوود با هر‌چه كه دارد یا ندارد تجربه‌ای است با‌ارزش حد‌اقل برای یك‌بار. تجربه خوردن اولین پیتزای تهران.
 
آدرس: خیابان حافظ- زیر پل حافظ- کوچه لولاگر- سمت راست
(میدونستین که من بچه پل حافظم؟! بیمارستان نجمیه؟!)

+نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت10:13 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

فروردین
اگر ورزشكار و هنرمند نیستید پس حتما از جمله كسانی هستید كه مرتب در حال جدل و پس زدن رقبائید و به اصطلاح می‌كوشید تا به حق خود برسید. در زمینه مسائل احساسی و عاطفی، یك نوع یك دندگی و لجاجت در میان نیمی از متولدین این ماه دیده می‌شود كه تا حدی باعث كدورت شده ولی در پایان به نقطه روشن و مثبت می‌رسند. درنیمه دوم سال حسن نیت شما باعث رفع دلتنگی‌ها و كدورت‌ها می‌شود .
از این بابت هراسی به دل راه ندهید كه با شكست و ناكامی رو‌به‌رو نشوید. با زیركی كه دارید از بن‌بست‌ها رهایی خواهید یافت. اجازه ندهید از صداقت و انسانیت شما سوءاستفاده شود. یك نفر، كمك شایانی به شما خواهد كرد كه هیچ‌گاه تصورش را نمی‌كردید. این كمك در زمینه كاری شماست. صبر كنید كه صبر، علاج همه دردهاست. درنیمه دوم سال بیشتر به فكر آینده‌تان باشید، او سال‌هاست كه منتظرشماست.

اردیبهشت
جوان‌تر‌ها بدانند كه زندگی بلاتكلیف، جز افسردگی و انزوا‌طلبی چیز دیگری ندارد. در روحیه كسل خود غرق نشوید و با اجتماع اطراف خود هماهنگ شوید. درنیمه دوم سال عده‌ای با شما برخورد خواهند داشت كه باعث تحولات جدید در زندگی و كارتان خواهند شد. صبر داشته باشید چرا كه هر چیزی برای وقوع، زمانی را می‌‌طلبد. در زمینه كاری، رقابتی دارید كه موفقیت شما در این زمینه حتمی است. چشم دل باز كنید تا خوشی‌ها را هم ببینید و با دیگران تقسیم كنید. از ناامیدی فاصله بگیرید و در سلامتی روحتان كوشش كنید. همكاری در محیط كار برای شما مفید است. بازنگری در موضوعات ارزشمند برایتان مناسب است. درنیمه دوم سال منتظرتان را بیش از این در انتظار نگذارید و زودتر اقدامی بكنید. اتلاف وقت بیش از این جایز نیست.

خرداد
در درنیمه دوم سال در زمینه كاری و شغلی برای متولدین این ماه موفقیت‌هایی پیش می‌‌آید. عده‌ای كه شغل خود را به عللی از دست داده‌اند امكان یافتن كار تازه بهتری دارند. سرگرم مسائل غیرضروری نباشید كه مهم‌تر از اینها را در پیش دارید. اخلاق خوش را فراموش نكنید. زود و بی‌‌جهت عصبانی نشوید كه هیچ نتیجه‌ای ندارد. سستی را كنار بگذارید و هر كاری را كه آغاز كردید تا به انتها انجام دهید، هر چند كوچك باشد. بدون مشورت والدین و بزرگ‌ترها كاری را شروع نكنید، بگذارید پشت شما گرم باشد. سعی كنید لا‌به‌لای موفقیت‌های حاصله گم نشوید و مغرور نگردید كه غره شدن، دوری از دیگران را در پی دارد.
احترام و محبت، تنها هدایایی هستند كه می‌‌توانید به محبوبتان هدیه كنید. پس چرا معطلید؟ عشق پشت در ایستاده، بیابیدش؟...! نیمه دوم سال آمده و در می‌‌زند...

تیر
سعی ‌‌كنید در سال آتی از زندگی بهره كافی را ببرید كه این به نفع شماست.یك نقل و انتقال بزرگ، فكر شما را به خود مشغول ساخته ولی احتیاط را از دست ندهید كه احتیاط شرط اساسی عقل است. مسائل بین شما و همكارانتان یا حتی دوستان و آنهایی كه در غم و شادی شما شریك بوده‌‌اند، سرانجام به پایان خواهد رسید. هرازگاهی نگاهی به گذشته بیندازید، نه خیلی دور، همین چند روز پیش... چگونگی رفتار و امورتان را تجزیه و تحلیل كنید. از ناكامی‌ها عبرت بگیرید و از كامیابی‌ها بهره‌مند شوید. درنیمه دوم سال سعی كنید گام‌های ترقی را قدم به قدم بردارید و در هر صورت محتاط باشید. به احساسات اطراف خود توجه كنید، بی‌‌تفاوت از كنار آنها نگذرید، شاید همان‌ها سرنوشت شما را بسازند یا آینده شما باشند. یك (بله) كار را تمام می‌‌كند، به شرطی كه جوانب را در نظر بگیرید.

مرداد
عشق و مسائل عاطفی برای شما سبب‌ساز خوشبختی است. راز‌دار رازهای خود باشید و سفره دل را پیش هر كسی باز نكنید. گاهی اوقات پیش آمده كه با كسانی درددل می‌‌كنید كه چون حربه، علیه خودتان به كار می‌‌برند. خیلی از حرف‌ها را جدی نگیرید. گاهی، بعضی حرف‌ها را نشنیده بگیرید و خود را به قول معروف به راهی دیگر بزنید. زندگی عاطفیتان در بهترین موقعیت قرار دارد. شما از خیلی نظرها تواناتر هستید
و همچنان موفق. با كارهای زیاد و متنوع، ذهنیت خودتان را آشفته و پراكنده نسازید. سال 88 گذشت، اما به یاد داشته باشید كه درنیمه دوم سال گاهی با خود در گوشه‌ای خلوت كنید و به درون فكر كنید. قلبتان نداهایی دارد. گوش، شما را به جایی وصل می‌‌كند. نداهای قلبی در صورتی كه عقلانی هم باشند راه درست زندگی‌ را نشان می‌‌دهند.

شهریور
اعصاب خسته شما نیاز به استراحت دارد. در محیط كار ممكن است اختلاف نظرهایی پیدا كنید كه باید باحوصله باشید و محبوبیت خودتان را حفظ كنید. پندها و اندرز‌‌های اطرافیان را به گوش جان بخرید كه ارزشمند است. لحظه‌های زندگی را غنیمت بشمارید و به فرداهای دور بیندیشید و پشیمان روزهای رفته نباشید. درنیمه دوم سال با امیدواری به افق‌‌های رو به رو بنگرید و به هدف‌های خویش بدون هراس دست یابید، هرچند كه به نظر دور می‌‌آید اما محقق می‌‌شود. گره‌ها را با دست‌ باز كنید نه با دندان و مراقب سلامتیتان باشید. ممكن است برخی از فشارها شما را بیش از پیش خسته كند اما نگران نباشید. گاهی اوقات شما یادتان می‌‌رود كه قلبی برایتان همیشه می‌‌تپد، پس تپش آن را با تپش قلب خود پاسخ گویید.

مهر
بگو مگو و بحث و جدل‌هایی در میان خانواده بروز كرده كه باید با سیاست و گذشت در رفع آنها كوشش كنید، چرا كه ادامه آنها سبب از هم پاشیدن خیلی از پیوندهای دیرین می‌‌شود. از بند خواسته‌ها و تفكرات دیگران دوری كنید و هرگز شرمسار و سرافكنده نباشید. از گذشته‌ها درس بگیرید اما هیچ‌گاه نگذارید كه دیگران آینده شما را رقم بزنند. حضور خودتان را اثبات كنید و نشان دهید كه شایستگی انجام هرگونه فعالیتی را دارید. قراردادهایی جهت منعقد نمودن به شما پیشنهاد می‌‌شود كه به احتیاط در آنها بسیار توصیه می‌‌شود. این روزها زندگی اجتماعی و احساسی شما غنی است.
چه بخواهید چه نخواهید، باید بدانید كه عاشق شده‌اید. قدر حرمت‌ها را بدانید و دوستان خود را از خود دور نكنید. او شما را دوست دارد.

آبان
آن دسته از افرادی كه تا امروز متكی به دیگران زندگی كرده‌اند، باید به یك اقدام اساسی دست بزنند و به فكر یك مسیر مستقل و تكیه به خلاقیت و قدرت خود باشند. گاهی اوقات از وضعیت پیش آمده خسته می‌‌شوید و از همه چیز و همه كس ایراد می‌‌گیرید. باید در رفتار و كردار خود تجدیدنظر سریع به عمل آورید، چون باعث دوری دوستان و آشنایان می‌‌شود.درنیمه دوم سال قدر موقعیت‌ها را بدانید، انتظارات شما برآورده می‌‌شود. حوادثی در راه است كه نتایج ثمربخشی خواهد داشت. با خانواده با محبت برخورد كنید كه دعای والدین اثر عجیبی به همراه دارد. وضعیت مناسب مالی شما دلیل این نمی‌‌شود كه بی‌‌‌حساب خرج كنید. نظم مسائل مالی را حفظ كنید تا دچار دردسر نشوید. تنهایی و انزوا را رها كنید و به دنبال شكوفایی توانایی‌هایتان باشید. او شما را دوست دارد، شما چه‌طور؟

آذر
استقلال، ایده‌ال‌ترین هدفی است كه می‌‌توانید داشته باشید، پس تصمیم به زندگی مستقل، عقلانی است و باید با یك اقدام حسابگرانه و دوراندیشی صورت پذیرد تا با ناكامی و شكست مواجه نشوید. هیچ‌گاه تحت فشار، كاری را انجام ندهید كه سبب رویدادهای ناخوشایندی می‌‌شود، به‌خصوص ازدواج كه به‌طور حتم باید با اراده قلبی و خواسته خود فرد باشد. پس فكر كنید تا به آنچه كه در آرزوی آن بوده اید و ذهنتان به آن مشغول بوده برسید.برای یكی از آشنایان مشكلی پیش آمده كه دلجویی شما نگرانی آنها را كاهش می‌‌دهد. غرور را از قلب خود جدا كنید. روابط شخصی و خانوادگی خود را گسترش دهید. نگران نباشید و لبخند بزنید و تعامل مهرآمیز را فراموش نكنید. به فكر او باشید، چرا كه او به فكر شماست.

دی
وفاداری را سرلوحه قرار ‌‌دهید ولی در عین حال تودار هم باشید. قدر دوستان صادق و صمیمی خود را بدانید و نقش آنها را در زندگیتان خوب مورد ارزیابی قرار دهید. به وعده‌هایتان عمل كنید. هیچ مسئله‌ای غیراخلاقی‌تر از خلف وعده نیست. شما بسیار مورد اعتماد اطرافیان هستید، صفتی كه از هر ثروتی ارزشمند‌تر است. مشكلی كه مدت‌ها شما را رنجانده، به خودی خود حل می‌‌شود. برای آشتی پیش قدم شوید چرا كه دوستی در انتظار شماست.ممكن است تضادهای خانوادگی پیش بیاید كه نگران‌كننده خواهد بود. دارایی‌های شما با یك تصمیم و تغییر به جا فعال خواهد شد و در كل، تغییرات نامنظمی برایتان پیش می‌‌آید، اما كماكان شما نظم خود را دارید و كمتر دچار دردسر می‌‌شوید، پس نگران نباشید.درنیمه دوم سال منتظر نسیم عاشقی باشید، پنجره دل را باز كنید تا احساسش كنید.

بهمن
گناه و اشتباه اطرافیان را بزرگ نكنید و تا حدامكان به آنها فرصت جبران بدهید تا به صورت یك مسئله حاد در نیاید. تا قدرت دارید شادی و امید را به زندگی راه بدهید و اجازه ندهید یاس و افسردگی و ناامیدی از در و دیوارها خود را وارد كنند. با عبرت گرفتن از گذشته، حال را به بهترین نحو ممكن طی كنید. از تجربه‌های دیگران هم استفاده كنید و فصلی نو در روابطتان بگشایید و دور بدبینی را خط بكشید كه شما را از همه دور می‌‌سازد. یك خبر غیرمترقبه دریافت می‌‌كنید؛ چیزی كه از آن قطع امید كرده بودید. تغییراتی در زمینه خانوادگی و شغلی برایتان پیش می‌‌آید كه شما را به یاد خاطرات گذشته می‌‌اندازد. درنیمه دوم سال زمان آن است كه یك تصمیم جدید در برداشتن گام‌های خود اتخاذ كنید. عشق را شوخی نگیرید، چرا كه ممكن است سرنوشت انسان‌ها را تغییر دهد.

اسفند
از انتقاد و سرزنش دست بكشید و فضای خانوادگی و حرفه‌ای خود را به فضایی دوستانه مبدل سازید. برای هماهنگی سلامت جسم و روح تلاش كنید. یاد بگیرید برای امروز زندگی كنید و به خاطر داشته باشید كه بی‌‌دوست و بی‌‌عشق، زندگی هیچ نخواهد بود و بدانید كه زندگی وسعت‌پذیر است و یك لحظه‌اش را نباید تباه كرد تا آن‌كه به هدف‌ها دست یابید. مدتی است كه به انتظار نشسته‌اید، اما امسال دیگر پایان راه است و آرزوهایتان به سرانجام خواهد رسید. انتظارتان به زودی به نتیجه خواهد رسید. در سال آتی، از همان روزهای اول، قدم‌هایتان را در زندگی به درستی بردارید. امسال با خود عهد كنید كه اشتباهات بچه‌گانه را تكرار نكنید و قدر فرصت‌ها را بدانید... به فكر روز‌های خوب باشید، هم شما و هم همدم شما در زندگی.

+نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت12:36 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

ده غذای مخصوص میلیونرها !


اگر احیاناً سری به یکی ازرستورانهای بین المللی درکشورخودمان یا کشورهای ثروثمند جهان بزنید، حتماً گرانترین غذای رستوران یا از لیست زیر است یا اینکه مواد تشکیل دهنده آن یکی از مواردی ‏است که در لیست زیر به عنوان گرانترین مواد خوراکی جهان آمده است و شما می توانید با افتخار بگویید ‏که حداقل چهار مورد از ده مورد غذای گران جهان درا یران پرورش و تولید می شود.

با ما به ادامه ی مطلب بیایید...

ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت3:41 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

شوهر عزیزم،

 

قبل از اینکه از مسافرت برگردی فقط میخواستم در مورد یه تصادف خیلی خیلی کوچیک بهت بگم که وقتی میخواستم ماشین رو توی پارکینگ بذارم اتفاق افتاد.

خوشبختانه من اصلاً صدمه ندیدم، بنابراین اصلاً نگران حال من نباش. من خوبم...

داشتم از فروشگاه برمیگشتم خونه، خواستم ماشین رو توی پارکینگ بذارم که اشتباهاً بجای اینکه پدال ترمز رو فشار بدم، پدال گاز رو فشار دادم.

اتفاق مهمی نیفتاد. در پارکینگ یه کم خراب شد. ماشین من هم آروم به ماشین تو برخورد کرد و ایستاد.

من واقعاً متأسفم، میدونم که تو با اون قلب مهربونت من رو میبخشی..

نمیدونی چقدر تو رو دوست دارم...

مشتاقانه منتظرم از سفر برگردی و تو رو در آغوشم بگیرم.

همسر دوست داشتنی تو

راستی، یه عکس از صحنه تصادف برات میفرستم تا زیاد نگران نباشی.

 

 

نامه ای به شوهر ....از طرف زن....

 

.

.

.

.


در ضمن دوست دخترت هم زنگ زد!!!!!!!

+نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت4:25 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

 

بعد از این همه سال، چهره‌ی ویلان را از یاد نمی‌برم. در واقع، در طول سی سال گذشته، همیشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگی را دریافت می‌کنم، به یاد ویلان می‌افتم ...

  ویلان پتی اف، کارمند دبیرخانه‌ی اداره بود. از مال دنیا، جز حقوق اندک کارمندی هیچ عایدی دیگری نداشت. ویلان، اول ماه که حقوق می‌گرفت و جیبش پر می‌شد، شروع می‌کرد به حرف زدن ...

  روز اول ماه و هنگامی‌که که از بانک به اداره برمی‌گشت، به‌راحتی می‌شد برآمدگی جیب سمت چپش را تشخیص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود.

  ویلان از روزی که حقوق می‌گرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته می‌کشید، نیمی از ماه سیگار برگ می‌کشید، نیمـی از مـاه مست بود و سرخوش.

  من یازده سال با ویلان هم‌کار بودم. بعدها شنیدم، او سی سال آزگار به همین نحو گذران روزگار کرده است. روز آخر کـه من از اداره منتقل می‌شدم، ویلان روی سکوی جلوی دبیرخانه نشسته بود و سیگار برگ می‌کشید. به سراغش رفتم تا از او خداحافظی کنم.

  کنارش نشستم و بعد از کلی حرف مفت زدن، عاقبت پرسیدم که چرا سعی نمی کند زندگی‌اش را سر و سامان بدهد تا از این وضع نجات پیدا کند؟

  هیچ وقت یادم نمی‌رود. همین که سوال را پرسیدم، به سمت من برگشت و با چهره‌ای متعجب، آن هم تعجبی طبیعی و اصیل پرسید: کدام وضع؟

  بهت زده شدم. همین‌طور که به او زل زده بودم، بدون این‌که حرکتی کنم، ادامه دادم:

همین زندگی نصف اشرافی، نصف گدایی!!!

ویلان با شنیدن این جمله، همان‌طور که زل زده بود به من، ادامه داد:

تا حالا سیگار برگ اصل کشیدی؟

گفتم: نه !

گفت: تا حالا تاکسی دربست گرفتی؟

گفتم: نه !

گفت: تا حالا به یک کنسرت عالی رفتی؟

گفتم: نه !

گفت: تا حالا غذای فرانسوی خوردی؟

گفتم: نه !

گفت: تا حالا یه هفته مسکو موندی خوش بگذرونی؟

گفتم: نه !

گفت: خاک بر سرت، تا حالا زندگی کردی؟

با درماندگی گفتم: آره، .... نه، ... نمی دونم !!!

  ویلان همین‌طور نگاهم می‌کرد. نگاهی تحقیرآمیز و سنگین ...

  حالا که خوب نگاهش می‌کردم، مردی جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم، ویلان جلویم ایستاده بود و تاکسی رسیده بود. ویلان سیگار برگی تعارفم کرد و بعد جمله‌ای را گفت. جمله‌ای را گفت که مسیر زندگی‌ام را به کلی عوض کرد.

  ویلان پرسید: می‌دونی تا کی زنده‌ای؟

جواب دادم: نه !

ویلان گفت: پس سعی کن دست کم نصف ماه رو زندگی کنی.

+نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت10:45 قبل از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

واحد مرکزی خبر: یک پیتزافروش خوش ذوق ایتالیایی پس از سفر به ایران ، با تلفیق دو غذای ملی ایتالیایی و ایرانی ، پیتزاچلوکباب را ابداع کرد.

استفانو کوپارونی که در شهر ساحلی انکونا رستوران دارد ، با افزودن برنج زعفرانی و کباب به پیتزا ، مشتریان خود را با این غذای جدید آشنا کرد.

یک خانم ایتالیایی در حالی که با فرزند خود سرگرم خوردن این پیتزا بود گفت: من و پسرم پیتزاچلوکباب را خیلی دوست داریم و چند بار به ایران سفر کرده ایم و از نزدیک با غذاهای خوشمزه و مردم مهمان نواز این کشور اشنا هستیم.

چلوکباب

وی تاکید کرد: با خوردن این غذا ، خاطرات خوب ایران را زنده می کنیم.
یکی دیگر از مشتریان این رستوران گفت واقعا غذای خوشمزه ای است. من حداقل هفته ای یک بار برای خوردن پیتزاچلوکباب این جا می ایم.

استفانو کوپارونی رییس این رستوران هم گفت چلوکباب یکی از لذیذترین غذاهایی بود که من در ایران در اصفهان خوردم و به همین علت چند ماه پیش از یکی از دوستان ایرانی ام به نام اکبر قربانعلی راد که در شهر انکونا زندگی می کند خواهش کردم تا به من در تهیه پیتزاچلوکباب کمک کند.

خوشبختانه ایتالیایی ها به خوبی از این غذا استقبال کردند.

پیتزا

قربانعلی راد هم گفت: مشتریان ایتالیایی ما خیلی پیتزاچلوکباب دوست دارند مخصوصا با زعفران ایرانی که روی برنجش می ریزیم.

یکی دیگر از مشتریان این رستوران در حال خوردن دومین پیتزا خود بود گفت من برای نخستین بار است که پیتزاچلوکباب می خورم و باید بگویم واقعا غذای بسیار لذیذی است.

به این ترتیب پس از پیتزاقرمه سبزی در ایتالیا ، پیتزا چلوکباب ایرانی هم به یکی از پرطرفدارترین پیتزاها در این کشور تبدیل شده است.

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت6:25 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

آیا مایلید به افکار کسی که کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجهه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان نیز بشناسیم اما این شناخت در مواجهه حضوری با دانستن بسیاری از حالات اثبات شده در علم روانشناسی بهترین شناخت را نسبت به دیگران برایمان به ارمغان می اورد. اکنون با توجه به نکات ارائه شده میتوانید از روی هر یک از حالات زیر افکار آنها را بخوانید:

فکر

خوددار

اگر شخصی دستهایش را پشت کمر خود قفل کند این امر نشان میدهد که وی خود را بشدت کنترل کرده است . دراین حالت او سعی دارد خشم یا احساس نا امیدی را از خود دور کند. این فرد در واقع نشان میدهد که از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است و میتواند در حالات مختلف بر خشم یا ناامیدی خود غلبه کند . در این حالت بهتر است با این فرد به آرامی ارتباط برقرار کرد

تدافعی

اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد این حالت نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله غیر منتظره و ناگهانی یا بی میلی برای تغییر چهره شخص است. اگر انگشتها مشت شده باشند حالت بی میلی شدیدتر است در این حالت بهتر است با ارامش با شخص مورد بحث برخورد شود تا کم کم از حالت تدافعی خود خارج شده و ارتباطی زیبا را شروع کند

متفکر

گره کردن دستها به دسته های صندلی نشان میدهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است این حالت شاید بیشتر در مسافران مظطرب هواپیما به هنگام پرواز و فرود دیده شود.

بسیاری از افراد این حالت را به نوعی رسیدن به تصمیمی بزرگ میدانند اما روانشناسان بالینی میگویند که حتی اظطراب نیز نشانه تفکر فرد است

دقیق

وقتی شخص انگشت سبابه خود را روی صورت و بقیه دستش را بصورت گره کرده در پایین صورتش قرار میدهد یعنی که فرد مورد نظر بسیار دقیق است. این حالت نشان میدهد که شخص با دقت زیاد به صحبت های شما گوش میدهد و یک یک کلمات شما را می سنجد و در عین حال در چهره او حالت انتقادی نیز به چشم میخورد اما این انتقاد جنبه دوستانه دارد و شاید بیشتر به منظور برقرار یک ارتباط بین دو نفر است

دودلی

انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دو دلی است . او به صحبت های شما و صحت گفته هایتان تردید میکند . در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد به گفته برخی از روان شناسان نگاه خیره همیشه نشانه دو دلی است چرا که ثابت قدم و محکم بودن نگاه انسان را نیز مصمم و با اراده می سازد. شاید چون از نگاه شما تردید و دودلی آشکار است دیگران برای قدم جلو گذاشتن و دوست شدن با شما ترید دارند

بی گناه

دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشند بهترین نمونه برای حالت بی گناهی و درستکاری است. این حالت به عقیده اکثر روانشناسان اثر باقیمانده ای از شکل سوگند خوردن است که در آن دست را روی قلب قرار میدهند. حالت تواضعی که در این عمل وجوددارد میتواند به شما بگوید که این فرد به رغم آنکه خود به بی گناهیش اذعان دارد ولی نمیداند چگونه آنرا به اثبات برساند و در عین حال بسیار مایل است تا دوست صمیمی برای بیان آنچه در قلبش میگذرد داشته باشد

مطمئن

دستهایی که به کمر زده میشود در مردها نشان دهنده آن است که فرد به آنچه میگوید اعتقاد و اعتماد کامل دارد. خانمها هنگامی که دست خود را به کمر میزنند نشان میدهند که به آنچه میگویند اطمینان دارند. اما در هر دو مورد این حالت به ما میگوید که فرد به هر حال احساس اطمینانی در گفته ها و رفتار خود دارد که میتواند به سادگی این شرایط را به دیگری نیز منتقل کند

مرموز

دستهای مشت شده در زیر چانه نشان میدهد که شخص نظریاتش را پنهان میکند و به شما اجازه می دهد تا صحبت خود را تمام کنید. آنگاه زمانیکه حرفهای شما پایان یافت در کمال آرامش به شما و نظریات شما حمله میکند. شگرد جالبی است. شخص ابتدا اطمینان شما را جلب میکند و سپس در نهایت آرامش به شما میگوید که شما و نظریاتتان را قبول ندارد

ظاهر ساز

در این حالت شخص آرام بنظر میرسد اما این آرامش پیش از توفان است این حالتی است که بیشتر روسا بخود میگیرند تا خود ر ا بگونه ای به زیر دستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه و جذابیت آنها نیز کم نشود. ظاهرسازی معمولا از آن دسته حالتهایی است که در بیشتر افراد دیده میشود ولی نوع آنها با یکدیگر متفاوت است . اما به هر حال حالت خوبی از یک فرد برای شروع یک ارتباط محسوب نمیشود

مالکیت

قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی- میز-سکو و (…شانه حالت مالکیت است. در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و از این طریق آرامش خود را نشان دهد. روان شناسان این حالت را حالت مالکیت میدانند که در نهایت به عقیده فرد مورد نظر به موفقیت وی در کارها منجر خواهد شد

اعتماد به نفس

تکیه زدن به صندلی درحالتیکه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است . اگر شخصی در این حالت صحبت میکند به گفته های خود اعتماددارد و اگر به صحبت های شما گوش میدهد به خود زحمت ندهید ا و خود همه ماجرا را میداند.

+نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت6:51 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

+نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت6:40 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

دکتر تاجر نیا رو هم گرفتند!

به جرم دفاع از یک اعتقاد!!

باورتون میشه؟!

همون دکتر تاجرنیای محبوب و پرمشغله ی کنگره 49 دندانپزشکی

متخصص پروتزهای دندانی و عضو انجمن صنفی دندانپزشکان

جرم= عضو رسمی حزب مشارکت ملی!!!


+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت10:11 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |

 دکتر الهام فرخ، متخصص دندان پزشکي کودکان، گفت: يکي از مواردي که در درمان دندان پزشکي کودکان مهم است، مساله پيشگيري است.

در کشور ما افراد آگاهي زيادي در زمينه پيشگيري ندارند و زماني اقدام مي کنند که دندان آسيب ديده و هزينه هنگفتي را متحمل مي شوند.

وي افزود: يکي از راه‌هاي ارزان و آسان پيشگيري از پوسيدگي دندان، استفاده از آدامس‌هايي است که به عنوان شيرين کننده در آن از زايليتون استفاده مي شود. در بسياري از کشورها با استفاده از آدامس‌هايي که فاقد شکر و داراي زايليتون هستند ميزان پوسيدگي دندان را کاهش داده‌اند.

به گفته دكتر فرخ، زايليتون يک قند الکلي است که باعث کاهش چسبندگي پلاک روي دندان‌ها و در نتيجه کاهش پوسيدگي مي شود در حقيقت زايليتون مانع از رشد و متابوليسم باکتري مي شود.

اين متخصص دندان پزشکي کودکان گفت: بهترين زمان براي اثر گذاري زايليتون به هنگام رويش دندان هاي دايم است که ميزان مصرف روزانه 5 گرم ، يا 4 تا 5 قطعه آدامس حاوي زايليتون در طول روز توصيه مي شود.

منبع- ایسنا

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت9:42 بعد از ظهرتوسط اژدها ی گرزه | |